12 C
Paris
Thursday, January 15, 2026

یرواند آبراهامیان، تاریخ‌نگار ایران: اعتراضات این بار متفاوتند اما تقابلی طولانی و دردناک درپیش است

یرواند آبراهامیان، تاریخ‌نگار برجسته معاصر ایران، اعتراضات سراسری اخیر این کشور را «پدیده‌ای متفاوت» در تاریخ جمهوری اسلامی توصیف می‌کند؛ نه به این دلیل که چنین اعتراضی در ایران بی‌سابقه است، بلکه به‌واسطه ترکیب نیروهایی که این‌بار به صحنه آمده‌اند.

به باور او، نقش بازار در این اعتراضات، نقطه تمایز اصلی با موج‌های پیشین نارضایتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ است.

آقای آبراهامیان که سال‌هاست تاریخ ایران را از منظر اقتصاد سیاسی و اجتماعی تحلیل می‌کند، در مصاحبه با فرناز قاضی‌زاده در برنامه «گفت‌وگوی ویژه» بی‌بی‌سی فارسی، می‌گوید: «اعتراض در ایران چیز تازه‌ای نیست. از همان سال‌های اول بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی با اعتراض‌های گسترده روبه‌رو بوده است. اما این اولین بار بعد از انقلاب است که بازار نقشی پیشرو در اعتراضات ایفا می‌کند. از سال ۱۳۵۶ به این‌طرف، بازار چنین حضوری نداشته است.»

بازگشت بازار اما نه به شکل کلاسیک
آقای آبراهامیان می‌گوید، این‌که جرقه اولیه اعتراض‌ها در بخش‌هایی از بازار زده شد که به واردات وابسته‌اند؛ مثل فروشندگان کالاهای الکترونیکی، نه بخش‌های سنتی‌تر، نظیر فرش و طلا، تمایز چندان تعیین‌کننده‌ای نیست: «بحران اقتصادی بیش از همه به بخش‌هایی ضربه زده که با واردات سروکار دارند. طبیعی است که فشار بر آن‌ها زودتر و شدیدتر ظاهر شود. اما در نهایت، بحران اقتصادی همه را تحت تاثیر قرار داده، نه فقط یک بخش خاص را.»

او معتقد است که اهمیت ماجرا در این نیست که کدام بخش از بازار جلودار اعتراض‌ها شده، بلکه مهم این است که بازار ــ به‌عنوان یک بازیگر اجتماعی ــ پس از دهه‌ها انفعال، دوباره وارد میدان شده است؛ حضوری که اعتراضات فعلی را از موارد قبلی، از جمله اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، متمایز می‌کند.

بازار، سپاه و جابه‌جایی قدرت اقتصادی
در دو دهه گذشته، بخش بزرگی از اقتصاد ایران از بازار سنتی به نهادهای وابسته به حکومت، سپاه پاسداران و مجموعه‌های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی منتقل شده است. آیا در چنین شرایطی بازار هنوز همان قدرت تاریخی را دارد؟

آقای آبراهامیان اعتقاد دارد که نقش بازار تضعیف شده اما از میان نرفته است: «با گسترش اقتصاد دولتی و نفوذ سپاه، اهمیت بازار کمتر شده است. اما در عین حال باید توجه داشت که بسیاری از افرادی که زمانی در بازار جایگاه پایینی داشتند، امروز در راس قدرت‌اند.»

«برای آن‌ها یک تحرک اجتماعی بزرگ رخ داده و منافع‌شان به بقای رژیم گره خورده است. شاید دیگر بازاری به معنای کلاسیک آن نباشند ولی همچنان بخشی از ساختار اقتصادی–سیاسی جمهوری اسلامی‌اند.»

بحران اقتصاد و فرسایش مشروعیت
به باور این تاریخ‌نگار، محرک اصلی اعتراضات فعلی بحران اقتصادی است هرچند که این بحران بر بستری عمیق‌تر سوار شده: فرسایش مشروعیت سیاسی.

یرواند آبراهامیان با یادآوری حمایت مردمی گسترده‌ای جمهوری اسلامی در آغاز، می‌گوید: «این انقلاب شاید محبوب‌ترین انقلاب تاریخ معاصر بود. اما این رژیم به‌تدریج و با سیاست‌های خود، گروه‌به‌گروه پایگاه اجتماعی‌اش را از دست داد و مشروعیتش فرسوده شد.»

او معتقد است اگرچه حمایت از جمهوری اسلامی کاملا از بین نرفته اما به هسته‌ای محدود فروکاسته شده است. این تغییر را می‌توان در زبان و گفتمان اعتراضات هم دید: «اوایل انقلاب، محور اصلی اسلام و مذهب بود. امروز در اعتراضات، واژه‌هایی مثل حق، آزادی و برابری برجسته‌اند. این بازگشت به نوعی گفتمان حقوق فردی و روشنگری است که برای جمهوری اسلامی چالشی اساسی به شمار می‌رود.»

فساد، تحریم و ریشه‌های بحران
آقای آبراهامیان در عین حال، برخلاف بسیاری از تحلیلگران نقش فساد را در تشریح وضعیت فعلی کافی نمی‌داند. او می‌گوید: «فساد در همه رژیم‌ها هست. اگر قرار باشد فساد به‌تنهایی باعث انقلاب شود، بسیاری از کشورها دائما در حال انقلاب بودند.»

به نظر او، بحران اقتصادی ایران بیش از هر چیز محصول تحریم‌هاست، نه صرفا فساد ساختاری. این استاد تاریخ در دانشگاه نیویورک، می‌گوید تمرکز صرف بر فساد، تصویری کامل از بحران ارائه نمی‌کند، هرچند این به معنای انکار نقش آن در تشدید نارضایی‌های عمومی نیست.

ائتلاف فراطبقاتی
آقای آبراهامیان، در جواب به این‌که کدام طبقه اجتماعی موتور اصلی اعتراضات است، از شکل‌گیری نوعی ائتلاف فراطبقاتی سخن می‌گوید: «دانش‌آموزان و دانشجویان بسیار فعال‌اند. طبقه کارگر حضور دارد. بازار وارد میدان شده و طبقه متوسط تحصیل‌کرده، حتی اگر در خیابان نباشد، به‌شدت منتقد رژیم است».

به گفته او، در برابر این ائتلاف غیررسمی، حکومت هنوز به سپاه پاسداران و هسته‌ای از حامیان وفادار متکی است؛ هسته‌ای که حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت برآورد می‌کند.

شباهت‌ها و تفاوت‌ها با ۵۷
از منظر تاریخی، آقای آبراهامیان وضعیت فعلی را بیش از هر چیز با سال ۱۳۵۶، یعنی دوره پایانی حکومت پهلوی، قابل مقایسه می‌داند؛ با این تفاوت مهم که جمهوری اسلامی برخلاف رژیم قبلی، نیروی نظامی ایدئولوژیک و وفاداری مثل سپاه و بسیج دارد و آماده استفاده گسترده از خشونت است.

او می‌گوید که سرکوب شاید موقتی اعتراضات را مهار کند اما مسئله اصلی را حل نمی‌کند: «نارضایی از بین نمی‌رود. سرکوب بدون گفت‌وگو با مخالفان، راه‌حل پایدار نیست.»

مداخله خارجی؛ هشداری تاریخی
آقای آبراهامیان درخواست بعضی معترضان برای کمک خارجی را رویکردی خطرناک می‌داند و با اشاره به تجربه کشورهایی مثل عراق، افغانستان، لیبی و سوریه می‌گوید: «قدرت‌های خارجی دنبال آزادی نیستند؛ دنبال منافع خودشان‌اند».

به باور او، بعضی سناریوها حتی فراتر از تغییر رژیم می‌روند و به تضعیف یا تجزیه ایران می‌اندیشند: «برای بعضی بازیگران منطقه‌ای، ایران تکه‌تکه‌شده جذاب‌تر از ایران قدرتمند است. برای اسرائیل بهترین حالت این است که ایران مثل عراق به چند دولت کوچک تبدیل شود تا برایش خطری نباشد.»

آیا معترضان در شرایط کنونی و سرکوب گسترده، می‌توانند به نوعی از دخالت خارجی برای پایان خشونت‌ها، امیدوار باشند؟ آقای آبراهامیان می‌گوید: «قابل درک است که مردم مطالباتی به‌حق در برابر رژیم دارند؛ مستاصلند و به دنبال کمک خارجی هستند.»

«اما به عنوان کسی که از بیرون نگاه می‌کند، می‌گویم: باید مراقب بود. تجربه نشان داده مداخله خارجی مشکل را حل نمی‌کند. قدرت‌های امپریالیستی دنبال آزادی نیستند بلکه دنبال منافع خودشان هستند. فکر نمی‌کنم کسی در ایران باشد که بخواهد سرنوشتی مثل عراق یا لیبی داشته باشد.»

بن‌بست سیاست خارجی و آینده نامعلوم
در تحلیل رابطه ایران و غرب، یرواند آبراهامیان، نویسنده کتاب مشهور ایران بین دو انقلاب، معتقد است که بن‌بست فعلی بیش از آن‌که ناشی از انعطاف‌ناپذیری تهران باشد، نتیجه سیاست‌های واشنگتن و متحدانش است. او با مرور تجربه‌ دوران ‌اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، رئیس‌جمهورهای پیشین ایران، و بعدتر توافق برجام‌، می‌گوید خروج آمریکا از توافق، مسیر مصالحه را در عمل مسدود کرد.

آقای آبراهامیان در نهایت در جواب به این سوال که آیا اعتراضات فعلی به انقلابی بزرگ منجر خواهد شد یا نه، می‌گوید: «این جنبشی بسیار مهم و بحرانی عمیق است. ولی نه لزوما نقطه عطفی در حد انقلاب ۱۳۵۷. محتمل‌ترین سناریو، رویارویی طولانی و پرهزینه میان حکومتی لجوج و جامعه‌ای است که دیگر این حکومت را نمی‌خواهد.»

به‌گفته یرواند آبراهامیان، این وضعیت اگرچه شاید «تاریخی» به معنای کلاسیک نباشد، بدون شک یکی از جدی‌ترین بحران‌هایی است که جمهوری اسلامی از زمان ایجادش با آن دست‌به‌گریبان شده‌ است؛ بحرانی که ریشه‌های آن نه فقط در خیابان، بلکه در ساختار اقتصاد فاسد و فرسایش مشروعیت سیاسی نظام نهفته است.

برنامه «گفت‌وگوی ویژه» بی‌بی‌سی فارسی

 

AriaNews
AriaNewshttps://www.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط