14.3 C
Paris
Tuesday, October 4, 2022

در تجاوز جنایتکارانه پوتین به اوکراین، 15 میلیون بی خانمان، هزاران کشته و مجروح و بیش از 5میلیون پناهنده به کشورهای همسایه !

با آقای ناظر درباره چسب استراتژیکی مجاهدین

camp-ashraf-iraq-pmoi-mek-terrorisme

رجوی آگاهانه و عامدانه پل های تضمین های امنیتی پشت سر خود را خراب کرد؛ و همه چیز را به نقطه تقابل و رودرویی کشاند

آقای علی ناظر در یادداشت خود درباره وضعیت موجود مجاهدین و راه حل برون رفت از آن روی چند نکته تاکید دارند. اول اینکه مسئله فوریتی برای مجاهدین گرفتن تضمین امنیتی برای ساکنین اشرف و لیبرتی است! در گرفتن این تضمین تردیدی نیست و کسی هم با گرفتن این تضمین مخالف نیست. همچنانکه به زعم ایشان همان قلدرها هم تا کنون با دادن این تضمین مشکلی نداشتند. مشکل را آقای ناظر به درستی مطرح می کنند، اما این همه مشکل نیست؛ واقعیت این است که امنیت ساکنان اشرف از زمانی تهدید شد که هم ملل متحد و هم آمریکا و هم دولت عراق و حتی یونامی دریافتند مجاهدین در حال بازی دادن آنها هستند. نشانه های بسیار دال بر این ادعا وجود دارد. پیدا کردن این نشانه ها برای کسی مثل آقای ناظر که مجاهدین را روزانه رصد می کند حتما کار ساده ای است.

آقای ناظر همین که می پذیرند قرارگاه سابق اشرف و خاک عراق برای مجاهدین کانون استراتژیک است به نوعی نشان از این دارد که به آن نشانه ها و پیشتر اهمیت باقی ماندن مجاهدین در عراق واقف هستند. خودشان هم می گویند رجوی هنوز اعلام نکرده از این کانون استراتژیک دست برداشته است. پس به یک معنی گره اصلی که التزام به حفظ این کانون استراتژیک است کور و ناگشوده باقی است! و می دانند رجوی برای حفظ این کانون استراتژیک به هر اقدام لازمی دست زده و خواهد زد. و بهتر می دانند از زمان اجرای قرارداد ۲۵ دسامبر تا کنون هرمرحله این پروسه با بهانه گیری و مانع تراشی سازمان و از سویی با سمبه پرزور طرف مقابل حل و فصل شده باشد. نمی خواهم ادعا کنم پروسه مورد اشاره بدون نقص اجرا می شده و اشکالی بر آن وارد نبوده، اما مسئله نحوه برخورد و تنظیم رابطه رهبری با این مشکلات است. در حالی که این مشکلات بخش اجتناب ناپذیر قضیه است و حتما راه حلی در چارچوب همان الزامات کلی قرارداد داشته و دارد، اما وقتی بهانه ای می شوند برای لجاجت و تهدید و در نهایت ایجاد بحران و درگیری، آن وقت آن چسب استراتژیکی بیرون می زند! چه بسا اگر غیر از این بود و به یک معنی منافع رهبری در رفتن از عراق با همین سازوکار و مکانیزم بود، در آن صورت همه این مشکلات و بهانه ها کارکردی معکوس و در جهت تسریع امور می داشتند.

وقتی رجوی نمی خواهد از اشرف برود، نمی خواهد از عراق برود، برای همین هر کاری لازم باشد انجام می دهد. آن تضمین امنیتی مورد نظر و تاکید شما نیز منوط به این است که رهبری سازمان در قدم اول مسئله اش همین باشد. اما وقتی منافع اش در نقطه عکس باشد، هر کاری لازم باشد برای بر هم زدن این تضمین امنیتی انجام خواهد داد. اشرف و لیبرتی از اول ناامن نبودند، که حالا رجوی دنبال تضمین آن باشد. وقتی قرارداد ۲۵ دسامبر نوشته شد، همزمان رجوی در نشست های درون تشکیلاتی در حال گرفتن امضای پایداری و مقاومت برای حفظ اشرف بود. داشت برای ملل متحد خط و نشان می کشید. برای آمریکایی ها لغز می خواند! دولت عراق را تهدید به سرنگونی می کرد، مشغول لوث کردن وجهه کوبلر بود. برای یونامی خط و ربط و تعیین تکلیف می کرد. و بعد شروع کرد به سر بردن حوصله همه. بعد به نوبت یکی یکی مسئولین ذی ربط از جمله مقامات آمریکایی و ملل متحد از وضعیتی که مجاهدین پیش آورده گلایه کردند، به مرور سلب مسئولیت کردند و در نهایت رجوی آگاهانه و عامدانه پل های تضمین های امنیتی پشت سر خود را خراب کرد. همه چیز را به نقطه تقابل و رودرویی کشاند.

آقای ناظر در بخش دیگری می گویند:

“این درست است که آنها اشرف را «کانون استراتژیک…» می دانند ولی آنچه مجاهدین می خواهند و یا می توانند بکنند، فقط یک طرف سکه است. طرف دیگر، که وزن بیشتری دارد، زور زورمداران و گردن کلفت های محل است. زور (و یا ساده انگارانه در بی توجهی) آنهایی است که باید سهمیه بندی کنند. آنهایی که باید مشخص کنند این پناهجویان ساکن در لیبرتی در چه روز و ماه و سال می توانند از این «جهنم» رهایی پیدا کنند.”

اینکه کسی اعضای سازمان را به عنوان پناهجو نمی پذیرد اولا ایده آل رجوی است، ثانیا کسی مقصر نیست. ثالثا دولت عراق به این دلیل مجاهدین را تحت فشار نگذاشته است؛ گو اینکه در آخرین تجدید نظری که در قرارداد ۲۵ دسامبر انجام گرفت برای خروج سازمان تاریخ مقرر نشد، و آن را منوط به زمان پذیرفته شدن کشورهای ثالث کردند.

آنچه آقای ناظر را به تیز شدن شامه شان برای تشخیص طعم ضدیت با مجاهدین ترغیب می کند، مغفول گذاشتن همین فاکتورها و جنبه های پیش پاافتاده است. آقای ناظر به نوعی می خواهند بگویند در شرایطی که هیچ امکانی برای خروج و انتقال اعضای سازمان به کشور ثالث نیست، دلیلی ندارد رجوی پیشاپیش اعلام کند کانون استراتژیک نبردش را تعطیل و از آن دست شسته است! عجیب این است که بر خلاف روحیه محاسبه گرایانه آقای ناظر محاسبه چگونه است؟ در اینجا بدون محاسبه عواقب چنین لجاجتی از رجوی می خواهد حالا که نه به دار و نه به بار است دلیلی ندارد خود را مضحکه منتقدینی کنید که سالها بر طبل پایان استراتژی جنگ آزادیبخش می کوبند.

به گمانم این رویه که آقای ناظر پیش گرفته پیش از این که نگران امنیت اعضای سازمان باشد، یا دلواپس تکرار اتفاقات خشونت آمیز سمت و سوی دل دادن و قلوه گرفتن با مجاهدین را دارد! یا در خوش بینانه ترین فرض و چنانچه در اولین موضع گیری شان در خصوص اتفاقات ۱۰ شهریور یادآور شده، نمی خواهند حرفی بزنند که طعم ضدیت با مجاهدین را بدهد. حتما اینها را محاسبه کرده اند. اما اینکه در محاسبه ایشان اصل جلوگیری از بروز و تکرار این اتفاقات چه اندازه حائز اهمیت است، با این حساب و کتابی که ایشان می کنند، الله و العلم.

بهار ایرانی- مجاهدین دبلیو اس

 

 

AriaNews
AriaNewshttps://aria.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط