3.1 C
Paris
Friday, December 2, 2022

در تجاوز جنایتکارانه پوتین به اوکراین، 15 میلیون بی خانمان، هزاران کشته و مجروح و بیش از 5میلیون پناهنده به کشورهای همسایه !

حسن حبیبی-ایرج مصداقی:سر راباید زد،بدنه را ول کنید

maryam_radjavi_hassan_habibi_paris
حسن حبیبی در ردیف دوم پشت سر مریم رجوی

تعجب نکنید اگر نوشته «حسن حبیبی» را عینا در این ستون قرار می دهم.اکثر ایرانی ها او را می شناسند.فرانسوی ها هم به او لقب بوقلمون صفت داده اند.علت دارد.چرا که برخی از کارهای کثیف رجوی را او انجام می دهد.

اگر قرار باشد ” راجع به بریده های سازمان یا پاسیو شده های “شورای رجوی” پرونده سازی گردد، ناسزایی گفته شود و یا اینکه “نصیحتی” ذکر گردد،او را به صحنه می فرستند.

تقریبا چهره ای متناقض دارد.به جلسات ایرانیان نفوذ می کند،از “حقوق بشر رجوی” زیاد حرف می زند،جایش که باشد برای اینکه بگوید مستقل هست و به گروه رجوی ربطی ندارد،حتی به مریم رجوی فحش داده و او را زن بدکاره می نامد،هدایت چند گروه ضربت را بعهده دارد و هر وقت رجوی می خواهد به منتقدین خود حمله کند او را به صحنه می فرستد،در دادگاه های مربوط به گروه رجوی وکیل و حقوقدان یا مترجم است و خلاصه اینکه هر کاری را رجوی نخواهد مسئولیت مستقیم بپذیرد او را به صحنه اعزام می نماید.اخیرا نیز در رابطه با سرکوب خواهران اقبال ماموریت انجام می دهد.

اما گویا نوشته ایرج مصداقی و برخی دیگر حسابی او را از خود بیخود کرده است.مطلب را بخوانید متوجه خواهید شد.این هم نوشته حسن حبیبی؛

ایرج مصداقی : سر راباید زد،بدنه را ول کنید

 وقتی سازمان ازلیست درآمد همه منتظر عکس العمل رزیم بودیم.فکرمان به همه جا میرفت .از حمله به اشرف و لیبرتی گرفته تا کشتن زندانیان سیاسی و یا فشار روی خانواده ها.ولی گویارژیم جلوتر از همه ما فهمیده بود که زدن بدنه فایده ای ندارد.  سر راباید زد.

در قدم اول آن “سه زن مفلوک” را با سیرک همیشگی اینترلینکی و زنجیر طلا و غیره اززیر عبا بیرون کشید و مدعی “حرمسراداری” مسعود رجوی در تشکیلات شد. ولی خیلی زود فهمید که این آش آنقدر شور است که حتی از گلوی  برخی از دلقکهای همیشگی سیرک هم پایین نمیرود. لذا به فکر”چاره ای نو” افتاد.

دیری نپایید که سرو کله آدمهای جدیدی پیدا شد. کسانی که ازاین پیش،بیشتر “شکاف نشین” بودند و سعی میکردند که فقط از تاریکی تیر بیاندازند.از عاطفه و عفت شروع شد و سپس اسماعیل و مازیار و علی …. هم به آن پیوستند. حرف اما همان حرف قبلی بود ولی با زرورق سیاسی. سر را باید زد.

این سیرک جدید پیچیده تر هم عمل می کرد. می گفت چون خیلی دلرحم هستم و حقوق بشری، و خیلی  دلم به حال بدنه میسوزد آمده ام تا سر را بزنم. چراکه همه مشکلات بدنه تقصیر سر است.

کمپین راه انداختند و صبح تا شب و شب تا صبح نوشتند وگفتند و سرودند و اینجا و آنجا قیل و مقال کردند که “آیا میشود حرف زد؟”.یعنی که آهای مردم به داد ما برسید چون ظالمان “شعبان بی مخ” و”مزد بگیر” و “قلم به مزد” و “بادمجان دور قابچین”و “ساندیس خور”گلوی ما را گرفته اند و نمیگذارند حرف بزنیم.

البته همان موقع محمد اقبال در نامه دومش هوشیارانه نوشت که اینها “خط دارند تا سر را بزنند”وبه  پشتوانه فاکت هایی ریز و دقیق ،از یک حرکت هماهنگ و همه جانبه پرده برداشت.

با این حال گوئیا این جماعت دهن گشاد به اندازه کافی حرف نزده بودند که به یکباره جن آخری با یک کتاب چند صد صفحه ای “از چراغ جادوبیرون پرید تا با “حرفهایی نو” سر را حسابی بزند. باشد که اینبارافاقه کند. البته باز هم با نیت دلرحمی غلیظ برای بدنه و تعهد دو آتشه  نسبت به “یاران زندانی قدیم”.آخر گوئیا”دهها هزارزندانی سیاسی یک مقاومت خونین سی ساله ” سرقفلی دکان سیاسی او هستند ونمایندگی همه آنان و منجمله موسی خیابانی را لاجوردی جلاد طی مراسمی رسمی و ویژه،شخصا به او تقدیم کرده است .

ارکستر “ساکتان “هم بلافاصله دم گرفتند.یکی به حق “ردای بنی صدری”برتن کردو به مسعود سفارش کرد که توبه کند تا با اجازه ایشان !بعدا شاید دوباره”بزرگی از سر گیرد”.آن یکی دیگری” حکیمانه “آهی از دل سوخته برکشیدو سکوت کرد  یعنی که من خیلی بلندنظر هستم وازحقم میگذرم وآخری هم عارفانه ریشی جنباند وصفحه زردش رابه آن مزین کردتا طبق معمول همیشگی اش ارتش سایبری به جای او با سیل “کامنت های دمکراتیک”به جان سوژه بیافتند و فیض اخروی ببرندو البته که ایشان هم از شدت دمکراسی دوستی این کامنت ها را پاک نمیکنند.

همه کسانی که دستی برآتش دارند واین جنگ سیاسی بین مقاومت و رژیم را ازقدیم دنبال کرده اند میدانند که همه این چرت وپرت وگنده …ها،بارها وبارها تکرار وباز تکرار شده اند وهربار فقط  سس و چاشنی آن که محصول ” تخلیه اطلاعاتی بریده مزدورهای جدید” است ،عوض میشود.

این جن جدید که بر خلاف ادعایش خیلی هم باهوش نیست حرف دل همه را یکجا آورده وبی پرده و بی تعارف میگوید ” چرا در کنار رزمندگان در اشرف نماندید تا با آنها هم سرنوشت شوید؟ چه ایرادی داشت … سرور شهیدان می شدید؟ یا در صورت دستگیری احتمالی مقاومتی حماسی در زیر شکنجه و … نشان میدادید.”. به زبان ساده به مسعود میگویدچرازنده ای انوقت مدعی مخالفت با آخوندها هم هست. (بگذریم از اینکه حقه باز طوری حرف میزند که انگار او میداند که مسعود کجاست.شاید هم بداند خدارا چه دیده اید.شایدبا از ما بهتران در ارتباط است)

 آن “خبرنگاراجاره ای خانه پدری” نیز در تلویزیونش همین را توصیه میکردومی گفت :” در عراق…مجاهدين را عملا دست و پايشان را بسته اند هيچ حركتي نمي توانستند توي اردوگاه ليبرتي بكنند با موشك آنجا را زدند اين يعني چي ؟ يعني ضعيف كشي… خوب برو به خانم رجوي توي واشنگتن  و نشسته ميان چهارتا سناتور برو اون را حل كن ، ميروي بچه هاي بيچاره را در اردوگاه میزنی”.توجه کردید که این یکی هم خیلی دلرحم و دلسوز بدنه است.

بیان انگیزه این صحنه گردانان جدید و قرار گرفتنشان در مختصاتی که هستند، نه در حوصله این بحث است و نه در استطاعت من. ولی بدیهی است که”نگرانی از استبدادی جدید، و زیر پا گذاشته شدن حقوق و آزادیهای فردی درفردای سقوط مهیب ترین و خونریزترین دیکتاتوری تاریخ ایران ” هرگز نمیتوانددلیل قانع کننده ای  برای زدن سر تنها بدیل آن باشد.

 چراکه “عشق خیلی زیاد” به آزادی قبل از هرچیز بایستی به تلاش خیلی  بیشتر برای سرنگون کردن دیکتاتوری که حی و حاظراست بیانجامد و نه کتاب نوشتن “بیست- هشتادی” برای زدن  سر جدی ترین دشمن آن. این یاوه ای است که فقط ازدهان همان دیکتاتور بیرون میاید و بس.

به این جن آخری و سایر جن  و پری های قبلی هم فقط باید گفت؛ واداده های مفلوک اگر یک جو عقل داشتید حداقل شما دیگر دراین  دام  نمیافتادید. چون اگر سر مسعود را بزنند از شماها نیز بخاطر همان چند قدمی که با اوبرداشتید نخواهند گذشت و تا صد بار “غلط کردم نامه”و”ندامتنامه” ننویسید دست از سرتان برنخواهند داشت. این حقیقت را آن جن آخری همانطورکه به کاپیتورن هم گفت شخصا تجربه کرده است. از حلوا حلوا کردن الان تان زیاد ذوق زده نشوید. همین را هم از برکت “اهمیت” سری که برای زدنش خیز برداشته اید، دارید وگرنه خودتان خوب میدانید که حتی برای آخوندها خس و خاشاکی بیش نیستیدوقیمتی ندارید.

پاریس 6 می ۲۰۱۳

حسن حبیبی

***

ستون نویس «از اینجا و آنجا»

نیما هستم،یک فعال سیاسی مثل شما و خیلی های دیگر.قصد دارم هر از چندی “از اینجا و آنجا”بنویسم.از سیاست،جامعه،ایران،خارج از ایران و از گروه رجوی که معتقدم یک فرقه خطرناک تروریستی است.تعهد و قرارداری ندارم همیشه در اینجا بنویسم.اما وقتی می نویسم،تنی از همان مردمی هستم که خیلی ها سنگ اش را به سینه می زنند.خصوصا فرقه رجوی که بعد از این همه سال سیاه نمایی، تلاش میکند خود را نماینده ما ایرانی ها جا بزند!

ستون “از اینجا و آنجا” به پیشنهاد من در این سایت باز شد.اینجا بعنوان نویسنده میهمان فعالیت می کنم و هر چه راجع به فرقه رجوی می نویسم همینجاست.بقیه نوشته هایم را در سایت های ایرانیان می توانید بخوانید یا جستجو کنید.

اگر نظر،انتقاد یا پیشنهادی دارید زیر نوشته هایم بگذارید تا بخوانم.اگر فارغ بودم حتما جوابگو خواهم بود.

AriaNews
AriaNewshttps://aria.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط