16.9 C
Paris
Monday, May 16, 2022

در تجاوز جنایتکارانه پوتین به اوکراین، 15 میلیون بی خانمان، هزاران کشته و مجروح و بیش از 5میلیون پناهنده به کشورهای همسایه !

چماق هتّاکی و قطعنامه و توطئه، چرا؟

ghasim_rohani_ex_mek_radjavi2013

چهارماه و ده روزست که سایتهای وابسته به مجاهدین به ما فحش می دهند، ردیه نویسی می کنند و لشگری از قلم زنان با نام و بی نام هر روز علیه من و روحانی مقاله به تنور داغ دروغ و دغل می زنند. در تاریخ سیاسی اپوزیسیون دیکتاتوریهای حاکم بر ایران چنین هجمه خصمانه و رذیلانه علیه دو منتقد نیک اندیش – که بی خدشه استعفاء دادند و خواست اولیه شان اصلاحات بوده و هست – مورد مشابهی نمی شناسد. فقط ظلم حزب توده بر خلیل ملکی قابل قیاس و ذکر است.

 چرا به دستور سران چنین هجمه ظالمانه ای شروع شد؟  چون:

1-   من و آقای روحانی جرآت کردیم از حق آزاد استعفای سیاسی بهره جستیم و خارج از کنترل و مانیپولاسیون(و دستکاری) سران  از شورا استعفاء دادیم،

2-   و به ویژه خارج از کنترل آنها علنی استعفاء دادیم و توضیح استعفایمان را همزمان منتشر کردیم که افکارعمومی پیشاپیش با دروغ و دسیسه منحرف نشود،

3-   در این متن برتمام نکات عمده ی انتقادی به نظر و عمل «ائتلافی» سران – که حالا خوب دریافته ایم دستکم درسالهای اخیررفته رفته پنهانکاری و ریاکاری بزرگ و طولانی نسبت به شوراییها بوده – انگشت گذاشته بودیم و نظرات اصلاحی مشخص و عملی را انتشار دادیم (متن استعفاء را بخوانید و خود داوری کنید)،

4-   در نتیجه طولی نکشید که این مسائل عیان شدند و حقایق آمده در  استعفانامه و سند متمم آن (“استعفای ما آزمایش آنهاست”) شوکی به آرایش مصنوعی و زورکی درونشان وارد کرد، بحرانی عمیق و فزاینده درون شورا و مجاهدین فرا گرفت- پرسشگری پا گرفت و پرس و جوی علل استعفاء  فضای درونی را پر کرد، ولی هیچکس نه پاسخی درست شنید و نه  مسئولیت پذیری به چشم دید. بنابراین بحران ادامه یافت و با توجه به واقعیت مسئولیت ناپذیری و عدم پاسخگویی سران/  به ویژه شخص مسعود رجوی که همه شکستها- ازجمله شکست فاجعه بار فرمانهایش در اشرف – را گردن دیگران می اندازد ( حتی شکست فروغ جاویدان را گردن رزمندگان بازگشته انداخت و طلبکار درآمد)، بحران عمیق شد ولی مشگل پاسخ جویی مثل یک گره کور  بسته ماند. کلاف تناقضات پنهان و آشکار سردرگم ولی همگی مسئولیتنها داشت متمرکز به سمت غیب پرده نشین نشانه می رفت که ….ناگهان رژیم و عواملش در عراق ناغافل به اشرف و تتمه ساکنان هجوم آوردند وشوربختانه آن قتل عام ددمنشانه روی داد و جنایتی بزرگ علیه بشریت بر جنایتهای پیشین ولایت فقیه و عمالش اضافه شد.

اما، کسی آن درد و رنج ناگفتنی را مائده آسمانی یافت و بلافاصله جنایت رژیم ولایت فقیه را علیه فضای انتقاد و منتقدان خیراندیش به خدمت گرفت.

5-    طبق رویه سنواتی رجوی که انتقاد و انتقاد از خود را کفر محض می شمارند و مثل جن از بسم الله ، از اعتراف و بیان هرخبط حتی آشکاری فراری هستند – این بار نیز به جای بررسی علل آن فاجعه بی سابقه و فهم ضررها و بیهودگی فرامین خود (بازگشت به اشرف؟!)، باری با وقاحتی دور از کمترین عقل سلیم، منتقدان را «زمینه ساز حمله رژیم» معرفی نمودند (آیا همچو  ظلم و  دریدگی ، درعین حال پستی و دنائتی را جایی سراغ دارید؟)

مسعود رجوی فتوای «خروج ازجبهه خلق و خیانت …» علیه دو عضو مستعفی – که ماهها پیش دوستانه و بی خدشه استعفاء داده بودند – علناً صادر نمود و پس از این حکم «آلترناتیو» است که اکنون هجمه به منتقدان افزایش و گسترش تازه ای یافته است.  دستگاه مهیب تبلیغاتی اش بار دیگر طرح و توطئه چیده و با نهایت ناجوانمردی و بی اخلاقی دریک کارزار پست و زبون  منتقدان سیاستهای «سید الرئیس » را مورد تهاجم تازه و رذیلانه قرار داده است.  می پرسم چرا تشدید کارزار؟

چون زورشان که به قاتلان و جانیان نمی رسید / توانشان که به ارباب بی مروت دنیا و اغماض جنایت توسط آنها قد نمی داد/ پس طبق معمول ظالمان مسئولیت ناشناس یقه بی گناهان بی زره را بگیر و ضعیف کشی را غنیمت شمار! با این هجمه های پی در پی:

6-   اذهان پرسشگر درون را می ترساند که جیک بزنید همچو بلایی سرتان می آید،

7-    از منتقدان پرشمار «خموش» و رمیده درون شورا و مجاهدین – همانها که همیشه حرفهایشان را زیرگوش ما زمزمه می کردند – زهرچشم می گیرد که تکان نخورید والله خون اشرف پای شماست!

8-    بدینسان کوشیدند و مشغولند، همه فضای سوگواری و خشم به رژیم آمر و عامل جنایت بر اشرف را مگر به سوی منتقدین یک لاقبای مستعفی کانالیزه کنند. به این امید (واهی) که با این فشار شدید اینها یا بریده و متفرق/  وادار به تسلیم/ و یا زیر ضربات بی وقفه دستکم ساکت و خفه می شوند….

می دانیم و قاعده قدیمی است که این ، رویه ظالمانی است که دامن کبریایی خود را پیوسته ازهر شائبه اشتباه و خطا مبرا جلوه می دهند و البته ، در آسودگی خدایگانی رد مسئولیت(حتی برای فرامین اعلام شده خود) پشت پرده غیب لم می دهند و حکم صادرمی کنند و صد البته از دیگران فدیه و قربانی می طلبند.

9-   اما….اما، نقد بی پرده و به موقع سیاسی دیری است پا درآورده و انبوه آسیب دیدگان دیرینه اکنون از این گوشه انتظار و آن گوشه منتظر  درصف بیان هستند. سوته دلان هنوز گرد هم نیامده اند ولی ظالمان بدانند و برخود بلرزند ، اکنون یک ، دو ، سه … صد و هزار صدای مظلوم و منتقد کمین گرفته اند. زخمهای فروخورده به انتقاد و فریاد عصیان بلند شده ، می رود که دستگاه «گوشهای بسته و دهانهای دریده» را توفنده درنوردد و…..

 و این هنوز از نتایج سحر است. بیداری بزرگ می آید و آفتاب حقیقت همه جا را پرمی کند!

 کریم قصیم

منبع:پژواک ایران

 

AriaNews
AriaNewshttps://aria.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط