3.3 C
Paris
Sunday, January 11, 2026

ایران در خیابان‌: روایت اعتراضات، امیدها و نیروهای خارج از کشور

چهارده روز است که ایران نفس‌نفس می‌زند؛ خیابان‌ها، میدان‌ها و کوچه‌ها پر شده از فریاد جوانانی که به آینده نگاه می‌کنند و دیگر نمی‌توانند سکوت کنند. اما این بار، خشم تنها نیست؛ امید نیز در میان موج‌های متلاطم شعارها دیده می‌شود. هر شعار، هر حرکت و هر پلاکارد، روایت سال‌ها درد، سرکوب و ناامیدی است که جامعه را به این نقطه رسانده است.

اینجا دیگر بحث صرفاً سیاسی یا اقتصادی نیست. این یک داستان انسانی و جمعی است: زنانی که در میانه خیابان‌های تهران، اصفهان و سنندج برای حق خود می‌جنگند، جوانانی که سال‌ها آینده‌شان از آنها ربوده شده، و طبقه متوسطی که برای حفظ حداقل زندگی دست به اعتراض زده‌اند.

اما در کنار این موج اجتماعی، نیروهای سیاسی خارج از کشور در تلاش‌اند داستان را به سود خود روایت کنند. این روایت‌ها نه تنها به شکل رسانه‌ای بلکه به شکل تاریخی و سیاسی، ذهن مردم و تحلیلگران را پر کرده است. در این میان، دو گروه بیش از همه توجه‌ها را جلب می‌کنند: سازمان مجاهدین خلق و جریان سلطنت‌طلب به رهبری رضا پهلوی.

سازمان مجاهدین خلق: از امید تا تردید
وقتی بحث مجاهدین خلق مطرح می‌شود، نمی‌توان از تاریخ و واقعیت‌های تلخ چشم پوشید. سازمانی که در دهه ۱۳۵۰ و اوایل دهه ۱۳۶۰ به‌عنوان یک نیروی مخالف علیه حکومت وقت ایران شکل گرفت، در سال‌های بعد، مسیرهای جنجالی و پرچالشی را طی کرد که امروز نقش آنها در چشم مردم و تاریخ ایران بسیار پیچیده شده است.

همکاری با صدام حسین
در جریان جنگ ایران و عراق، مجاهدین خلق در همکاری با صدام حسین قرار گرفتند. آنها برای مدتی به عراق رفتند، پایگاه نظامی تأسیس کردند و علیه ایران عملیات نظامی انجام دادند. این همکاری تاریخی، نقطه تاریکی در سابقه این گروه ایجاد کرده و سبب شده است که بخش عمده‌ای از مردم ایران، هرگونه پیام آن‌ها را با شک و تردید نگاه کنند.

ترور و بمب‌گذاری
در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، مجاهدین خلق بارها دست به عملیات تروریستی زدند، از جمله ترور مقامات و بمب‌گذاری در خیابان‌ها و مراکز دولتی. این سابقه خشونت‌آمیز، حتی اگر امروز تغییر کرده باشد، هنوز در ذهن افکار عمومی جا دارد. بسیاری از مردم به یاد دارند که اعتراضات مسالمت‌آمیز و جنبش‌های مدنی، تفاوتی با بمب‌گذاری و ترور ندارد و همین باعث بی‌اعتمادی تاریخی شده است.

قرار گرفتن در لیست‌های تروریستی
به دلیل اقدامات گذشته، سازمان مجاهدین خلق سال‌ها در لیست سازمان‌های تروریستی برخی کشورها و نهادهای بین‌المللی قرار داشت. این سابقه رسمی نیز اعتبار سیاسی آنها را در عرصه بین‌الملل محدود کرده و حتی با تغییر مواضع و خروج از خشونت، هنوز به راحتی نتوانسته‌اند اعتماد عمومی را بازیابند.

عدم محبوبیت در بین مردم
این گروه علی‌رغم ساختار منظم و تشکیلات سازمانی بالا، هیچگاه نتوانست محبوبیت واقعی در میان اقشار مختلف مردم ایران پیدا کند. حتی امروز، در میان جوانان خیابان‌ها، هیچ نشانه‌ای از تمایل به پیروی از مجاهدین دیده نمی‌شود. آن‌ها هنوز بیشتر یک نیروی رسانه‌ای و تشکیلاتی خارج از کشور هستند، نه رهبری مردمی واقعی در داخل.

نقش احتمالی در اعتراضات کنونی

با این حال، نمی‌توان از ظرفیت رسانه‌ای و سازمانی آنها چشم پوشید. مجاهدین خلق با شبکه رسانه‌ای و بین‌المللی خود، می‌توانند روایت رسانه‌ای جریان داخل ایران را جهت‌دهی کنند و فشار سیاسی بین‌المللی ایجاد کنند. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که مردم داخل ایران، حتی در مواقع بحرانی، آنها را رهبر خود بدانند.

رضا پهلوی: نماد یا رهبر؟
در طرف دیگر، جریان سلطنت‌طلب و شخص رضا پهلوی قرار دارد. این جریان بیش از همه تلاش کرده است خود را به عنوان چهره ملی و متحد مردم معرفی کند. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی آن را گسترده پوشش می‌دهند و شعارهایی در برخی تجمعات به نفع پادشاهی شنیده می‌شود.

مزایا و ظرفیت‌ها
رضا پهلوی:
چهره‌ای شناخته شده در میان بخش بزرگی از ایرانیان خارج کشور
پیام روشن و قابل فهم: بازگشت نظم، مدرنیته و مشروعیت
شبکه رسانه‌ای فعال و محبوب در بین برخی جوانان

محدودیت‌ها و چالش‌ها
با این حال، محدودیت‌ها جدی‌اند:
فاقد سازمان میدانی در داخل کشور
عدم حضور مستقیم و پایگاه محلی
اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان
فاصله با بخش‌های اجتماعی که امروز در اعتراضات خیابانی هستند

به بیان دیگر، رضا پهلوی می‌تواند نماد و نماد امید باشد، اما رهبر عملیاتی جنبش خیابانی نیست. او می‌تواند نقش هماهنگ‌کننده یا میانجی در آینده سیاسی داشته باشد، اما قدرت بسیج واقعی در خیابان‌ها و مناطق مختلف را ندارد.

دیگر گروه‌های سیاسی خارج و داخل کشور
واقعیت آن است که ایران تنها سه گروه سیاسی ندارد. در کنار مجاهدین و سلطنت‌طلب‌ها، طیف‌های دیگری نیز حضور دارند که هر کدام نقش متفاوتی می‌توانند ایفا کنند:

لیبرال‌ها و جمهوری‌خواهان سکولار: آنها گفتمان روشن، مشروعیت فکری و ارتباطات مدنی دارند، اما ساختار میدانی ضعیف و نفوذ کم.

نیروهای ملی‌گرا و ملی-مذهبی‌ها: احترام تاریخی در جامعه دارند، اما فرسودگی سازمانی و نبود رسانه محدودیت ایجاد کرده است.

نیروهای چپ و کارگری: تحلیل دقیق طبقاتی و ارتباط با کارگران و اعتصاب‌ها، اما پراکندگی و اختلافات داخلی مانع قدرت عمل می‌شود.

احزاب قومی (کرد، بلوچ و ترکمن): توان لجستیکی و میدانی، اما مقبولیت ملی محدود.

این ترکیب باعث شده است که هیچ گروهی نتواند به تنهایی رهبری تغییر در ایران را به دست گیرد، و موفقیت هر جنبشی نیازمند هم‌افزایی این نیروهاست.

مردم ایران: قلب تپنده و موتور واقعی تغییر.
در این میان، مردم ایران موتور اصلی تغییر هستند. آن‌ها شامل:
زنان پیشتاز در خیابان‌ها.
جوانان با شعور سیاسی و پرخاشگر.
طبقه متوسط که دوباره فعال شده.
کارگران و معلمان که پتانسیل اعتصاب گسترده دارند.

این لایه‌ها اگرچه در حال حاضر پراکنده‌اند، اما پایگاه اصلی هر تغییر واقعی خواهند بود. آنها حس می‌کنند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند، و همین باعث می‌شود مقاومت آنها شدید و مداوم باشد.

سناریوهای شش ماه آینده: روایت ممکن‌ها

سناریو اول: ادامه اعتراضات پراکنده
موج‌های کوتاه و بلند
سرکوب حکومت ادامه دارد
اپوزیسیون خارج اختلاف دارد
مردم نارضایتی خود را نشان می‌دهند، اما هیچ تغییری در قدرت ایجاد نمی‌شود

سناریو دوم: موج بزرگ و اعتصابات سراسری
بحران اقتصادی، تورم و کمبود منابع، خشم را تشدید می‌کند
اعتصابات کارگری و معلمان ممکن است فشار را به حداکثر برساند
طبقه متوسط و زنان فعال‌تر می‌شوند
نقش گروه‌های خارج از کشور در رسانه و فشار بین‌المللی بیشتر می‌شود

سناریو سوم: ظهور شورای رهبری مشترک یا رهبر جدید
اگر گروه‌ها اختلافات خود را کنار بگذارند، ممکن است یک رهبری نسبی شکل بگیرد
این سناریو کم‌احتمال است اما اگر رخ دهد، مسیر گذار مشخص خواهد شد

سناریو چهارم: شکاف در حکومت و نیروهای امنیتی
اگر بخشی از سپاه یا نیروهای امنیتی نارضایتی خود را علنی کنند
فروپاشی ساختاری سریع رخ می‌دهد
نقش گروه‌های مسلح قومی و سازمان‌های خارجی پررنگ می‌شود

جمع‌بندی احساسی و تحلیلی
ایران امروز در یک لحظه تاریخی ایستاده است. خیابان‌ها پر از جوانانی است که نه فقط برای حقوق خود، بلکه برای احساس کرامت، آزادی و زندگی مبارزه می‌کنند.

در کنار آنها، گروه‌های سیاسی خارج از کشور روایت‌ها و ابزار خود را به میدان آورده‌اند:
مجاهدین خلق با تشکیلات و شبکه رسانه‌ای خود
رضا پهلوی با چهره نمادین و پیام امید
سلطنت‌طلبان، لیبرال‌ها، ملی‌گراها و چپ‌ها هر کدام نقش‌های مختلف دارند
اما در نهایت، هیچ گروهی نمی‌تواند بدون مردم ایران و بدون هم‌افزایی میان نیروها تغییر را محقق کند.

این جنبش، همزمان انسانی، سیاسی و تاریخی است. نسل جوان، زنان، طبقه متوسط و کارگران موتور آن هستند. تاریخ نشان داده است که چنین خشم و امید جمعی، حتی در شرایط سرکوب، نمی‌تواند خاموش شود.

و پیام نهایی روشن است:
تغییر واقعی تنها زمانی رخ خواهد داد که مردم ایران، در کنار همه گروه‌ها و اختلافات تاریخی، یک مسیر مشترک برای آینده خود بسازند—مسیر عدالت، آزادی و امنیت.

شنبه 10 ژانویه 2026 – 20 دی 1404
جواد فیروزمند

 

AriaNews
AriaNewshttps://www.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط