نشانههای خاموش یک بحران رو به تشدید میان ایران و آمریکا
در حالی که آخرین دور مذاکرات غیرمستقیم میان ایالات متحده و ایران در ژنو بدون دستیابی به پیشرفتی ملموس پایان یافت، مجموعهای از تحولات سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک در منطقه این پرسش را بیش از هر زمان دیگری مطرح کرده است: آیا جهان در آستانه یک درگیری نظامی جدید در خاورمیانه قرار دارد؟
برخلاف بحرانهای گذشته که با تهدیدهای آشکار و لحنهای تند آغاز میشدند، این بار نشانهها آرامتر اما معنادارتر ظاهر شدهاند؛ هشدارهای سفر، خروج دیپلماتها، تحرکات نظامی و تلاشهای فشرده میانجیگری، همگی تصویری از بحرانی را ترسیم میکنند که شاید هنوز اعلام نشده، اما در حال شکلگیری است.
موج هشدارهای جهانی؛ نشانهای از نگرانی فزاینده
پس از افزایش تنشها میان واشنگتن و تهران، چندین کشور بهطور همزمان هشدارهای مسافرتی خود درباره ایران را بهروزرسانی کردند؛ اقدامی که در ادبیات دیپلماتیک معمولاً نشانه ارزیابی خطرات امنیتی جدی تلقی میشود.
چین با صدور هشدار کنسولی از شهروندان خود خواست ایران را «در اسرع وقت» ترک کنند و از سفر جدید به این کشور خودداری نمایند. همزمان کشورهایی چون آلمان، هند، لهستان، صربستان، سوئد، قبرس و فنلاند نیز توصیههایی مشابه صادر کردند و از اتباع خود خواستند در صورت حضور در ایران، هرچه سریعتر خاک این کشور را ترک کنند.
دولت کانادا نیز با انتشار اطلاعیهای رسمی، از شهروندان خود خواست در صورت امکان خروج امن، فوراً ایران را ترک کنند و برای شرایط اضطراری احتمالی، مدارک و مایحتاج ضروری خود را آماده نگه دارند.
چنین هماهنگی کمسابقهای میان دولتها معمولاً بر پایه ارزیابیهای اطلاعاتی مشترک صورت میگیرد؛ موضوعی که نگرانیها درباره احتمال تشدید بحران را افزایش داده است.
خروج دیپلماتها؛ سیگنال کلاسیک پیش از بحران
در اقدامی دیگر، سفارت ایالات متحده در بیتالمقدس اعلام کرد به کارکنان غیرضروری و خانوادههای آنان اجازه خروج از اسرائیل داده شده است. این تصمیم که تحت عنوان «خروج اختیاری» شناخته میشود، اندکی پس از صدور فرمان «خروج اجباری» برای برخی کارکنان سفارت آمریکا در بیروت اتخاذ شد.
تحلیلگران روابط بینالملل این اقدامات را یکی از نشانههای کلاسیک پیش از بحرانهای نظامی میدانند؛ زیرا دولتها معمولاً پیش از هرگونه درگیری احتمالی، سطح حضور غیرضروری دیپلماتیک خود را کاهش میدهند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که ایالات متحده یکی از بزرگترین ناوگانهای نظامی خود را در خاورمیانه مستقر کرده است؛ اقدامی که از دید بسیاری، هم جنبه بازدارندگی دارد و هم پیام سیاسی روشنی برای تهران محسوب میشود.
در مقابل، ایران هشدار داده است که در صورت هرگونه حمله، پایگاههای آمریکایی در منطقه را هدف قرار خواهد داد؛ تهدیدی که میتواند به سرعت دامنه درگیری را به کشورهای منطقه، از جمله اسرائیل، گسترش دهد.
دیپلماسی در دقیقه نود؛ نقش عمان
در میان افزایش تنشها، تحرکات دیپلماتیک نیز شدت گرفته است. بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، در سفری غیرمنتظره راهی واشنگتن شد تا با جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا و دیگر مقامات ارشد دیدار کند.
هدف این سفر، تلاش برای کاهش تنشها و جلوگیری از وقوع درگیری نظامی عنوان شده است.
عمان سالهاست نقش میانجی قابلاعتماد میان تهران و واشنگتن را ایفا میکند. در مذاکرات اخیر ژنو نیز این کشور پیامها و پیشنهادها را میان هیئت آمریکایی به ریاست استیو ویتکاف و جرد کوشنر و تیم ایرانی به سرپرستی عباس عراقچی منتقل کرد.
مقامات عمانی پس از پایان گفتوگوها از «پیشرفتهای چشمگیر» سخن گفتند و اعلام کردند احتمال دارد تیمهای کارشناسی دو طرف در مرحله بعدی در وین برای بررسی جزئیات فنی توافق احتمالی گردهم آیند.
تهدید جنگ یا فشار برای توافق؟
همزمان با این تحولات، دونالد ترامپ هشدار داده بود که در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی روی میز خواهد بود. با این حال، جیدی ونس اخیراً تأکید کرده است که واشنگتن همچنان دیپلماسی را ترجیح میدهد و ایالات متحده قصد ورود به یک جنگ طولانی و فرسایشی در خاورمیانه را ندارد.
این دو پیام ظاهراً متناقض، در واقع بخشی از یک راهبرد شناختهشده سیاسی محسوب میشود: افزایش فشار نظامی برای تقویت موقعیت مذاکره.
از دید برخی تحلیلگران، استقرار نیروها و هشدارهای امنیتی بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای جنگ باشد، ابزاری برای وادار کردن طرف مقابل به امتیازدهی در مذاکرات است. با این حال، تاریخ منطقه نشان داده است که حتی بحرانهایی که با هدف فشار سیاسی آغاز میشوند، میتوانند بر اثر یک اشتباه محاسباتی به درگیری واقعی تبدیل شوند.
منطقهای بر لبه عدم قطعیت
خاورمیانه امروز در وضعیتی قرار دارد که مرز میان بازدارندگی و درگیری بسیار باریک شده است. افزایش آمادگی نظامی، تخلیه تدریجی دیپلماتها، هشدارهای جهانی و تلاشهای فشرده میانجیگری، همگی نشانههایی هستند که معمولاً پیش از لحظات سرنوشتساز تاریخی دیده میشوند.
پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا تنش وجود دارد یا نه؛ بلکه این است که آیا دیپلماسی میتواند سریعتر از چرخه تشدید بحران عمل کند؟
در حال حاضر، طبلهای جنگ شاید هنوز رسماً به صدا درنیامده باشند، اما پژواک آنها در تصمیمهای دولتها، حرکت ناوگانها و اضطراب پایتختهای جهان بهوضوح شنیده میشود.
و شاید مهمترین واقعیت این باشد:
سرنوشت این بحران نه فقط آینده روابط ایران و آمریکا، بلکه ثبات کل منطقه را رقم خواهد زد.
27 فوریه 2026 – 8 اسفند ۱۴۰۴
جواد فیروزمند