22.8 C
Paris
Monday, August 15, 2022

در تجاوز جنایتکارانه پوتین به اوکراین، 15 میلیون بی خانمان، هزاران کشته و مجروح و بیش از 5میلیون پناهنده به کشورهای همسایه !

گفتگو با دکتر کریم قصیم در خصوص فعالیتهای گذشته و برنامه ریزیهای آینده

karim_ghassim

خوشبختانه موفق شدیم گفتگویی کوتاه داشته باشم با دکتر کریم قصیم عضو مستعفی شورای ملی مقاومت.

البته از آنجا که فرصت اندک و موقعیت بسیار محدود بود، این مصاحبه بصورت شتابزده انجام شده و چنانچه قصوری در تنظیم متن صحبتهای دکتر قصیم وجود دارد ، پیشاپیش از حضور ایشان و خوانندگان و مخاطبین گرامی پوزش میخواهیم.

مدیر وبلاگ صدای وجدان

کریم قصیم : توصیه رفیقانهء من اینست که ازامکانات مدرن جدید هرچه بیشترو بهتر بهره گیرند و برای آرایش قوا و صف بندی غیردولتی خودرا به صورتی متشکل کنند. به هرصورت و سامانی که شدنی است و صلاح می دانند، از سندیکای مستقل غیردولتی تا انجمنهای صنفی و شبکه های همبستگی داخلی و بین المللی. دربخش زنان و اقلیتهای مذهبی و وکلا و معلمان و… همبستگی سازمانیافته ایرانی- بین المللی هنوزخیلی جای کار و رشد دارد.

مصاحبهء شتابزده با کریم قصیم

· صدای وجدان : با درود به شما دکتر کریم قصیم گرامی. چند سوال دارم که به ترتیب مطرح میکنم.

با توجه به فعالیتهای مخفی گذشته های دور که بخاطر شرایط خاص آنزمان بوده و انتخاب نام مستعار سروش البرز، مایلیم بدانیم که انتخاب این نام بر چه اساسی بوده است؟

کریم قصیم : این انتخاب به دلائل زیربوده:

۱- مخالفت با موج عربی- اسلامی که با خمینی و جماعت وی ایران را فراگرفت.

۲- برای شخص من مهم بوده با اسم مستعارهم شده ازعنصرایرانی درمقابل فرهنگ اسلامی – عربی آن زمان مقاومت کنم.

۳- و دلم می خواسته به تاریخ ماقبل اسلام و ریشه ها و نمادهای ملی، که کوهستانهای البرز وکوه دماوند نمادهای همیشگی اش بوده اند– به شاهنامه فردوسی و تاریخ حماسی-اساطیری ایرانیان توجه کنید: سروش = ندای غیبی ازآن دوران تا به امروز= پس ،ای نسل جوان ایران بدان که ما ریشه های باستانی کهنترازاسلام و … داشته و داریم.

· صدای وجدان : آیا فعالیتهای مخفی و با اسامی مستعار و بدون افشای هویت واقعی را برای فعالین داخل کشور در حال حاضر نیز مناسب و لازم میدانید یا نه و آیا خودتان همچنان مایلید گهگاه با اسامی مستعار مطلب بنویسید یا خیر؟

کریم قصیم : خودم فقط درصورت اضطرار و برای حفظ امنیت دیگران / داخل کشوریها / بله ، ولی توصیه ام اینست که تا امکان دارد فعالیت سیاسی علنی و شفاف باشد.

البته درداخل کشور، به جهت شرایط امنیتی، تصمیم گیری را درعهده خود فعالان داخل ایران می دانم. هرجور صلاح می دانند. شخصا معتقدم شبکه های مخفی و غیرقابل کنترل ازپایین ، درصورتی که کارشان طولانی باشد، امکان عوارض مضرّ و انحراف مسئولان غیرقابل کنترل وجوددارد . ولی باز هم تآکید می کنم تصمیم با خود رفقای داخل است. برای نهادهای اجتماعی علی الاصول شبکه های علنی با رعات حداقل اقدامات امنیتی را توصیه می کنم: سندیکاهای غیردولتی، انجمنهای صنفی- حقوق بشری، شبکه های افقی مدرن برای آکسیون، هرچه عامه فهمتر بهتر! مثل شبکه مادران داغدار و خانواده زندانیان سیاسی. همین طور شبکه های مدرن و مردمی برای دفاع از محیط زیست طبیعی و شهری و….

· صدای وجدان : با توجه به فعالیتهای مختلف سیاسی در طول اینهمه سال و همکاری تان با اتحاد چپ و جبههء دمکراتیک ملی و سالهای پس از آن تا به امروز ، هم اکنون گرایش فکری وسمتگیری فعالیت سیاسی شما کدام است؟

کریم قصیم : من به لحاظ بینش و دیدگاه فکری از چپ برخاسته ام. البته نه منحصراٌچپ مارکسیستی. سمتگیری سیاست و فعالیت عملی ام پروژه سرنگونی استبداد مذهبی و استقرار دموکراسی پارلمانی است.

· صدای وجدان: راحع به دیدگاه و بیوگرافی فکریتان می توانید بیشترتوضیح دهید؟

کریم قصیم: در اوائل جوانی ، حوالی سالهای ۶۸- ۶۶ میلادی، با مطالعه وسیع تاریخ انقلاب اکتبر و دوران تک حزبی استالین رفته رفته مارکسیسم روسی وسیستم تک حزبی و طرحهایی چون دیکتاتوری پرولتاریا و این نوع فکر را اساساٌ پشت سرگذاشتم. سال ۶۸/ دوران حنبش جوانان اروپا آمریکا/ اندیشه های انتقادی باب بود و درهیچ زمینه فکری و مبارزاتی پرسش و انتقاد هیچ محدودییتی نمی شناخت. درآن سالهای پرتلاطم با افکارو آثار اندیشمندان مکتب فرانکفورت – هورکهایمرو آدورنو و… آشنا شدم و مدتی نگذشت که با لنینیسم و «چه بایدکرد؟» خداحافظی کردم. افکارگرامشی وکمی بعد جریان «سوسیالیسم با سیمای انسانی» الکساندردوبچک و ملینارو دیگرسوسیالیستهای پلورالیست اروپای شرقی توجهم را جلب کرد. سفری به پراگ و مشاهده از نزدیک جنبش کمونیست کثرتگرایی چون دوبچک بسیار تآثیرگذاشت. بعدها – زمان گرباچف / دوبچک شوروی/ درباره آن جنبش و تحولات مشابه درشوروی و …بارها نوشتم(نگاه کنید به ویژه نامه های آزادی- وابسته به جبهه دموکراتیک ملی – بهارپراگ و درشوروی چه می گذرد). برمی گردم به اواخردهه ۶۰ و اوائل دهه ۷۰ میلادی. درهمین سالها اولین بار با کلام و کتب فیلسوف مارکسیست آلمانی ارنست بلوخ آشنا شدم. اثرتئوریک عظبم اوبه نام «اصل امید» شد کتاب محبوب جوانی من. بلوخ مبتکرو تدوین کننده اولیه اندیشه ای بود که خودش آن را «جریان گرم مارکسیسم» می نامید. زندگی درشرف تکوین بشر ، خواب و رویای بیداری، هنرو موسیقی ، بررسی آمال دینی، اساطیر و آرمانشهرهای کهن اقوام و ملل، همه این مقولات دردایرته المعارفی به نام «اصل امید» جمع شده است. هنوزهم فرصتی پیش می آید با میل آن را به دست می گیرم. مجموعه آثاربلوخ تنها مجموعه آثاری است که هنوز درکتابخانه ام نگهداشته ام، کنار دو مجموعه از آثار ادبای بزرگ زبان آلمانی . یکی الیاس کانتی (که کتاب «جیره عمر» وی را به فارسی برگرداندم/ و دیگرفریدریش دورنمات،که کتاب «فیزیکدانها» یش را به فارسی ترجمه کردم/ هردوکتاب دراروپا پخش شدند.

دردهه هفتاد میلادی با عقاید متفکران مارکسیسم شورایی – مانند پانه کک ، کارل کورش ودیگران… آشنا شدم و به اتفاق رفیقی بعضی ازنوشته های کوتاه شورایی را به فارسی برگرداندیم و بین ایرانیان سیاسی دراروپا پخش کردیم. افکار شورایی من در زمان انقلاب می توانست درجنبش کوتاه شوراها درایران آنزمان مخاطب خوبی پیدا کند، هرآینه اسلامیستها می گذاشتند و«بهارآزادی» به خون نمی نشست…. درآبانماه ۵۸ شماری ازمقاله های شورایی مخلص که پیشتردرروزنامه آیندگان درآمده بودند، دریک مجموعه تحت عنوان «دموکراسی مستقیم وشوراها» توسط انتشارات مازیار(زیرنظرزنده یاد احمدشاملو)انتشار یافت.

باری، به لحاظ توضیح تربیت فکری ام دو جنبه دیگر را هم نگفته نگذارم: یکی این که ازسی سالگی به بعد با آثارو عقاید اندیشمند فلسفی- سیاسی یکتای زمانه، یعنی خانم هانا آرنت آشنا شده بودم وهمیشه بهره ها برده ام. درایران ترجمه عالی کتاب «انقلاب»(مترجم عزت الله فولادوند) درسال ۶۱ و پیشتر کتاب «خشونت» (ازهمان مترجم ارجمند) درسال ۵۹ منتشرشده بود. با توجه به همین کتاب ، سال ۶۲ مقاله طولانی نقدگونه ای، تحت عنوان «خشونت و قدرت درفلسفه سیاسی هانا آرنت» نگاشتم که درگاهنامه “نقدآگاه”، پاییز۶۲، انتشارات آگاه، نشریافت. با مطالعه طولانی آثار آرنت و…. پی بردم که جهان دربسته ایدئولوژیها- گرچه کباده کش «حقیقت» هستند ، اما پاسخگوی بسیاری پرسشها نبوده اند(مثلا نظامهای توتالیتر، و…) . …

رگه دیگر فکری ام از جوانی مطالعه وسیع متون روانشناسی بود که درشغل طبابت هم حسابی به دردم خورد. درجوانی با میل زیاد آثار کلاسیک روانشناسی می خواندم، فروید، یونگ و آدلر(ونیزکارهای جذاب درس آموخته های این استاتید بزرگ را، مثل نوشته های ویلهم رایش و بعد مانس اشپربر – که زمان انقلاب (۵۷ به بعد) کتابهای اشپربر را با دوست عزیزدرگذشته ام، زنده یاد روشنک داریوش رد وبدل، مطالعه وگاهی بحث می کردیم ..) . روشنک، ازجمله، رمان عظیم اشپربر “همچوقطره ای دراقیانوس” را به فارسی برگرداند ومنهم کتاب کوچک «نقد وتحلیل جبارّیت» را که می دانید درایران گل کرد وظرف نیمسال دوسه باری تجدید چاپ شد(بدون اجازه ارشاد).

نتیجه می گیرم : دیدگاه چپ من، که شرح دریافتش رفت، برای من چون زیربنای استوار و پشتوانه فکری ست برای شناخت، دیدن و فهمیدن عیان و پنهان رخدادها و بررسی مشخص ازشرایط مشخص، در پیکار آزادی ازهرنوع قیمومیّت. دفاع جانانه است ازجامعه مدنی، حقوق فردی و اجتماعی مدرن و اکولوژیک/ چرخه سالم و پایدارمحیط زیست انسان و حیوان وگیاه/ ازسوی دیگر دفع تمام و کمال ساختارها و ستمهای ارتجاع مذهبی است …. پراتیک سیاسی من جانبداری است ازجایگاه تولیدکنندگان مادی وفکری، هنرمندان آزاده ، اندیشمندان ودانشگاهیان لاییک ، حقوقدانان مستقل ، تنوع فکری و مذهبی با حقوق برابر…. به خصوص خواهان و جانبدار برابری حقوق زنان درکلیه سطوح هستم. و حامی حقوق بشر دیگراندیشان و زندگی آسوده دگرباشان(جنسی)، مدافع زندگی آزاد و دینامیک جوانان و دانشجویان(آزادی و اختیار درموسیقی، رقص ، عشق وزیباییهای جوانی ….).

نه خود را جزو نمایندگان طبقه کارگرمی دانم و نه مروج گفتمان حزب سانترالیستی هستم.

بینش چپ لزوما نباید فقط ازمنشاء مارکیستی برخیزد، می تواند برتافته از رگه ها و رشته های فکری متنوعی باشد .

درپیکار آزادی ایران و ایرانی، صرفاٌ از الزامات عقاید و بینش خودم حرکت نمی کنم، درجه رشد و کشش اجتماعی اقشار و طبقات مدرن و مترقی ایران را درنظردارم و فریاد مشترک را پیگیری می کنم. و این همانست که بارها گفته و نوشته ام : دفع مانع و تاسیس قانون اساسی و ساختارهای مبتنی بردموکراسی پارلمانی ، عدالت اجتماعی ، لاییسیته و حقوق بشر.

· صدای وجدان : در خصوص کنفدراسیون دانشجویان ، بنظر میرسد مردم ذهنیت مثبتی به این مقوله ندارند، نظر خودتان چیست؟

کریم قصیم : کنفدراسیون دانشجویان – اتحاد ملی در زمان شاه بزرگترین تشکیلات دانشجویی- سیاسی دنیا به شمارمی رفت و چند نسل جوانان ایرانی در خارج را تربیت سیاسی کرد. ولی الان آن دوران گذشته و به تاریخ پیوسته است.

· صدای وجدان : در سالهای پیش از انقلاب شما در نشریه ای نقدی در مورد نظرات سیاسی /حکوتی خمینی(ولایت فقیه) نوشته بودید ، چرا انعکاس وسیعی نداشته؟

کریم قصیم : چون این نشریه بسیارساده و صرفاٌ توسط تعداد معدودی ازفعالان سیاسی درخارج منتشرمی شد، با امکانات نازل و ابتدایی آن زمان . ۶ نشریه ای با ۶ یا ۸ ورق کاغذ با تیراژ چندصد شماره، به نام «انجمن» – نامی ازدوران انقلاب مشروطه – ، البته با سطح تئوریک نسبتا بالایی از نظرات شورایی- پرولتری. جزوه «طاعون خدا» نوشته یوهان موست هم دراین نشریه تبلیغ شد. متآسفانه نه ازآن نشریه و نه آن جزوه هیچ فایل کمپیوتری در اختیار ندارم ولی اخیرا به گوشم رسید که رفیق آن دوره درحال تهیه مجموعه ای ازآن نوشته هاست که امیدوارم کوشش وی به نتیجه رسد.

· صدای وجدان : آیا در آن سالها سازمان مجاهدین خلق که تفکرات مذهبی داشت ( و دارد )، و خمینی و طالقانی هردو را پدر مینامید در مانع تراشی برای روشن شدن ماهیت افکار خمینی مبنی بر نظام ولایت فقیه در نزد توده ها، نقش نداشته؟

کریم قصیم : اتفاقا میان دو سازمان فداییان و مجاهدین، این دومی بود که بعضاٌ ذمقالات گروه کوچک ما را می خواندند و به نقدهای ما ازولایت فقیه توجه می کردند. مجاهدین درزمان انقلاب، سوای تاکتیکهای احتیاطی که نسبت به خمینی داشتند، درمجموع بهترازهمه گروههای دیگر کارمهم سازماندهی همراه با انتقاد فراینده از اعمال حاکمان را پیش بردند و روابط خیلی بازو خلاقی با دیگرگروههای مبارز داشتند. رویکردها و پراتیک آنها اساسا با دوران ده – بیست ساله اخیر فرق داشت…. برای همین نیزتوانستیم در شورای ملی مقاومت کنارهم جمع شویم. ولی خوب این مال ۳۲ سال پیش است. داستان اکنون اساسا فرق می کند و اینها در یک مسیرطولانی ی عدم بازبینی وعدم توجه به شرایط جهانی جدید و رویدادهای بزرگی – چون انقلاب انفرماتیک و دوران کنونی شبکه های افقی نسلها – بردیدگاههای سانترالیستی و مذهبی/ دگماتیک و سخت منقبض اصرارمی ورزند که متاسفانه – به جهت عدم بررسی عمیق علل ناکامیها و فروپاشی استراتژی قبلی کماکان درمسیری انقباضی پیش می روند که به نظراین جانب اگر تصحیح نشود قطعا بازهم شکست آمیزخواهد بود.

· صدای وجدان : شما کتابی مستند در شرح اختلافات شورای متحد چپ با شورای مقاومت نوشته اید، نام این کتاب چیست و چطور میتوان این کتاب را تهیه کرد؟

کریم قصیم : این کتاب به نام «همراه انقلاب» نوشته سروش البرز، آن زمان تحریر و درحد محدودی پخش شد. الان چند نسخه از آن پیش من باقی مانده ولی فایل کمپیوتری ندارم.

· صدای وجدان : آیا شما قادر هستید یک تشکل جدید را ایجاد نمایید؟

کریم قصیم : مثل این که بپرسید آیا قادری یک ماشین بسازی و دیگران را هم سوارکنی؟ اگرمنظورتان ماشینی مثل معمول این و آن گروهچه باشد که ۲۸ سال پیش ، بعد از فروپاشی شورای متحد چپ، ازاین مسیرو الگو دوری جسته ام. اما اگر با دوستان دیگر بنا بر ایجاد یک فوروم مبارزاتی علیه ولایت فقیه و برای حصول دمکراسی باشد آری، تکرارمی کنم تشکیلات مخفی با اسم بی مسماء و یک فرد ثابت در محورش خیر.

· صدای وجدان : برگردیم به سروش البرز و کریم قصیم ، بنظر میرسد کریم قصیم در طی سالها که مبارزه کرد و فعالیت سیاسی را مرحله به مرحله در فراز و نشیبهای مختلف پشت سر گذاشت و تجربه اندوخت ، سروش را با خود همراه نکرد. او را در همان مقطع رها کرد و تنها گذاشت . سروش البرز هنوز جوانی جسور و پرشورست و البته هنوز خام اما کریم قصیم مردی جا افتاده و پخته . البته منظورم بهیچوجه دوگانگی در شخصیت این دو نفر نیست بلکه بیشترین توجهم به انتقال این نکته است که سروش البرز اگر با کریم قصیم همراه میشد و اینهمه اتفاقات را با هم پشت سر میگذاشتند و چنانچه سروش همراه با کریم قصیم سختی میکشید الان دکتر قصیم را بهتر درک میکرد. در حال حاضر بنظر خودتان آیا سروش البرز و کریم قصیم با هم به توافق و تفاهم نرسیده اند؟ آیا قادرند با هم کار کنند؟

کریم قصیم : تفاوتها و تعارضها که به چشم شما می آیند فقط ازجنس تعارض شور جوانی و پختگی پیری نیست. برخاسته از اصطکاک واقعیتهای بیرونی دوران وافکارو ذهینیتهای درونی اینها نیز بوده و هست. جامعه ایران هنوزیک دهه موفق و ساماندیده ار دموکراسی پارلمانی و لاییسیته تجربه نکرده. چنین جامعه ای – آنهم با ویرانگری طبقاتی که ولایت فقیه صورت داده – نمی تواند برای پی ریزی سوسیالیسم پلورالیستی آماده باشد. هرنوع بدشانسی و افتادن درچنین مسیری قطعا به لوله کشی استبداد سیاسی جدیدی منجرمی شود . درپرهیزاز چنین مسیری به اندازه کافی تجربه بین المللی و نیز ۳۵ سال هولناک اخیر بسمانست. سرونش البرز و کریم قصیم در یک فضای رها از جباریت ولایت فقیه دوستانه به هم می رسند و می توانند با هم سازگارباشند. هریک به ترتیبی که می خواهد علناٌ از تزهای رادیکال آزادی، یا ازآزادیهای مدرن و گفتگوکننده و… دفاع کنند و در ساماندهی اجتماعی آزادیها و عدالت اجتماعی مشارکت کنند. البته درحال حاضر این آهنگی است برای آینده نامعلوم ….

· صدای وجدان : شما در گفتگوهای اخیر خود که در یوتیوب موجودست ، اشاره کرده اید که پس از پیوستن به شورای مقاومت و در این ده سال اخیر با شورای مقاومت دچار مشکلاتی بودید که سعی داشتید انتقادات را در درون شورا طرح و حل نمایید. نخواستید انعکاس بیرونی داشته باشد، دلیل این موضوع چه بود و چرا نخواستید انتقادات و مشکلات درون شورا ، انعکاس بیرونی پیدا کند؟

کریم قصیم : نمی شد انعکاس بیرونی داشته باشد، زود ایجاد بحران و تعیین تکلیف میشد ، تجربه نشان داده که مجاهدین ابدا تحمل نقد بیرونی شده را نداشته اند. ابدا. همین الان هم که می بینید چه گارد مسخره پلیسی – امنیتی گرفته اند. تنها کاری که می شد کرد همین استعفای علنی – با بیان روشن و اقدام سریع بود. که البته فکرنمی کردیم دراین حدّی که شاهدیم با هراس و لذا با واکنش بی سابقه استالینیستی مواجه شویم. ۵۵ روز ازاستعفای ما گذشته هنوزجرآت درج متن استعفای ما پیدا نکرده اند ولی فحاشیها و برچسبها و ردیه نویسی یک طرفه آنها کماکان روی سایتهایشان ادامه دارد، لابد دروناٌ به این نوع غذای فکری نیاز دارند….

· صدای وجدان : آیا هم اکنون راهی قانونی برای اثبات اشتباهات سازمان مجاهدین وجود ندارد؟ راهی که منتقدین بطور محترمانه پذیرفته شوند و در دو سوی میز یکسو منتقد و سوی دیگر آقا یا خانم رجوی بنشیند و پاسخگو باشند….

کریم قصیم : آرزوی من و ما که همین بوده. اگراین کارمی شد که خیلی خوب بود… ولی خوش بین نیستم که آنها پای چنین راه حلهای دموکراتیکی بیایند.

· صدای وجدان : نظر و راهکار ِ شما برای چگونگی ایجاد یک آلترناتیو مناسب و ساختن اپوزیسیونی عاری از اختلافات و سپس سرنگونی رژیم اسلامی ، چیست؟

کریم قصیم : عاری ازاختلافات که شدنی نیست، با تحمل اختلافات… و این مهم – یعنی سرنگونی- مشروط به من و ما نیست، امرمهم کل و کمال اپوزیسیون و مردم آزادیخواهست. من فقط یک کنشگرهستم و بس.

· صدای وجدان : در خاتمه : پیام و حرف شما برای جوانان داخل کشور بویژه دانشجویان چیست؟ پیام شما برای کارگران و معلمان و فرهنگیان چیست؟ شما بعنوان مترجم کتاب ” آینده نقش از زنان دارد” نوشتهء مارگارت میچرلیش ، چه پیام مشخصی برای زنان ایران دارید و نظرتان درخصوص فعالیتهای بانوان چیست؟

کریم قصیم : من خودم را درمرتبه ای نمی بینم که برای اقشارولایه های مبارز ایرانی وظیفه تعیین کنم. توصیه رفیقانه من اینست که ازامکانات مدرن جدید هرچه بیشترو بهتر بهره گیرند و برای آرایش قوا و صف بندی غیردولتی خودرا به صورتی متشکل کنند. به هرصورت و سامانی که شدنی است و صلاح می دانند، از سندیکای مستقل غیردولتی تا انجمنهای صنفی و شبکه های همبستگی داخلی و بین المللی. دربخش زنان و اقلیتهای مذهبی و وکلا و معلمان و… همبستگی سازمانیافته ایرانی- بین المللی هنوزخیلی جای کار و رشد دارد.

· صدای وجدان : با سپاس از دکتر قصیم و آرزوی آزادی برای تمام ملتهای دربند

تابستان ۲۰۱۳

وبلاگ صدای وجدان

 

 

AriaNews
AriaNewshttps://aria.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط