در حالی که ایران همچنان درگیر یکی از گستردهترین و خونینترین موجهای اعتراضی دهههای اخیر است، گزارشها و روایتهای منتشرشده در رسانههای معتبر فرانسوی، از جمله روزنامۀ فیگارو، هفتهنامۀ «فرانتیرور» و روزنامۀ لوموند، از ورود جمهوری اسلامی به مرحلهای تازه از سرکوب حکایت دارند؛ مرحلهای که با قطع کامل ارتباط کشور با جهان خارج، استفاده از خشونت عریان و سازمانیافته، و تلاش برای پنهانسازی ابعاد واقعی کشتار همراه شده است.
به نوشتۀ فیگارو، با وجود خاموشی سراسری اینترنت که از پنجشنبه گذشته بر ایران حاکم شده، اطلاعات مربوط به قربانیان سرکوب بهتدریج و بهصورت محدود از کشور خارج میشود. این اطلاعات، هرچند به دلیل محدودیتهای شدید ارتباطی قابل راستیآزمایی مستقل نیستند، تصویری هولناک از ابعاد خشونت حکومتی ارائه میدهند. برخی منابع نزدیک به اپوزیسیون، شمار کشتهشدگان را بین دوازده هزار تا حتی بیست هزار نفر برآورد کردهاند. اگر چه این آمار رسماً تأئید نشده است، اما به نوشتۀ فیگارو، شواهد موجود آنقدر سنگین است که از «بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران» سخن گفته میشود.
فیگارو مینویسد تصمیمگیری برای چنین سطحی از کشتار، تنها میتوانسته در بالاترین سطوح قدرت اتخاذ شده باشد.یعنی در شورای عالی امنیت ملی، با تأیید مستقیم علی خامنهای. روایتهای شاهدان عینی که از طریق تماسهای کوتاه تلفنی یا ارتباطهای نادر ماهوارهای به بیرون رسیدهاند، این فرضیه را تقویت میکنند. یک شهروند تهرانی، در پیامی صوتی که با استفاده از اینترنت ماهوارهای ارسال شده، به فیگارو میگوید: «حکومت شمشیر را در روز روشن از نیام کشیده است. بیهیچ ملاحظهای میکشد. جامعه جهانی نباید روی برگرداند و باید هرچه سریعتر واکنشی قاطع نشان دهد.»
تصاویر و ویدئوهایی که از سردخانۀ کهریزک در جنوب تهران به بیرون درز کردهاند و ردیفهایی از کیسههای سیاه اجساد را نشان میدهند، به نوشتۀ فیگارو، «نشانههایی نگرانکننده از ابعاد واقعی فاجعه» به دست میدهند. این تصاویر با گزارشهای روزنامۀ لوموند همخوانی دارد که در گزارشی میدانی به قلم غزل گلشیری، بر اساس شهادتهای مستقیم، از «ابعادی بیسابقه» در سرکوب سخن میگوید.
لوموند روایت کیارش، یکی از معترضان، را بازتاب میدهد که در جریان تظاهرات تهران شاهد تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی بوده است. او میگوید: «سه نفر کنار من افتادند. تیراندازی از فاصله نزدیک بود. صداها هنوز در سرم میپیچد.» این شاهد عینی همچنین از حضور افراد مسلح با لباس غیرنظامی و استفاده از سلاحهای مجهز به صداخفهکن خبر میدهد، روایتی که با گزارشهای دیگر درباره شلیک هدفمند به سر و بالاتنه معترضان منطبق است.
کیارش همچنین صحنههایی را توصیف میکند که در گورستان بهشت زهرا دیده است : جایی که اجساد قربانیان برای شناسایی منتقل شدهاند. به گفتۀ او، «در سولهها دو یا سه لایه جسد روی هم انباشته شده بود». او میافزاید که هر سوله میتوانست بیش از هزار جسد را در خود جای دهد و کامیونها پیدرپی اجساد تازه را تخلیه میکردند. لوموند تأکید میکند که این شهادتها با تصاویر و ویدئوهای تأییدشدهای از سردخانۀ کهریزک نیز تطابق دارد.
در همین حال، هفتهنامۀ «فرانتیرور» در مقالهای تحلیلی به قلم شهلا شفیق، نویسنده و پژوهشگر ایرانی، بر این نکته تأکید میکند که قطع اینترنت و شبکههای تلفن همراه صرفاً یک اقدام امنیتی موقت نیست، بلکه بخشی از راهبرد حکومتی است که به گفتۀ او «در حال احتضار» است. شفیق مینویسد جمهوری اسلامی، بهویژه پس از فراخوان رضا پهلوی برای تصرف مراکز حساس، نهتنها دسترسی به اینترنت، بلکه ارتباطات موبایلی را نیز بهطور کامل یا مقطعی قطع کرده و همزمان با بسیج نیروهای مسلح، کوشیده است جامعهای معترض را در انزوای کامل نگه دارد.
به نوشتۀ «فرانتیرور»، اطلاعاتی که با وجود این محاصرۀ ارتباطی به بیرون راه یافته، از «سرکوبی نظاممند و حسابشده» حکایت دارد. شهلا شفیق مینویسد هزاران نفر کشته شدهاند و گزارشهای متعدد از ربوده شدن اجساد از سردخانهها یا تحویل آنها در قبال دریافت مبالغ سنگین از خانوادهها خبر میدهند. به گفتۀ او، پزشکان قانونی اصابت مستقیم گلوله به سر و چشم قربانیان را تأیید کردهاند و حکومت حتی «بهای گلولهها» را از بازماندگان مطالبه میکند.
فیگارو نیز با استناد به شهادت اعضای دیاسپورای ایرانی، نمونههای مشخصی از این خشونت را روایت میکند. یکی از این روایتها مربوط به مردی سیساله از اصفهان است که در جریان تظاهرات مسالمتآمیز هدف گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت. خانوادهاش، به گفتۀ بستگان، برای تحویل پیکر او ناچار به پرداخت مبالغ هنگفت شدهاند و مراسم خاکسپاری نیز تحت شرایطی سختگیرانه و با محدودیت شدید برگزار شده است.
در کنار کشتار خیابانی، تعقیب معترضان حتی پس از مجروح شدن نیز ادامه دارد. فیگارو از گزارشهایی مینویسد که حاکی از بازداشت زخمیها در بیمارستانهاست؛ موضوعی که باعث شده بسیاری از مجروحان از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کنند و در نتیجه، خطر مرگ ناشی از عفونت یا خونریزی افزایش یابد. همزمان، صدور احکام اعدام شتابزده علیه بازداشتشدگان، از جمله حکم اعدام عرفان سلطانی، جوان بیستوششسالۀ اهل کرج، بر فضای رعب و وحشت افزوده است.
شهلا شفیق در مقاله خود در «فرانتیرور» به تناقض آشکار در دستگاه تبلیغاتی حکومت نیز اشاره میکند. به نوشتۀ او، رسانههای رسمی جمهوری اسلامی در طول روز از «اغتشاش» سخن میگویند، اما شبانه تصاویر تخریب را پخش میکنند تا سرکوب را توجیه کنند؛ روایتی که به گفتۀ او، «چهرۀ واقعی یک دیکتاتوری عریان» را آشکار میسازد. او همچنین از فضای شبهنظامی حاکم بر شهرها مینویسد؛ جایی که نیروهای بسیج با گشتهای شبانه و تهدید مستقیم، مردم را وادار به ماندن در خانهها میکنند.
در چنین شرایطی، هر سه رسانه بر افزایش فراخوانها برای کمک بینالمللی تأکید میکنند. به نوشتۀ «فرانتیرور»، رضا پهلوی از دونالد ترامپ خواسته است به وعدههای خود برای حمایت از معترضان عمل کند. شیرین عبادی، برندۀ جایزۀ نوبل صلح، و چهرههایی چون عبدالله مهتدی و محسن مخملباف نیز در نامهای مشترک هشدار دادهاند که «تمام راههای مهار سرکوب و نجات جان مردم به بنبست رسیده» و خروج از این وضعیت «نیازمند کمک بینالمللی» است.
جمعبندی ضمنی فیگارو، لوموند و «فرانتیرور» آن است که جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضهای کنونی، به مرحلهای رسیده که دیگر مرزی برای خشونت قائل نیست. با این حال، همانگونه که شهلا شفیق تأکید میکند، جامعه ایران با وجود این سرکوب بیامان، همچنان ایستاده است؛ مقاومتی که بیش از هر زمان دیگر، نگاهش به واکنش جهان دوخته شده است.
فرانسه سرکوب معترضان در ایران را «خشونتآمیزترین» سرکوب تاریخ معاصر این کشور دانست
در سایه خاموشی ارتباطات و تداوم سرکوب، موج محکومیتهای بینالمللی همچنان پابرجاست. در ادامه این محکومیتها، ژان نوئل باروت، وزیر خارجه فرانسه، سرکوبهای جاری در ایران را «خشونتآمیزترین سرکوب» در تاریخ معاصر ایران دانست.
وزیر خارجه فرانسه در این مورد گفت که «آنچه ما گمان میکنیم این است که این خشونتآمیزترین سرکوب در تاریخ معاصر ایران است و باید کاملا متوقف شود.»
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز سرکوبهای جاری را «غیرقابلپذیرش» میداند و میگوید هیچ کسی نمیداند در روزهای آینده، چه اتفاقی در ایران رخ خواهد داد.
کالاس در این مورد گفته است که «رژیم (ایران) پیشینهی طولانی در سرکوب وحشیانهی اعتراضات دارد و هیچکس نمیداند روزهای آینده چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.»
کالاس میگوید پاسخ خشونتآمیز جمهوری اسلامی به معترضان، نشان میدهد که دولت از مردم خود میترسد.