ایران در سالهای اخیر شاهد موجهای گسترده اعتراضات اجتماعی و سیاسی بوده است. این اعتراضات، از مشکلات اقتصادی و معیشتی گرفته تا درخواست تغییر ساختاری حکومت، نمایانگر نارضایتی عمیق جامعه است. در کنار فشار داخلی، نقش سپاه، ارتش، گروههای مسلح داخلی و خارجی، اصلاحطلبان و اپوزیسیون خارج از کشور، مسیر آینده ایران را تعیین میکند.
در این مقاله، با بررسی سناریوهای مختلف، مکانیزم اثرگذاری بازیگران و نقش جامعه بینالملل، مسیرهای تغییر رژیم و آینده کشور تحلیل میشود.
بازیگران کلیدی و مکانیزم اثرگذاری آنها
سپاه و ارتش
سپاه و ارتش ستون اصلی قدرت و ثبات کشور هستند. انسجام این نهادها تعیینکننده مسیر آینده ایران است. سپاه علاوه بر قدرت نظامی، شبکه اقتصادی گستردهای دارد که برای مدیریت اعتراضات و فشار بر جامعه حیاتی است.
مکانیزم اثرگذاری:
-کنترل اعتراضات و مدیریت نیروهای امنیتی.
-هماهنگی با ارتش برای جلوگیری از فروپاشی در مناطق حساس.
-استفاده از شبکه اقتصادی و اجتماعی برای کاهش فشار معیشتی و هدایت اعتراضات.
گروههای مسلح داخلی و خارجی
گروههای مسلح قومی و سیاسی، مانند احزاب کردی، بلوچ و سازمان مجاهدین خلق، پتانسیل فعالسازی در بحران دارند، اما بدون شکاف در سپاه و ارتش، توان عملیاتی واقعی برای تغییر رژیم ندارند.
مثال تاریخی: سال ۱۳۵۷، هنگامی که پادگانها توسط مردم تسخیر شد، توانست مسیر سقوط رژیم را سریعتر کند. امروز بدون شکاف امنیتی چنین سناریویی بهسختی قابل تحقق است.
اصلاحطلبان
اصلاحطلبان نقش نرم یا میانجی دارند. آنها میتوانند اعتراضات را به مسیر سیاسی هدایت کنند و فشار اجتماعی را برای تغییر تدریجی افزایش دهند.
مکانیزم: مذاکره با حکومت برای کاهش خشونت و هدایت اعتراضات به مسیر مسالمتآمیز یا هدفمند.
اپوزیسیون خارج از کشور
شاهزاده رضا پهلوی و دیگر اپوزیسیون خارج از کشور نقش نمادین و رسانهای دارند. شعارهایی مانند «بازگشت شاه» بیشتر فشار روانی و سیاسی ایجاد میکند و توان عملیاتی واقعی برای تغییر رژیم ندارد.
نمونه: اعتراضات اخیر نشان داد شعار «بازگشت شاه» میتواند انرژی جوانان و طبقه متوسط را تحریک کند، اما جامعه مسلح نیست و هنوز توان عملیاتی ندارد.
سناریوهای محتمل آینده ایران
۱. اعتراضات سراسری کنترلشده
این سناریو محتملترین مسیر فعلی است. اعتراضات بزرگ اما پراکندهاند و فاقد رهبری نظامی هستند. جامعه مسلح نیست و سپاه و ارتش انسجام خود را حفظ میکنند.
مکانیزم اثرگذاری:
-ایجاد فشار روانی و سیاسی بر حکومت.
-سرکوب هدفمند و هماهنگ توسط سپاه و ارتش.
-تغییرات محدود و تاکتیکی، مانند اصلاحات اقتصادی جزئی.
۲. گذار تدریجی
در این مسیر، فشار جامعه و اصلاحطلبان حکومت را به اصلاحات محدود وادار میکند. سرنگونی رژیم رخ نمیدهد، اما مشروعیت نسبی بازسازی میشود.
مثال: تغییر برخی مدیران، کاهش محدودیتهای مدنی یا اصلاحات اقتصادی کوچک.
۳. فروپاشی سریع یا آشوب منطقهای
این سناریو تنها در صورت فعال شدن همزمان گروههای مسلح، شکاف در سپاه و ارتش و بحران اقتصادی شدید رخ میدهد. مناطق خاصی ممکن است خارج از کنترل دولت شوند، اما جنگ داخلی ملی بعید است.
۴. حکومت لباسشخصی سپاه
در بحران شدید، محتملترین سناریو برای حفظ قدرت، حکومتی با ظاهر مدنی اما با کنترل واقعی توسط سپاه است. اصلاحطلبان نقش پوشش سیاسی دارند و اپوزیسیون خارجنشین نقش نمادین. اعتراضات پراکنده مدیریت میشوند و رژیم تثبیت میشود.
مسیر سرنگونی رژیم
سرنگونی کوتاهمدت یا میانمدت تنها با تحقق همزمان چند عامل امکانپذیر است:
-اعتراضات میلیونی و سازمانیافته که مشروعیت حکومت را به سرعت کاهش دهند.
-شکاف جدی در سپاه و ارتش که قدرت سرکوب را تضعیف کند.
-بحران اقتصادی شدید که فشار معیشتی را به نقطه جوش برساند.
-فعال شدن گروههای مسلح داخلی و خارجی برای فشار عملیاتی.
-نبود توافق میان حکومت و جامعه بینالملل.
مکانیزم مرحلهای:
مرحله اول: بحران اجتماعی و نارضایتی گسترده.
مرحله دوم: اعتراضات ساختاری و میلیونی.
مرحله سوم: شکاف در نهادهای امنیتی و سیاسی.
مرحله چهارم: فعال شدن گروههای مسلح و فشار عملیاتی.
مرحله پنجم: تجزیه ساختار قدرت و ورود به مرحله گذار سیاسی.
بدون تحقق همزمان این شرایط، سرنگونی رخ نمیدهد. حتی برخی عوامل جزئی هم میتوانند مسیر اعتراضات را به سمت تثبیت کنترل حکومت و تغییرات محدود هدایت کنند.
نقش جامعه بینالملل و وعده بازگشت ایران به توافق کامل با غرب
کشورهای اروپایی و آمریکا به فروپاشی سریع و بدون رهبری اعتماد ندارند. تجربه عراق و لیبی نشان داده سقوط ناگهانی بدون ساختار جایگزین میتواند کشور را وارد وضعیتی غیرقابلکنترل کند.
اگر سپاه وعده دهد که ایران آماده بازگشت به جامعه بینالملل است و مسیر توافقات اقتصادی و سیاسی با غرب را باز میکند، این امر:
-فشار بینالمللی را کاهش میدهد.
-اعتراضات داخلی را تعدیل میکند.
-قدرت سپاه را برای مدیریت بحران تثبیت میکند.
به بیان ساده، وعده بازگشت به جامعه بینالملل مسیر سرنگونی را کند کرده و احتمال تغییرات تدریجی و کنترلشده را افزایش میدهد.
نتیجهگیری
با توجه به وضعیت فعلی ایران، مسیر غالب اعتراضات سراسری کنترلشده است. این مسیر فشار روانی و سیاسی زیادی بر حکومت ایجاد میکند، اما انسجام سپاه و ارتش مانع از فروپاشی فوری میشود. سرنگونی واقعی تنها با همزمانی بحران اقتصادی، شکاف در نهادهای امنیتی، فعال شدن گروههای مسلح و عدم توافق با جامعه بینالملل ممکن است.
بنابراین، آینده نزدیک ایران بیشتر به مدیریت اعتراضات، فشار داخلی و بینالمللی و اصلاحات تاکتیکی وابسته است تا انقلاب ناگهانی یا فروپاشی کامل رژیم. وعده بازگشت به تعامل با غرب، اهرمی است که مسیر تغییرات را کنترلشده نگه میدارد و احتمال سرنگونی فوری را کاهش میدهد.
چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ – 7 ژانویه 2026
جواد فیروزمند