15.7 C
Paris
Sunday, October 2, 2022

در تجاوز جنایتکارانه پوتین به اوکراین، 15 میلیون بی خانمان، هزاران کشته و مجروح و بیش از 5میلیون پناهنده به کشورهای همسایه !

تهاجم گسترده عوامل رجوی به ایرج مصداقی و منتقدین مجاهدین

radjavi_mesdaghi

تاخت و تاز عوامل مجاهدین درباره ایرج مصداقی و نامه سرگشاده اش به مسعود رجوی همچنان ادامه دارد.اعضا و کادرهای مجاهدین هر روز با رنگ و لعاب و قلمی جدید،مصداقی و نوشته اش را توپ باران می کنند.تا چهره ای که سالها است در کنار آنان قلم زده و برایشان خدمات گوناگون انجام داده را درهم شکسته و یک شبه یا وارد طیف “مزدوران رژیم” نمایند و یا اینکه او را به بازپسگیری نامه اش وادار نمایند.

قافل از آنکه مجاهدین هر چقدر آش پخته شده را هم بزنند غذای باب میل آنان آماده نخواهد شد.چرا که این مطبخ محصول کار خود آنان را به نمایش خواهد گذاشت.غذایی که نام اش “دمکراسی” و “مقاومت” است و رسم اش آزادی کشی و کارخانه “مزدور سازی” است!

عاطفه اقبال در باره “حمید امامقلی نصیری” نامی که گویا شاعری دربار رجوی را به دوش می کشد،از او شعری که راجع به مصداقی سروده بعنوان ؛”شعرنمونه یک انسان طراز مکتب ” یاد می کند؛

اين«همنشين» دژخيم، «مصداقي» رواني‌ست : حمید نصیری

حميد نصيري

براي باركشان بي‌مزد يا با مزد
وزارت بدنام اطلاعات آخوندي

شخصي ميان آن جمع، گفتش كه اين فلاني‌ست
اين «همنشين» دژخيم، «مصداقي» رواني‌ست

گويي كه از بني‌صدر، ويروس ِ«من» گرفته
گفتش ولي جنونش، از دورة جواني‌ست

همزاد ديگر او، آن «شكري» مفنگي است
با‌«ناظر»ي كه آن هم، گويي خبيث ثاني‌ست

ياوه‌سراي ماهر، خدمتگذار جائر
البته در دنائت، همدست هرچه جاني‌ست

از «آمر به معروف»، از «ناهيانِ منكر»
با غلظت وقاحت، با حربه لساني‌ست
در جعل و جهل و تحريف، گامي فراتر از رذل
برده سَبَق از آن‌كه، منفور جاوداني‌ست

كرده كُپي‌كِشي از «كيهان» و «فارس» «بازتاب»
در بي‌شرافتي نيز، همزاد «لاريجاني»ست

مثل كلاغ بي‌شرم، چاكِ دهن دريدست
مجري بي‌چِراي فتواي «لنكراني»ست

بي‌مزد و بي‌سبب نيست، هر روز و شب به‌ فكرِ
پنجه كشي به آن كه، در حال خون‌فشاني‌ست

وقتي كه در رذالت، شاگرد خوب ملاست
لابد كه پشت پرده، مشغول سورچراني‌ست

اي واي! از آن كه روزي، در انتهاي بن‌بست
از پرده‌ها درافتد، هرآنچه كه نهاني‌ست

جز اين چه مي‌توان گفت، جاي چنين خبيثان
طبق گواهِ تاريخ، عمقِ زباله‌داني‌است

19ارديبهشت
حميد نصيري

اقبال در باره این شعر زننده نوشته است؛

شعری که در ذیل آمده ،شعر نمونه یک شاعر مجاهد خلق است. یعنی همان انسان طراز مکتب مجاهدین. این شعر در پاسخ به چند نویسنده منتقد مجاهدین نوشته شده است.  حمید امامقلی ( نصیری) ” که از دوران دانشجویی در فرانسه به مج…اهدین پیوسته و نزدیک به سی و دو سال است تحت انواع و اقسام آموزشهای آقای مسعود رجوی بعنوان رهبر عقیدتی مجاهدین و خانم مریم رجوی شاخص ایدئولوژیکی مسعود برای مجاهدین و ایران فردا قرار داشته است.

 

حمید نصیری هم مجاهد است، هم اشرفی است، هم اشرف نشان است. یعنی همه آن القاب و خصایصی که مجاهدین برای نفراتشان بکار میبرند، را داراست. او یکی از انسانهای طراز مکتبی است که رهبران مجاهدین “مسعود و مریم” برای اینکه الگوی تمام عیار انسان برای مردم عادی باشند، در طی این سالها پرورانده اند.

 

یعنی یک هوادار عادی نیست که شاید بگوییم خود بخودی عمل میکند. نه! او  نمونه انسان طراز اول مجاهد است که در مکتب مجاهدین تمام آموزش های لازم را دیده. در اقسام نشستهای دیگ و توحید، تنگه و  زالو …. نیز شرکت کرده و روزانه در نشست های عملیات جاری، انتقادات باور نکردنی از خود کرده و به اصطلاح مجاهدین با تیغ کشیدن بروی خود و گفتن ناگفتنی هایی  که حتی در زوایای ذهنش در خواب می گذرد هر بار رهاتر از قبل شده  و به این القاب نائل گشته است!

 

انتقاداتی که اگر روزی بخواهد اعتراضی یا انتقادی به مجاهدین بکند و آنها بخواهند او را به مانند آن عضو روابط خارجی شان افشا کنند پرونده ای ضخیم و غیر قابل باور خواهد شد! از همان پرونده هایی که مجاهدین برای هر کدام از اعضا و هوادارانشان  برای روز مبادا تهیه کرده اند!

 

نمونه این انسانهای طراز اول را قبلا در نامه های ارسالی به خانواده ها دیده بودیم. این شعر چنین مجاهد خلقی است.  نه مجاهد چند روزه بلکه مجاهد سی و چند ساله!  مجاهد، اشرفی و کاملا اشرف و لیبرتی نشان! که روزی به سودای رهایی مردم  و دفاع از آزادی به جمع مجاهدین پیوسته بود و امروز مبارزه اش را میتوان در این شعر خلاصه کرد.

 

این مشتی است که متاسفانه نمونه خروار است. حمید امامقلی نصیری شاعر غنی شده در لابراتوار رهبران عقیدتی   البته گویا که حمید امامقلی بابت این شعر هدایا و تشویق های ایدئولوژیک را از بالاترین سطوح دریافت کرده است که امروز دست به نوشتن انشایی  دیگر به همان حد نازل زده است...”

.

شهامت خانم اقبال که اکنون به ژرفنای “لابراتوار رهبران عقیدتی مجاهدین ” به خوبی پی برده و در قبال خواسته انسانی اش، مارک اعلای “مزدوری”  را از همان رهبران دریافت نموده قابل تشویق و حمایت است.چرا که این پیوندی است با خانواده ها و افراد جداشده ایی که از مدت ها پیش نسبت به گنداب “لابراتوار عقیدتی رجوی” هشدار داده،پرده برداشته و  خود را در مقابل آماج توطئه ها و کارخانه “مزدورسازی” رهبران فرقه رجوی قرار دادند.

.

مطلب دیگر در همین باره از “ناصر اسدی” است.او طی مقاله ای به نام ” وظیفه‌ی شرعی مقلدان در حمله به نقد و منتقدان  ” در سایت پژواک نوشته است؛” هراس «تنها آلترناتیو دموکراتیک ایران»! از چیست؟  “

مگر ایرج مصداقی در «گزارش ۹۲…» چه گفته است که «تنها آلترناتیو دموکراتیک»! بیش از ده روز است که همه‌ی مقلدان ریز و درشت خود را برای حمله به او بسیج کرده‌ است و هر روز یک اتهام تازه‌ای آفریده و بر او می‌بندند و ناسزاگویی و تهمت‌پراکنی بر علیه منتقدان را وظیفه‌ی شرعی آنان دانسته است؟

چرا این «تنها آلترناتیو دموکراتیک»! بجای صرف این همه وقت و انرژی، نخواستند و یا نتوانستند، با پاسخ‌های سنجیده و منطقی و درخور پذیریش برای همگان، این «غائله» را به سادگی خاموش کرده و با اثبات درست بودن اندیشه، سیاست و رفتارشان، همزمان بر «محبوبیت» خود در «قلوب» مردم بیافزایند و منتقدان‌ را از اشتباه درآورده و حتا مخالفان خود را جذب کرده و موجب ریزش نیروها در صف دشمنان خود شوند؟ “

” در آن «گزارش ۹۲…» ۲۳۰ صفحه‌ای ایرج مصداقی که با رعایت ادب و احترام  نیز نگاشته شده، مگر چه پرسش‌ها و حرف‌هایی بیان شده است که این «تنها آلترناتیو دموکراتیک» را به چنین واکنش‌های شتابزده، عصبی و نابخردانه برانگیخته است؟ آیا مردم نخواهند پرسید: این‌ها که از حل مسئله‌ای به این سادگی برنمی‌آیند و نمی‌توانند با واکنشی عقلانی و منطقی، پاسخ یک منتقد را بدهند و این‌گونه سراسیمه شده و  از کوره به در می‌روند، چگونه ادعای حل دموکراتیک مشکلات جامعه‌ی بحران زده‌ی ایران را دارند؟

 

می‌گویید که موضوع‌های مطرح شده در «گزارش ۹۲…» «دعاوي و لجن پراكنيهاي هزار بارتكرارشده» رژیم بر علیه  «اپوزيسيون اصلی» است. با این حساب، کار باید بر شما بسیار آسان باشد، پس این لشگرکشی غیرعاقلانه برای چیست؟ اگر این حرف‌ها به گفته‌ی شما همه‌اش «کهنه» بوده و سی سال است از سوی دشمن تکرار می‌شده و می‌شود، پس چرا  شما را به واکنش‌هایی برانگیخته که خود را در چشم همگان، آدم‌های ناخویشتن‌دار و خشن و بی‌نزاکت و تهمت‌زن معرفی کنید که از هرچه نقد و پرسش هراسان و گریزان است؟

 

آن آقای هنرمند عضو شورای ملی مقاومت مجاهدین، که «به عنوان يك كمونيست، با تجربه سياسي 55ساله» چنان مقاله‌ی خشن و زشتی را منتشر کرده، و در آن مدعی شده است که رهبری مجاهدین «دموكراتيك ترين نيروي مبارز» است، آیا می‌تواند دموکراسی و رفتار دموکراتیک را برای مردم هم تعریف کند تا منظورشان را بهتر دریابند؟ آیا رفتار «دموکراتیک» همانی است که ایشان نمونه‌ای از آن را در مقاله‌اش در برابر یک نقد و  یک منتقد به کار گرفته است؟ یا منظورشان همانی است که شورای ملی مقاومت از خود نشان داده و رسانه‌هایی را تحریم کرده و رسما رکن چهارم دموکراسی را زیرپا گذاشته است؟ (از جمله سایت‌های تحریم شده، دیدگاه و پژواک ایران بود‌ه‌اند، یعنی سایت‌هایی که سال‌های سال، هم از سوی رژیم و هم از سوی مخالفانِ «تنها آلترناتیو دموکراتیک ایران»، به وابسته بودن به مجاهدین متهم می‌شدند) 

آیا منظورشان از «دموکراتیک‌ترین»، همان رفتاری است که استالین «به عنوان کمونیستی با تجربه سیاسی ۶۰ ساله» در برابر منتقدان خود کرد؟

 

یک سازمان و حزب و یا «آلترناتیو دموکراتیک» که خواهان جذب بیشتر مردم سرزمین‌اش است، اتفاقاً از این نقد‌ها بیشترین استفاده را کرده و از آن استقبال می‌کند و با برپا کردن کنفرانس‌های مطبوعاتی، دست به شفاف‌سازی می‌زند و همزمان از فرصت پیش آمده بهترین بهره‌برداری را کرده و می‌کوشد درستی برنامه‌ و سیاست‌های‌اش را توضیح ‌دهد.

آن‌چه که در تمامی پرسش‌ها و موضوع‌های مطرح شده در آن گزارش ۲۳۰ صفحه‌ای نهفته است، پافشاری نویسنده‌ بر یک نکته‌ی مهم است: روابط و رفتار رهبری سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت آن، غیر دموکراتیک است و خود را در برابر هیچ کس و نیرویی پاسخگو نمی‌دانند و حاضر به بازنگری و نقد گذشته و سیاست‌هاشان نیستند. چکیده‌ی تمام پرسش‌های بیان شده در «گزارش ۹۲…» این است که در سپهر سیاست، هر سازمان و حزبی که نقد را برنتابد و به اعضا و هواداران و افکار عمومی پاسخ‌گو نباشد، بی‌شک سر از دیکتاتوری، کیش شخصیت و برپایی یک حکومت توتالیتر  درخواهد آورد. این گزاره، یک پیشگویی و حدس و گمان نیست. همه‌ی فاکت‌ها و سندها در این گزارش نیز برای اثبات این موضوع مهم است. نویسنده‌ی «گزارش ۹۲…» علت عقب‌افتادگی‌ها و حتا بازگشت به افکار و رفتار ارتجاعی در این سازمان را در همین پاسخ‌گو نبودن و برنتافتن نقد و مناسبات غیردموکراتیک حاکم بر آن می‌داند.

.

به آقای اسدی باید یادآور شد که هنوز کم گفته اند و اندک.چرا که انسجام گذشته در بارگاه رجوی از هم پاشیده و در حال فروریزی است.و بالاخره اینکه آفتاب آمد دلیل آفتاب!

اگر رجوی می توانست منطقی از خود نشان داده و خود را به آرای آزاد افکار عمومی بسپارد که این همه “آدم” به “مسلخ” نمی رفت.اگر واژه ” رهبری” برازنده او بود و محتوای چنین مصدری را بر خود داشت که در کوچه و خیابان به ترور بقال و چقال نمی رفت.و اگر ایرانی مستقلی بود که به خدمت صدام و … در نمی آمد.چرا یافته ها کمتر به باور تبدیل می شوند؟

خطی که رجوی از سال 1360 در خیابان های تهران با ترور شروع کرد،پیش از انقلاب ترسیم شده و یکی از مفروضات بود.این همان خطی است که سالها در عراق انتشار یافته و اکنون در لوای چماقداری سیاسی از کمپ لیبرتی به دنیای ارتباطات و خیابان های اروپا گسترش پیدا کرده است.این خط چیزی جز “نهی” و “نفی” نیست.مسیری که غیر از پیوستن به “افکار رجوی” را “مزدور” می داند و کسی نیز در این باره و گذشته او نباید سئوال نماید.”دمکرات،نیروی مردمی و تنها آلترناتیو دمکراتیک” به این روشنی؟!

 نیما

***

ستون نویس «از اینجا و آنجا»

نیما هستم،یک فعال سیاسی مثل شما و خیلی های دیگر.قصد دارم هر از چندی “از اینجا و آنجا”بنویسم.از سیاست،جامعه،ایران،خارج از ایران و از گروه رجوی که معتقدم یک فرقه خطرناک تروریستی است.تعهد و قرارداری ندارم همیشه در اینجا بنویسم.اما وقتی می نویسم،تنی از همان مردمی هستم که خیلی ها سنگ اش را به سینه می زنند.خصوصا فرقه رجوی که بعد از این همه سال سیاه نمایی، تلاش میکند خود را نماینده ما ایرانی ها جا بزند!

ستون “از اینجا و آنجا” به پیشنهاد من در این سایت باز شد.اینجا بعنوان نویسنده میهمان فعالیت می کنم و هر چه راجع به فرقه رجوی می نویسم همینجاست.بقیه نوشته هایم را در سایت های ایرانیان می توانید بخوانید یا جستجو کنید.

اگر نظر،انتقاد یا پیشنهادی دارید زیر نوشته هایم بگذارید تا بخوانم.اگر فارغ بودم حتما جوابگو خواهم بود.

AriaNews
AriaNewshttps://aria.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط