16 C
Paris
Sunday, October 2, 2022

در تجاوز جنایتکارانه پوتین به اوکراین، 15 میلیون بی خانمان، هزاران کشته و مجروح و بیش از 5میلیون پناهنده به کشورهای همسایه !

تحرک دوباره مدیحه سرایان رجوی

La Secte-Terroriste Des Radjavi-1

در پس این ادعاها چه هدف و منظوری جز قلع واقعیت و حقیقت و بدتر از آن تبرئه و ستایش رجوی وجود دارد..

چندی پیش در یادداشتی با عنوان تقدیس گرایی و مظلوم نمایی برای رجوی! در تاکید بر رویکرد قلم به دستان مجاهدین در جهت پررنگ کردن نام و جایگاه مسعود رجوی در توضیح چرایی این رویکرد یادآور شدم:

“گزارش ۹۲ آقای ایرج مصداقی و جدایی آقایان قصیم و روحانی از اعضای کمیسیون های شورای ملی مقاومت و بیان دلایل این ریزش ها که متوجه رهبری سازمان گردیده، علاوه بر واکنش های هتاکانه و سطحی و مبتذل اما باعث بروز و ظهور یک جریان بطئی و پنهان در قالب نگارش مقالاتی شده که هدف عمده شان توسل به حربه نخ نما شده تقدس گرایی و مظلوم نمایی برای تبرئه و نجات رهبری سازمان است.”

در آن یادداشت اشاره کردم این خط تلاش دارد در شرایطی که همه انتقادات و نگاه ها متوجه رهبری سازمان شده نه تنها رجوی را از محور این بحث ها خارج نماید که او را به موضوع بود و نبود سازمان تبدیل کنند. آن مقاله تا حدود زیادی توانست سد راه این پروژه شود. دلیل اش اینکه آن روند با چند مقاله زری اصفهانی و ناهید همت آبادی متوقف شد. اما این روزها بار دیگر شاهد کلید خوردن دوباره این پروژه هستیم.مقاله آتشخون ده شهریور رحمان کریمی و مقاومت و ضرورت رهبری ناهید همت آبادی می تواند بر این ادعا صحه بگذارد.

این مقالات با توجه به حوادثی که در ده شهریور رقم خورد، همچنین پیامد آن که منجر به اعتصاب غذای تشکیلاتی و تحمیلی ساکنین لیبرتی گردیده. و نگرانی ها بابت فرجام این روند و در نهایت بن بستی که رجوی بر سر راه حل مسالمت آمیز خروج مجاهدین از عراق ایجاد کرده ضرورت به میدان آوردن سپرهای دفاعی قلمی از رجوی را در تقابل با سیل انتقادات و اتهامات و اعتراضات علیه رجوی صدچندان کرده است؛ بعلاوه انتشار پیام ۲۷ شهریور که بر ادامه به اصطلاح نقشه مسیر ۹۲ که تاکیدی است بر ادامه به کشتن دادن نفرات باقیمانده در لیبرتی حساسیت ها را نسبت به نقش و مسئولیت او در بروز آنچه از سالها پیش به عنوان فاجعه انسانی روی آن اصرار ورزیده، تشدید کرده است. بدیهی است در چنین وضعیتی نوشتن مطالبی از این دست:

“مجاهد“ اشرفی در اشرف باشد یا لیبرتی یا هر گوشه دنیا، در هر حال انسان فرا دست بی همتائیست متجلی از جریان تاریخ جهان ، برآمده از آرمان و نیاز زمان و فراسوی تعاریف معمول و ملموس و بدیهیست که در کسب آموخته های اخلاقی و انساندوستی، فضیلت های آرمانی، اندوخته های بیکران مبارزاتی از لابلای هولناک ترین فراز و فرود رزم آوری و تجربه های بود و نبود نبرد که طی سالهای طولانی همه را یکجا با جسم و جان زیسته و تجربه کرده، به بیان، نوشتار و تکرار خود را به درستی وام دار رهبری میداند که چهل سال تمام با طی همه وادی بی چشم انداز رنج و فدا، غربت و غصه فقدان دلاور یاران، همه آسایش تن و روان را نیز بر خود و”همتای“ شایسته خویش حرام کرده تا مردم محروم اسیر آخر سر از دست خونریز جلادان وطن آزاد شده و به آسایش و راحت برسند.”

جز به قصد تبرئه و ستایش و تثبیت جایگاه قدسی رجوی و در نهایت توجیه و تئوریزه کردن آنچه در حال وقوع است، کارکرد و توجیهی ندارد. رجوی از دسامبر ۲۰۱۲ تاکنون بیش از یک صدتن از اعضای سازمان را قربانی لجاجت های هیستری خود کرده است؛ همچنان که از سی خرداد ۶۰ به بعد کاری جز این نداشته است. همه این خسارت های انسانی را با توجیه ضرورت سرنگون کردن جمهوری اسلامی تحمیل کرده است. همیشه در عالم توهم در یک قدمی سرنگون کردن جمهوری اسلامی بوده است! چه زمانی که در سی خرداد به زعم خودش رژیم را یک سره کرده بود یا در زمان هاشمی دو سره و یا در دوران خاتمی سه سره و یا در زمان احمدی نژاد یک پایه، همیشه از فاز سرنگونی و به قدرت رسیدن عنقریب حرف زده است. هیچ وقت هم اجازه نداد صدای انتقادی از درون بلند شود! و هر کس هم از بیرون او را به چالش کشید تکلیف اش روشن بود! و در تمام این سالیان هم عده ای جیره خوار در پوشش اپوزیسیون و عضو شورای ملی مقاومت بدون تقبل کمترین هزینه به مدح و ستایش او مشغول بودند و هستند. آنهایی هم که کمی درد وجدان گرفتند، استعفا دادند و بیرون آمدند. آن تتمه ای که مانده اند فی الحال کاری جز ستایش و مدیحه سرایی رجوی ندارند. ادعاهایی از این دست از جانب امثال خانم همت آبادی و رحمان کریمی:

“عجیب نیست که چند هزار از جان گذشته ایرانی این چنین بایستند و جهانی را به حیرت وادارند. به جهان نگاه کنید و خیل ایرانیان معترض و اعتصاب غذا کنندگانی که مرجع و الهام بخششان، قهرمانان در اعتصاب زندان لیبرتی ست. این یک شکوه ملی و تاریخی ست.”

چه هدف و منظوری جز قلع واقعیت و حقیقت و بدتر از آن تبرئه و ستایش رجوی را دنبال می کند. این مدیحه ها را مقایسه کنید با فجایعی که متاسفانه تاکنون رقم خورده و همچنین کارکرد و اهمیتی که می توانند در اتفاقات ناگوار آتی داشته باشند تا متوجه نقش این مدیحه سراها در فجایع پیش و پس رو باشیم. این ستایش های تهوع آور مگر می تواند دلیل و انگیزه ای جز بدهکاری آقایان به قبله عالم شان داشته باشد. حکایت این خانم ها و آقایان حکایت آن توپ چی های معروف است که همه سال مواجب می گیرند برای یک روز و لحظه. نقش اینها فراتر از این جریان سازی و اینکه عده ای را هم به دنبال خود بکشند. آنچه در حال حاضر امثال همت آبادی و کریمی و زری اصفهانی و … انجام می دهند، تبرئه رجوی از حال و گذشته ای است که سراسر به خون قربانیان اش آلوده است. کسانی که به قصد تبرئه رجوی قلم می زنند، یادشان باشد عنقریب و در کنار عوامل مستقیم فجایع این ماه ها باید پاسخگو باشند. آنها هم که قرار است به تاسی از این قلم ها و بر اساس بدهکاری شان به رجوی وارد این گود شوند و این پروژه را تکمیل کنند، یادشان باشد نان شان را توی خون دیگران تریت می کنند.
بهار ایرانی- مجاهدین دبلیو اس

 

 

AriaNews
AriaNewshttps://aria.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط