محمد رجوی: از باج خواهی تا کشتار شهريور سال ۹۲

آقازادگی و باج خواهی از مجاهدین! کی؟ چی؟ کجا؟
یکی از دوستان، ویدئوی صحبت های خانم زهرا مریخی بتاریخ پانزده شهریور را برایم فرستاد. لازم به توضیح است که خانم زهرا مريخي از دو سال پیش دبير كل سازمان مجاهدين می باشد. من معمولا فرصت گوش دادن به اینگونه سخنرانی ها را نداشته و علاقه ای هم نسبت به آن احساس نمیکنم. اما با توجه به اینکه دوستانی برایم نوشته بودند که خانم مریخی بصورت ایما و اشاره مرا به باج خواهی از مجاهدین و آقازاده بودن متهم کرده است! برای قضاوت نکردن سریع این ویدئو را نگاه کردم. در این سخنرانی هیچ نامی از من به میان نیامده. و آنچه در مورد فردیت و خودخواهی و اینگونه مفاهیم گفته شده، حرفهای تکراری مجاهدین است که فقط مصرف داخل تشکیلاتی دارد. بنظر من حرفهای خانم زهرا مریخی ربطی به من ندارد و اگر واقعا در رابطه با من بود، می توانست نام مرا بصورت واضح بیان کند. اما همزمانی نوشته من در رابطه با کشتار ده شهریور کمپ اشرف و این سخنان باعث شده که برخي ها چنین برداشتی کرده و این قسمت از سخنرانی را نوعی پاسخگویی به من تلقی کنند.
اما در شق دوم اگر واقعا مخاطب این حرفها من هستم، از همین جا، خانم زهرا مریخی و سازمان مجاهدین را فرا می خوانم تا بیدرنگ اسناد و مدارک مربوط به باج خواهی مرا منتشر کنند. از نظر من اگر چنین مدارکی وجود دارند، به هیچ وجه نباید آنرا از افکار عمومی پنهان کرد و من به شخصه بغایت از آن استقبال می کنم.
در انتها مایلم روی یک نکته در رابطه با صفحه فیسبوکم تاکید کنم: با توجه به اینکه من با اسم و عکس حقیقی خود در اینجا حضور دارم، بنابراین از هر گونه گفتگوی بدون فحاشی و اتهام زدن با تمام کسانی که نام و نشان حقیقی دارند، استقبال می کنم. ولی از پذیرش و گفتگو با آیدی های فیک و بی نام و نشان از هر طرف که باشند، معذورم و گفتگو با چنین افرادی را اتلاف وقت می دانم.

– صحبت های زهرا مریخی: “بنابراین همه می‌دانیم که منظور از آنچه باید درهم کوبیده شود، خودخواهی و خود‌پرستی و ویژه‌سازی و انواع باج‌خواهی‌های پنهان و آشکار است. بله در مجاهدین، ویژه‌سازی و آقازادگی و پوئن‌دادنهای فامیلی و فئودالی و کرسی‌طلبی نداریم و نباید داشته باشیم… برای مجاهدین این‌ که هر کس، پسر چه کسی یا پدر چه کسی یا خواهر و برادر چه کسی است و رویکردهای ارتجاعی و ارث و موروثی از این قبیل، مطلقاً جایی ندارد. هم‌چنان‌که کسی نمی‌تواند خون شهیدان را تحت هیچ عنوان با رزم ناکرده و رنج نابرده به حساب خودش بریزد و از خون کسی که نسبت فامیلی با او داشته، سهم و مزایا طلب کند ”

به مناسبت كشتار ۱۰ شهريور سال ۹۲
آن روز را هرگز فراموش نميكنم. حوالی ساعت ۹ صبح بود. هنگام خروج از بنگال محل كارم در کمپ لیبرتی، خبر تهاجم به قرارگاه اشرف را از يكي از بچه ها شنيدم. در ابتدا باورش برايم سخت بود اما به مرور كه خبرهاي تكميلي ميرسيد، ابعاد آن كشتار وحشيانه هر چه بيشتر برايم روشن ميشد. من از نزديك با بسياري از قربانيان آن كشتار فجيع آشنا بودم. رحمان مناني، ياسر حاجيان و امير نظري از بچه هايی بودند كه از دوران كودكي و مدرسه ميشناختم. كوروش سعيدي مدتي مسئول كلاس برق و الكترونيك بود كه من نيز در آن شركت ميكردم. شهرام ياسري از مسؤلان بخش ترابري بود كه با هم خیلی دوست بودیم و شوخی میکردیم. و خيلي از نفرات ديگر که در این حمله بصورت اعدام صحرایی با دست های بسته کشته شدند.
سؤالي كه براي من هنوز بعد از ۷ سال مطرح میباشد، اين است كه چرا با جان صد انسان به اين صورت بازي شد؟ سازمان مجاهدين در اطلاعيه هاي خود مدعي بود كه اين صد نفر براي حفاظت از اموال در قرارگاه اشرف باقي مانده بودند. اما طبق اطلاعاتی که من دارم، اگر از اموال غير منقول اشرف كه بصورت جداگانه قابل فروش نبودندبگذریم، ارزش ساير اموال موجود در این قرارگاه به هيچ وجه عدد مهمي محسوب نمی شد . اينرا با اشراف كامل و با توجه به ساير منابع مالي سازمان مجاهدين ميگويم. نکته مهمتر اینکه، سازمان مجاهدين در سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ اقدام به تخليه قرارگاههاي خود در شهرهاي بصره، عماره، كوت، مقداديه، جلولا و حتي بغداد و حومه آن ( بديع زادگان و باقرزاده ) نموده بود. اما حتي يك نفر هم در آن قرارگاه ها براي حفاظت از اموال! باقي نگذاشته بودند. برای همین این سئوال پیش می آید، چرا اموال اشرف كه تقريباٌ میتوان گفت مشتي آهن پاره بيش نبودند، ناگهان تا به اين حد اهميت يافت كه مجاهدین حاضر شدند، جان صد نفر از اعضا و فرماندهانشان ( منجمله گيتي گیوه چیان- فرمانده حفاظت ) را براي آن ريسك كنند؟ آيا اموال بهانه بود؟ و پشت این لقب ” حافظان اموال” مسئله دیگری خوابیده بود که برای مجاهدین ارزش ریسک كردن جان صد نفر را داشت؟
من شخصاٌ بسيار بعيد ميدانم كه صورت مسئله اصلی حفاظت از اموال بوده باشد. گمانه زني هاي مختلفي در این رابطه وجود دارد. اما از نظر من، وقت آن رسيده كه سازمان مجاهدين بجای اتهام زنی های نادرست به کسانی که در این رابطه سئوال داشته و اینگونه برخورد با جان انسانها برایشان قابل قبول نیست، صداقت از خود نشان داده و بصورت روشن به افکار عمومی توضیح دهد. خانواده های قربانيان ده شهریور حق دارند که بدانند، چرا عزيزانشان بظاهر فدای یک مشت آهن پاره شدند؟ ضمن اینکه، سئوال دیگری همچنان مطرح است: بر سر گروگانهای ده شهریور چه آمده است؟ در حالیکه مجاهدین چندین ماه، تمام ساکنان کمپ لیبرتی را برای اعتراض به گروگان گیری این شش نفر به اعتصاب غذا کشاندند، چرا ديگر هیچ نامی از آنها به میان نمی آورند؟ این ابهامات هیچ پاسخ روشنی تا به امروز نیافته است.

محمد رجوی – صفحه فیس بوک

AriaNewshttps://aria.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط