14.4 C
Paris
Monday, October 3, 2022

در تجاوز جنایتکارانه پوتین به اوکراین، 15 میلیون بی خانمان، هزاران کشته و مجروح و بیش از 5میلیون پناهنده به کشورهای همسایه !

آقای نیابتی تا چه زمان ادامه خواهد داد؟!

niyabaty_radjavi

نیابتی پس از چند ماه سکوت و علیرغم اذعان به برخی موارد اما اصرار دارد نیمی از حقیقت را بگوید و نیم دیگر آن را (به دلایلی)کتمان کند…

در واکنش به مطلب کشتی بان … نیابتی درباره دلایل سکوت چند ماهه وی در قبال تحولات ریز و درشتی که اتفاق افتاده بود نوشتم:

“پر واضح بود که دلیل سکوت ماه های اخیر بیژن نیابتی و بخصوص در قبال گزارش ۹۲ ایرج مصداقی، بگو مگوهای یغمایی با مجاهدین و جدایی آقایان روحانی و قصیم از شورای ملی مقاومت و بخصوص موضع رجوی در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و مهمتر از آن واکنش دیرهنگام اما تامل برانگیز او به نتیجه انتخابات، ریشه در این داشته که او نمی خواسته بی گدار به آب بزند و به قول معروف گزک نکرده پاره کند. معنی دیگر این سکوت همچنانکه از فحوای مقاله کِشتی بان را سیاستی دگر باید بر می آید این است که وی در مورد ادامه حمایت اش از مجاهدین و رهبری آن دچار تردیدهای جدی شده است. هر چند در اولین واکنش تلاش می کند این تردیدها آنچنان صریح و شفاف مثل موارد مشابه این هفته ها و ماه ها بیان نشود. اصراری هم نیست. به گمانم همین مقاله آخر ایشان نشانه ها و کدهای کافی برای بیان این منظور با خود همراه دارد.” (۱)

در مقاله کِشتی بان را سیاستی دگر باید نیابتی اشاره ای به دلایل آن سکوت نکرده بود. اما در بخش دوم بصراحت در این باره این سکوت و دلایل اش نوشت:

“درماه هایی که گذشت بدلیل مجموعه فعل و انفعالاتی که در رابطه با تحولات عراق و موج افشاگری علیه رهبری سازمان مجاهدین درجریان بود ، فشارکمی را متحمل نشدم ! …

با اینحال نه مصاحبه کردم و نه مطلب نوشتم… تنها سکوت کردم، اگرچه که سکوتم سرشار از ناگفتنی ها بوده و هست! سکوتی که درعین حال برای آنان که می فهمیدند و می فهمند خود یک اعلام موضع سیاسی بود. فریاد اعتراضی بود علیه وضع موجود. عصیانی علیه ارزانی سطح تقابل سیاسی! ازیکسو برهم ریخته شدن مرزهای وحدت و تضاد از سوی رفقای دور و نزدیک خود علیه مجاهدین و ازسوی دیگر به میدان فرستاده شدن مشتی آدمهای خرده پای کف بر دهان که رسالت دفاع از برج و باروی مقاومت را بر شانه های ضعیف خود احساس کرده اند و ناآگاهانه تیشه را برداشته و به ریشه خود می زنند. آیا تیشه ای برنده تر از آن نامه نفرت انگیز به مینا اسدی را می توان سراغ کرد که بر ریشه این مقاومت خونبار فرود آید؟ … ویژگی این کمپین در پیچیدگی مهاجمان نیست، در سادگی مدافعان است. در ذکاوت پرسشگر نیست، در بلاهت پاسخگوست…. موجی که ظاهرا با یک کمپین ساده و شاید هم اندکی ابلهانه براه افتاده بود، در پروسه اعتلای! خود به برکت واکنش* منحصربه فرد “سازمان رهبری کننده انقلاب نوین” به یک کمپین افشاگرانه علیه رهبری مجاهدین تحت پوشش نقد و ادعای “اصلاح امور” مبدل گردید.”

پیدا است که روی سخن نیابتی با رهبری سازمان مجاهدین و بابت موضع گیری انتحاری او و در ادامه مریدان کف بر دهان و قلم به دستی است که به جای خودزنی و این همه بیرون راندن بلاهت و عقب ماندگی سیاسی و اخلاقی و … می توانستند با سکوت هم جلو هزینه های کلان ناشی از یک استعفای ساده و گزارش انتقادی و پرسشگرانه ۹۲ مصداقی و همچنین کمپین ساده برای تعیین راه حل ساکنین سرگردان لیبرتی را بگیرند و هم در این وضعیت خطیر نیمچه آبرویی برای رهبری و آلترناتیو مدعی کسب کنند. نیابتی پس از چند ماه سکوت و علیرغم اذعان به برخی موارد اما اصرار دارد نیمی از حقیقت را بگوید و نیم دیگر آن را همچنان بخاطر رعایت برخی مصلحت ها که اتفاقا اشاره هم می کند، کتمان کند. این که آقای نیابتی پس از سه دهه تازه یادشان افتاده باشد که آنچه پیش آمده :

” محصول یک “تنظیم رابطه” سراپا غیراصولی وغیرقابل دفاع با ملاء اجتماعی و عنصرغیرخودی است.“

دردی از مجاهدین دوا نمی کند. هر چند نیابتی این بلاهت را بطرز رندانه ای (وضعیت موجود پیش از اینکه ناشی از ذکاوت پرسشگر باشد در بلاهت پاسخگوست،) متوجه رهبری مجاهدین می کند، اما معلوم نیست چرا اصرار دارد تقصیر را به گردن مدافعین کف بر دهان و بی اخلاق بیندازد. وقتی رجوی حداقل چهار سال پیش به صراحت به این مریدان فرمان داد:

” نگزارید کسى که بها و خونبهاى آزادى و رنج و شکنجه دموکراسى را نپرداخته، براى ما ابوعطا و لغز دموکراتیک بخواند.”

یا وقتی رجوی در همان واکنش منحصر به فرد با وقاحت تمام تهدید می کند:

“کسانی که روزگاری با ما بوده و یا در اشرف خوش نشین بوده اند، هر کدام را که بخواهید و هر زمان که لازم باشد من سابقه و پرونده آنها را، عاری از هر گونه ملاحظه و مراعات، حتی در قبیح ترین صورآن، به مردم ایران گزارش می دهم و در معرض قضاوت عموم خواهم گذاشت.”

وقتی آقای رجوی در آن واکنش منحصر به فرد در خصوص جدایی مترجم ارشدش می گوید:

” در مورد مترجم ارشد گناه ما فقط این است که دست کم سه بار رحمان و برادران روابط، نامبرده را می خواستند اخراج کنند. راست اش دل مان سوخت. علت اخراج شکایت کارگران عراقی در اشرف از نامبرده بخاطر منکرات مستمر از جنس خودفروشی به کارگران عراقی که خیلی آبروریزی بود … بقیه اش را بس که متعفن و مهوع است نمی گویم.”معلوم نیست تهوع و تعفن بقیه اش چیست که آقای رجوی منت نگفتن اش را بر سر مترجم ارشد می گذارد.

پر معلوم است این مریدان کف بر دهان باید چشم و گوششان به دهان رهبری و برآوردن انتظارات رهبری باشد. فرمان نوشتن این نامه های موهن و نفرت انگیز را یک سال پیش رجوی صادر کرده است.

وقتی مهدی ابریشم چی بعد از آن واکنش منحصر به فرد رهبری بصراحت می گوید:

” نمی بایست می گذاشتیم مسعود وارد این حوزه ها (اتهامات جنسی به حسین نژاد) بشود،“

معلوم است که آن واکنش منحصر به فرد یک خط و امر تشکیلاتی بوده که ادامه اش به همین کف بردهان ها محول شده تا آن نامه های نفرت برانگیز و موهن را بنویسند. چرا اصرار دارید گناه نفرت انگیزی نامه امثال آقای ارنستو را به گردن این مریدان حلقه به گوش بیندازید. خوب با این حساب می شود دلایل آن سکوت معنی دار نیابتی را درک کرد. دلیل آن سکوت نگرانی بابت خیلی چیزها بوده و هست. از جمله بابت این که برای ریشه یابی واقع بینانه این وضعیت باید صریح و شفاف رفت سراغ رهبری و چون:

“دغدغه نخست (ایشان) بر سر هرپیچ سیاسی این بوده که کدام نیروها بالا می آیند که نباید بیایند و کدام نیروها پایین میروند که نباید بروند. “ لاجرم برای این که به تریج قبای رهبری بر نخورد، ترجیح داده سکوت کنند.

این که چرا ایشان نمی خواهند به دلایل ناگزیر و دینامیسم و مکانیزم این بالا و پایین رفتن ها تن بدهند! و تلاش می کنند جلو این روند دینامیکی و به قانونمند را بگیرند حتما به این معنی است که می خواهند چیزی را بر خلاف آن قاعده و اصول بر روند و آینده تحمیل کنیم. اگر چنانچه اذعان می دارید بخش عمده ای از آن نقدها بر مجاهدین و رهبری وارد است، بهتر است به جای پیشنهاد به اتخاذ سکوت به جای آن پاسخگویی بلاهت بار از رهبری مجاهدین بخواهید به معنای واقعی پاسخگو بشود. آن راه حل سکوت دردی دوا نمی کرد. این واکنش های منحصر به فرد و ادامه آن بلاهت آنچنان که خود اذعان می دارید نتیجه به هم ریختگی و بحرانی است که باز به تاکید شما این بار سازمان را نه با انشعاب و انشقاق درونی که با خطر انفجار درونی مواجه کرده است و عجبا که پادزهر آن را در ضرورت یک انقلاب ایدئولوژیکی درونی تازه جستجو می کنید.

بر خلاف آنچه شما متصور شده اید که:

“جلوی این موج را می شد در آغاز براحتی و بی هیچ هزینه ای سد بست. می شد بجای استفاده از فرهنگ موهن “ماماچه پلیدک” تنها سکوت کرد. می شد که سازمان مدعی “تنها آلترناتیو دمکراتیک” خود را در سطح ایکس و ایگرگ پایین نمی کشید…”

اگر به حجم و کیفیت عصبانیت و خشم و بددهانی این واکنش ها نگاه کنید متوجه اجتناب ناپذیر آن می شوید. از این حیث که اگر رهبری مجاهدین بخواهد وارد گفتمان و پاسخگویی بشود، در آن صورت نه از تاک، نشانی می ماند و نه از تاک نشان. وقتی شما راه حل برون رفت مجاهدین از این بحران را اینگونه ترسیم می کنید:

“بدون یک تغییر کیفی چه در استراتژی و تاکتیک و چه در سبک برخورد ها و تنظیم رابطه ها و چه در رابطه با “عنصراجتماعی” و اعتماد به آن در داخل کشور و چه در رابطه با نیروهای فعال صحنه سیاست ایران، پیروزی و تصاحب قدرت سیاسی بکنار، حفظ تشکیلات و ساختار کنونی رهبری نیز در درازمدت میسر نخواهد بود.”

پر معلوم است که همه بنیان های فکری، استراتژیکی، سیاسی، تاکتیکی و نوعیت رابطه مجاهدین با خودی ها و غیر خودی ها را زیر سوال می برید و بود و نبود مجاهدین را به یک تغییر کیفی گره می زنید، پر معلوم است که از این آلترناتیو ادعایی چیزی باقی نمانده است. تاکید شما بر کیفی بودن این تغییرات هر توضیحی را بی نیاز کرده است. در واقع شما اصرار دارید برای این شیر بی دم و یال و اشکم چاره ای بیندیشید.

وقتی می نویسید:

“امروز به باورمن تمامیت تشکیلاتی و سیاسی مجاهدین در شرایطی کم و بیش مشابه شرایط پیش از انقلاب ایدئولوژیک درونیشان قرار دارند. آنروز تهدید انشعاب بر بالای سرمجاهدین همچون شمشیر داموکلس آویزان بود. انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین این تهدید را برای یک دوران اساسا کور کرد. …. به این اعتبار تهدید امروز مجاهدین اصلا “انشعاب درتشکیلات” نیست. تهدیدی اگر اینبار باشد همانا “انفجار در تشکیلات” است.”

پر معلوم است در چنین وضعیتی آن سکوت پیشنهادی هم دردی دوا نمی کرد. که اساسا آن واکنش ها جزیی از فرایند یک پروسه بوده که اتفاقا مورد تاکید شما نیز هست. آنچه برای نگارنده به عنوان دلیل سکوت شما نسبت به اتفاقات اخیر واضح و مبرهن بود، تضادهایی است که در خصوص رهبری سازمان با خود حمل می کنید و می تواند شما را تا مرز تعیین تکلیف یکسره با کل آلترناتیو و مسئول اول اش و همچنین مجاهدین خلق با رهبری ایدئولوژیکی اش به پیش ببرد. اما ظاهرا تا سرریز شدن کامل این تضادها و تغییر لحن شما از روش نعل و میخ و ارائه راه حل به صراحت و شفایت تام و تمام که می تواند به معنای اعلام انقطاع از هر گونه سمپاتی استراتژیکی، سیاسی، تاکتیکی به آلترناتیو ادعایی باشد، باز هم باید صبوری پیشه کنیم.

۱- کِشتی بان نیابتی پیش درآمدی برای فاصله گرفتن از رجوی، ۹ تیرماه ۱۳۹۲

* پس از جستجوی نسبتا طولانی متاسفانه باید گفت که پیام ۵ دی رجوی از سایتهای سازمان حذف گردیده است! و امکان لینک به اصل مطلب نبود.

بهار ایرانی

 

AriaNews
AriaNewshttps://aria.ariairan.com/
اخبار اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی، علمی از سراسر جهان در Aria News | آریا نیوز
آخرین خبرها
اخبار مرتبط