گذری بر آسمان اشرف

روایتی از تاریخچه پادگان اشرف

بسیاری از علاقمندان طی تماس های مکرر خواستار آشنایی عمومی با پادگان اشرف بودند.مجموعه “گذری بر آسمان اشرف” با مراجعه به خاطرات گذشته و زندگی طولانی در همین پادگان، برای علاقمندان تنظیم گردید.شرح و بسط بسیار خلاصه این مجموعه تماما بر اساس خاطرات شخصی است.در تهیه این نوشته به خلاصه نویسی اتکا شده است.اصل بر معرفی قسمت های مختلف پادگان اشرف و خلاصه ای از تشکیل یا تاسیس آن برای آشنایی بوده است.

جواد فیروزمند
جواد فیروزمند

بعبارتی تمام تاریخچه ،رویدادها و وقایع پادگان اشرف نبوده و از تمامی زوایا بررسی و نگاشته نشده است.تاریخچه و وقایع کامل پادگان اشرف بدلیل کمبود فرصت و امکانات فعلا از عهده نگارنده خارج است.امید که همین خلاصه نگاری برای آشنایی عمومی با “پادگان اشرف” مورد استفاده علاقمندان قرار گرفته باشد.

از ۲۶ اکتبر ۲۰۱۰ تا  ۱۸ ژانویه ۲۰۱۱

جواد فیروزمند

لینک به انعکاس قسمتی از همین مطلب در ویکی پدیا

گذری بر آسمان اشرف

قسمت اول

در ۹۰ کیلومتری شمال بغداد ،پس از عبور از شهر “الخالص” به “پادگان اشرف” خواهید رسید.این پادگان با وسعت ۸*۶ کیلومتر مربع تا سال ۱۳۶۵ هجری شمسی تحت عنوان “معسگر الخالص الخاص” محل استقرار یکی از تیپ های گارد ریاست جمهوری صدام حسین بود.این پادگان از شمال به انبارهای بزرگ مهمات و تسلیحات و یک روستای کوچک عراقی،از شرق به یک فرودگاه متروکه،از جنوب شرق به روستای “شیخ شنیف” ، از جنوب به مرغداری و از غرب به جاده بغداد- کرکوک محدود شده است.”اشرف بزرگ” ۱۲*۱۰ کیلومتر مربع است که پادگان اشرف و زمین های اطراف آن را شامل می شود.

پس از اخراج مسعود رجوی به عراق و ملاقات او با صدام حسین ، این پادگان بطور کامل تحویل سازمان مجاهدین خلق شد.تا آنها پایگاه های خود در سلیمانیه و کرکوک را جمع آوری کرده و از سال ۱۳۶۶ هجری شمسی تحت عنوان “ارتش آزادیبخش ملی ” در این محل تجمع کنند.

در کیلومتر ۹۰ جاده قدیم بغداد-کرکوک انشعابی از قسمت شرقی، شما را به درب اصلی پادگان اشرف هدایت خواهد کرد.شمال و جنوب این جاده آسفالته و فرعی محل استقرار ۲ گردان ارتش صدام حسین ،گروهان رادار،گروهان موشکی پدافند هوایی و مقر سازمان استخبارات صدام حسین است که در نزدیکی ورود به پادگان قرار دارد.از سال ۱۳۶۵ شمسی تا زمان سرنگونی صدام حسین ،نقش این نیروها پدافند هوایی،حفاظت بیرونی و کنترل ورود و خروج به پادگان اشرف بود .

از درب اصلی وارد پادگان می شویم.خیابان اصلی پادگان که “۱۰۰” نام داردآن را به ۲ قسمت اصلی شمالی و جنوبی تقسیم میکند.در قسمت شمالی عمدتا محل استقرار و سرویس دهی نیروها و مستشاران نظامی عراق و بخشی از خدمات پادگان قرار داشت.و در قسمت جنوبی، یکان های نظامی ، پشتیبانی و خدماتی مجاهدین مستقر بودند.

در کنار درب اصلی و در ابتدای ورود به خیابان ۱۰۰ یکانی بنام “ف.اشرف” (فرماندهی خدمات پادگان اشرف) قرار دارد.رسیدگی به تاسیسات،خدمات آب رسانی،خدمات برق ،جاده سازی ،ساختمان سازی و … در این قسمت مستقر است.”پری بخشایی” و “جواد براعی” از مسئولین مشهور “ف.اشرف” بودند.

در کنار “ف.اشرف” ،پمپ بنزین و بخشی از ستاد روابط خارجی (رابطین پادگان اشرف با افسران استخبارات) قرار دارد.

میدان قلم و کمی آنطرف تر میدان اشرف،پارک و استخر شنای مردان در حاشیه ورودی و جنوبی خیابان ۱۰۰ قرار گرفته است.در قسمت شمالی میدان اشرف، ساختمان “صنایع” واقع شده است.بخش صنایع مجاهدین ، مجری طرح های نظامی اعم از نصب سلاح های سنگین روی خودروهای نظامی و زرهی مانند نصب موشک انداز ۱۰۷ م.م و پدافند هوایی ۱۴٫۵ م.م روی خودروهای جیب لندکروز ژاپنی و نفربر زرهی “ام.تی.ال.بی” روسی،نصب خمپاره انداز ۸۱ و ۱۲۰ م.م روی خودرو ۵ تنی آیفا ساخت آلمان شرقی ،کوتاه کردن لوله کلاشینکف ،ساخت و نصب صدا خفه کن روی کلت برای تیم های عملیاتی ترور در ایران و … بود.

۲۰۰ متر پس از میدان اشرف به محل مشعل و جایگاه رژه خواهید رسید.محلی که مسعود و مریم رجوی در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱ از ۵۰۰۰ عضو سازمان مجاهدین سوار بر ۲۵۰۰ تانک،توپ ،موشک انداز و انواع خودروهای نظامی و مهندسی به مدت ۸ ساعت سان دید.

حرکت مان را بر روی خیابان ۱۰۰ ادامه می دهیم.به مهمانسرا می رسیم.این مکان در سال ۱۳۶۵ شمسی،محل پذیرایی از پیمانکاران عراقی بود که برای کارهای خدماتی به پادگان اشرف مراجعه می کردند.اما پس از چندی به زندان و محل نگهداری از اعضای ناراضی و خواهان جدایی از سازمان تبدیل شد.ناراضیانی در این محل نگهداری می شدند که برای مجاهدین خطرناک نبوده و میل به کار و هواداری برای مجاهدین در اروپا داشته اند.در پادگان اشرف ۱۰ زندان علنی و مخفی وجود داشت.”زندان مهمانسرا” اولین زندان درون سازمان مجاهدین از سال ۱۳۶۵ شمسی در پادگان اشرف بود که بر روی خیابان ۱۰۰ قرار داشت.

در پشت همین زندان، یکی از” لشکر” های زرهی مجاهدین به استعداد ۱۲۰ پرسنل با ۴۵ تانک و نفربر زرهی و ۷۵ خودرو نظامی مستقر بود.سمت چپ این مکان محل استقرار نیروها و سمت راست آن تعمیرگاه و پارکینگ زرهی بود.

روبروی مقر یکی از “لشکر”های زرهی محل پمپاژ آب کشاورزی قرار داشت که پرسنل آن عراقی بوده و توسط استخبارات عراق فرماندهی می شد.این مکان “مشروع آب” شماره ۲ نام داشت.در حاشیه و زمین های اطراف این مکان و میدان اشرف، بخش کشاورزی مجاهدین از سال ۱۳۷۱ اقدام به کشت درخت های نخل (خرما) کرد.با اینکه خاک زمین مورد نظر چند بار تعویض شده بود، اما هیچ وقت نخلی بر روی آن سبز نشد.

در قسمت شمالی “مشروع آب شماره ۲” زندان شماره ۲ سازمان مجاهدین قرار داشت.این زندان مخوف تر از زندان قبلی بوده و تقریبا افرادی که از نظر مجاهدین در حد متوسط –خطرناک قرار داشتند در این محل نگهداری و زندانی میشدند.مسئولین مستقیم و زندانبانان اصلی پادگان اشرف عبارت بودند از؛”سهیلا صادق”،”ابوالقاسم رضایی(محسن)”،” سید صادق سادات دربندی (کاک عادل)”،”مجید عالمیان”،”علی خلخالی”،”حسن عزتی(نریمان)”و بهرام جنت سرایی(مختار)”.اما در کنار کادر اصلی زندان،افرادی از فرماندهان و مسئولین قسمت های مختلف مجاهدین بودند که در بازجویی،شکنجه و اداره زندان ها همکاری مشترک و نزدیک داشتند. این افراد عبارت بودند از؛” بتول رجایی”،”جلال منتظمی(کاک جعفر)”،” محمد حیاتی(کاک سیاوش)”،”مهدی فتح الله نژاد(کاک بهروز)”،”مهدی برائی(کاک احمد واقف)”،”ابراهیم ذاکری(کاک صالح)”،”حسین ابریشمچی”،”مهدی ابریشمچی(شریف)”،”محسن سیاه کلاه(کاک صمد)”،”مهوش سپهری(نسرین)”،”حسین ربوبی”،”محمد علی جابرزاده انصاری”،”نادر رفیعی نژاد”،”فرهاد الفت(کاک منوچهر)”،”علی امامی(مصطفی)”،”امید برومند(ناجی)”،”احمد حنیف نژاد(کاک یونس)”،”حسن حسن زاده محصل(کاک جلال)”،”قدرت الله حیدری(کاک قدرت)”،”علی خدایی صفت(ادیب)”،” محمد رضا منافی(کاک فرهاد)”فرید کاسه چی(یحیی)”،حسن نظام الملکی و …

در شمال غربی پادگان اشرف یک گروه از پدافند هوایی ارتش عراق مستقر بوده و حفاظت هوایی شمال غرب پادگان را بر عهده داشت.در سمت راست آن انبارهای زیرزمینی سوخت اعم از بنزین و گازوئیل قرار داشت.

در سمت راست مخازن زیرزمینی سوخت، مکانی تحت عنوان “هتل عارفی”نام داشت.این مکان از سال ۱۳۶۶ شمسی به محل زندگی موقت و استراحت قریب به ۴۵۰ مستشار و پرسنل نظامی عراق اختصاص داشت.یک یکان از ستاد روابط خارجی سازمان مجاهدین مسئول هتل داری،آشپزی،پذیرایی و تغذیه مستشاران نظامی عراق بود. روزهای شنبه تا پنجشنبه هر هفته پرسنل و مستشاران نظامی عراق در قسمت های مختلف مجاهدین به کار تعمیراتی یا تدریس دروس نظامی مشغول بوده و شب ها را در این مکان استراحت میکردند.نود درصد از پرسنل عراقی از ظهر روز پنجشنبه تا صبح روز شنبه این مکان را ترک کرده و به خانه خود در شهرهای مختلف عراق می رفتند.از زمان سقوط صدام حسین و هنگامیکه بخشی از لشکر سوم نیروی زمینی ارتش آمریکا پادگان اشرف را تسخیر کرد ،فرماندهی خود را در همین مکان مستقر کرده و صاحب خانه جدید مجاهدین تا سال ۲۰۱۰ میلادی شدند.

در سمت راست “هتل عارفی”، چهار محل دیگر نیز برای مجاهدین وجود داشت.در قسمت شمال شرقی یک روستای کوچک عراقی و درب شمالی پادگان اشرف وجود دارد.در همین قسمت،محل دیگری به نام “مزار” یا گورستان مجاهدین قرار دارد.قریب به ۹۵ درصد از افرادی که در عملیات های مرزی و سوانح داخل عراق کشته شده اند در این گورستان دفن گردیده اند.

در قسمت شرقی “هتل عارفی” نیز محل دیگری وجود دارد که خود از ۳ قسمت مجزا تشکیل شده بود.

اولین قسمت متعلق به محل رله و آنتن های رادیو مجاهد است.برنامه های رادیو مجاهد سالیان زیادی از این محل بر روی تقویت کننده های شبکه رادیو صدای عراق رله و پخش می شد.در قسمت دیگری از این محل “دانشکده عارفی” قرار داشت.این دانشکده در واقع محل تدریس دروس نظامی تاکتیک و تکنیک مستشاران عراقی برای اعضا و فرماندهان مجاهدین بود که در پادگان اشرف مستقر بودند.

سمت راست این مجموعه “تعمیرگاه عارفی خودروهای چرخدار” قرار داشت.این تعمیرگاه با بیش از ۱۱۰ پرسنل نظامی عراقی از اواخر سال ۱۳۶۶ شمسی کار تعمیرات انواع خودروهای نظامی چرخدار مانند آیفا،زیل،واز،کاسکاول،ام.تی.ال.بی و … را تا هنگام سرنگونی صدام حسین در سال ۲۰۰۳ میلادی برای مجاهدین انجام می داد.

در شمال قبرستان مجاهدین(مزار) پس ازبرج های نگهبانی، توری ها و سیم های خاردار که انتهای شمالی پادگان اشرف را مشخص می کرد،یک گردان پیاده-مکانیزه ارتش عراق در محل انبارهای زیر زمینی مهمات و تسلیحات عراقی مستقر بود.این انبارها متعلق به ارتش عراق بود.اما از سال ۱۹۹۱ میلادی بخشی از این انبارها علاوه بر انبارهای دبس و مسقفات تحویل سازمان مجاهدین خلق شد تا مهمات سنگین توپ ها و تانک ها در این مکان نگهداری و محافظت شود.

از سال ۲۰۰۳ میلادی هنگامیکه ارتش آمریکا پادگان اشرف را تسخیر کرد،فرار و جدایی از سازمان مجاهدین در پادگان اشرف قوت گرفت.نیروهای آمریکایی این افراد را در محلی به نام کمپ “تیپف” تا ژانویه سال ۲۰۰۸ میلادی قرنطینه و تحت اتوریته بازداشتگاه های نظامی نگهداری کردند.

محل کمپ “تیپف”در قسمت شمالی گورستان مجاهدین و جنوب انبارهای مهمات قرار داشت.قسمت شرقی به مردان و قسمت غربی به زنان جدا شده اختصاص داشت.بیش از ۷۰۰ عضو جداشده از مجاهدین طی سال های ۲۰۰۳ تا نیمه دسامبر ۲۰۰۷ به این محل وارد و خارج شده اند.این مکان تحت فرماندهی و کنترل نیروهای آمریکایی قرار داشت.در اواسط دسامبر ۲۰۰۷ میلادی توسط ارتش آمریکا تعطیل و در اوایل ژانویه ۲۰۰۸ میلادی بطور کامل برچیده شد.

قسمت دوم 

 

گشت و گذار بر آسمان اشرف را از قسمت جنوب غربی خیابان ۱۰۰ و ابتدای ورود به پادگان ادامه می دهیم.

ساختمان مخابرات

قبل از رسیدن به درب اصلی ، بنایی وجود دارد که “ساختمان مخابرات” نام دارد.این ساختمان مرکز ارتباطات اداره “مخابرات” صدام حسین (سازمان اطلاعات و امنیت) با فرماندهان پادگان اشرف بود.قدمت آن به سال ۱۳۶۵ شمسی می رسد و تا سرنگونی صدام حسین در سال ۲۰۰۳ میلادی فعال بود.هماهنگی در رابطه با انواع درخواست های لجستیکی و نظامی مجاهدین با ارتش ،سازمان اطلاعات و امنیت و بخش خصوصی در این قسمت انجام می شد.علاوه بر این بازرسی اولیه و امنیت اشخاص ،خودرو و کالاهای وارداتی و صادراتی به پادگان اشرف در این محل صورت می گرفت. این مکان از سال ۱۳۶۵ شمسی،توسط افسر اطلاعات و امنیت صدام بنام ” نقیب علی ” که رابط مستقیم “مخابرات” با مهدی ابریشمچی بود اداره می شد.بنای بزرگ این محل را “مدیریت تاسیسات” مجاهدین با مسئولیت ” جواد براعی” برای “مخابرات عراق” ساختند.

بجز بخش “روابط خارجی ” مجاهدین، هیچ قسمت دیگری با این محل ارتباط مستقیم نداشت.بخش روابط خارجی مجاهدین علاوه بر ارتباط و هماهنگی با این قسمت ، مسئولیت تغذیه ،آشپزی،و پشتیبانی آن را بعهده داشت.یک گروه از مسئولین مجاهدین که به زبان عربی آشنا بودند در ارتباط روزمره با این قسمت کار میکردند.

ارشد ترین مسئولین و فرماندهان بخش “روابط خارجی ” مجاهدین از سال ۱۳۶۵ شمسی به ترتیب عبارت بودند از ؛ مهدی ابریشمچی،عباس داوری،احمد افشار،احمد باطبی،حسین داعی الاسلام،رضا صادقی و …

پست کنترل و بازرسی

اولین کیوسک بازرسی که توسط درجه داران “مخابرات” اداره می شد ، بر روی جاده ورودی به پادگان و مقابل ساختمان مخابرات داشت.که فاصله آن تا درب ورودی اشرف ۵۰ متر بود.

دومین کیوسک توسط یکان حفاظت مجاهدین اداره می شد که در کنار درب اصلی پادگان اشرف قرار داشت.سال ها بعد یک کیوسک نیز به آنها اضافه شد که توسط سربازان ارتش صدام حسین اداره می شد.این کیوسک در سه راهی جاده کرکوک –بغداد به پادگان اشرف قرار داشت.

ساختمان روابط

این محل به سالن انتظار ، ملاقات اولیه و پذیرایی از مراجعین عراقی اختصاص داشت که در کنار درب اصلی و در قسمت جنوبی خیابان ۱۰۰ قرار داشت.مسئولین و اداره کنندگان این قسمت از بخش ” روابط خارجی ” مجاهدین بوده و به زبان عربی آشنایی یا تسلط داشتند.

محوطه پذیرش کارگران عراقی

از سال ۱۳۶۵ شمسی ، یعنی درست از زمانیکه پادگان اشرف تحویل سازمان مجاهدین شد، بخش عظیمی از “کارهای سیاه”توسط کارگران عراقی انجام میشد.روزانه بین ۲۰۰ تا ۷۰۰ کارگر عراقی از شهرهای “الخالص”،”بعقوبه” و “بغداد” توسط دلالان عراقی مجاهدین با اتوبوس به این محل آورده می شدند.آنها در جلو ساختمان “مخابرات ” از اتوبوس پیاده شده و پس از بازرسی اولیه توسط عراقی ها به ستون یک وارد پادگان اشرف شده و در این محوطه توسط افراد بخش امنیت مجاهدین مجددا مورد بازرسی و تفتیش قرار می گرفتند.سپس در دسته های از پیش تعیین شده تحویل رابطین یکان های نظامی و پشتیبانی مجاهدین می شدند تا در قسمت های درخواست شده به کار مشغول شوند.ساعت ۱۷۰۰ هر روز زنگ پایان کار کارگران بود.آنهاهمین مسیر را طی کرده و از پادگان اشرف خارج می شدند تا شب در خانه های خود به استراحت بپردازند.

در سال ۱۹۹۱ میلادی زمانیکه مجاهدین با پیشمرگه های کرد اتحادیه میهنی کردستان عراق در منطقه جلولا و خانقین درگیر جنگ بودند ، بیش از ۳۰۰ تن از همین کارگران در خدمت اهداف نظامی مجاهدین در یکان های پشتیبانی و نظامی مشغول کار تنظیف و بارگیری مهمات و تسلیحات در تانک ها و موشک انداز ها بودند.آنها به همراه ۳ گردان موشکی و توپخانه مامور بخدمت ارتش عراق در مواضع مجاهدین ،قریب به ۳ ماه در صحنه جنگ مجاهدین حضور داشته و هرازگاهی از مواضع مجاهدین همانند خدمه موشک انداز۱۰۷ م.م و ۱۲۲م.م،توپ ۱۳۰ م.م و خمپاره انداز ۱۲۰ م.م گلوله ها را در لوله سلاح ها قرار داده و ماشه را همانند یک مجاهد به سوی کردهای عراقی می چکاندند.تعدادی از آنها در این عملیات ها زخمی و کشته شدند.

پارک مریم و زمین های زراعی

قسمت جنوبی خیابان ۱۰۰ را ادامه می دهیم.پس از محوطه پذیرش کارگران به زمین های زراعی ،میدان اشرف ، پارک مریم ،استادیوم و استخر شنای مردان میرسیم.

این مجموعه تفریحی و فضای سبز که در نزدیکی درب پادگان اشرف واقع شده است ،توسط فرماندهی قرارگاه اشرف (ف.اشرف) ساخته و اداره می شد.استارت کار آن از سال ۱۳۷۳ شمسی زده شد و در سال ۲۰۰۳ میلادی تکمیل گردید.

طی این سال ها ورود و خروج به این منطقه کنترل می شد.برای جلوگیری از ارتباط دوستانه افراد و تجمع شبانه یا فرار اعضای ناراضی کسی امکان ورود و گشت و گذار انفرادی در این محل را نداشت.یکان های نظامی و پشتیبانی مستقر در پادگان اشرف با برنامه هایی که از طرف بخش پرسنلی و فرهنگی ارائه و اعلام میشد امکان حضور چند ساعته در این محل را داشتند.بعبارتی این قسمت پاسخگوی برنامه های جمعی یکان های مجاهدین بود که براساس برنامه اعلام شده از قبل امکان حضور داشته و پس از اتمام برنامه بصورت جمعی به مواضع خود در پادگان بر می گشتند.

کنترل ورود و خروج به این محل استثناء نبود.تمامی اماکن عمومی و خصوصی مجاهدین در پادگان اشرف همیشه توسط افراد امنیت یکان ها اعمال می گردید.مثلا ۲ برادر یا یک برادر و خواهر که در ۲ یکان نظامی یا پشتیبانی مجاهدین به فاصله ۲۰۰ متری هم قرار داشتند،فقط با مجوز رسمی فرمانده ارشد یکان و در ساعت و محلی مشخص می توانستند با هم ملاقات و دیدار داشته باشند.و در سایر روزها و ماه های پس از آن هیچ ارتباطی با هم نداشتند.همین عامل باعث میشد که آن برادر و خواهر، ماه ها از هم مطلع نباشند.در همان ملاقات ها تبادل خبر بین برادر و خواهر رزمنده ممنوع بود و توسط بخش امنیت و تشکیلات مجاهدین مورد حسابرسی شدید قرار میگرفت.

مقر دوم ستاد ارتش،ستاد مخابرات،مسجد

مقر یا ساختمان اول ستاد ارتش مجاهدین در جنوب پادگان اشرف قرار داشت.از سال ۱۳۷۴ شمسی به این مکان منتقل گردید.این قسمت توسط پست و بازرسی زنان اداره می شد.دور تا دور این قسمت با شبکه های توری و سیم خاردار پوشانیده شده بود و ورود سایر افراد مجاهدین به این قسمت ممنوع بود.

در کنار آن ۴ انبار سوله ای وجود داشت که ساخت کشور بلژیک بود.۲ عدد از این انبارها بعلاو یک قسمت اضافه شده پس از سقوط صدام حسین با تغییراتی کوچک در نمای بیرونی که توسط بخش صنایع مجاهدین انجام گرفت به مسجد مجاهدین در پادگان اشرف تغییر یافت.

از سال ۱۳۷۶ شمسی محوطه دوم انبارها و ساختمان های اطراف آن به مدیریت مخابرات سازمان مجاهدین اختصاص داشت(این مدیریت پیش از آن در قسمت دیگری مستقر بود).ارتباطات و کنترل سیستم های تلفن درون پادگان،تلفن های خروجی،بیسم های ارتباطی یکان های نظامی و پشتیبانی،خرید تجهیزات مخابراتی،شنود اطلاعاتی تلفن و بیسیم های مربوط به ارتش و ادارات جمهوری اسلامی ،تولید اقلام الکترونیکی،تعمیرات،سرویس و نگهداری و … از این محل فرماندهی و پشتیبانی می شد.قبل از سال ۱۳۷۶ شمسی این مکان مدتی محل نگهداری زنان ناراضی و خواهان جدایی (زندان زنان) و پس از آن مقر یک لشکر زرهی مجاهدین بود.قبل و بعد از عملیات “فروغ جاویدان” در این مکان ، یک تیپ پیاده مکانیزه ارتش مجاهدین مستقر بود.

مقر فرماندهی عالی مجاهدین (شماره ۲ )

سمت راست ستاد مخابرات ،محوطه ای چسبیده به ابتدای خیابان ۶۰۰ و نزدیک “مشروع آب ” شماره ۱ قرار داشت.این محوطه با دیوارهایی از جنس بلوک سیمانی به ارتفاع ۷ متر که بالای آن نیز حلقه های سیم خاردار به ارتفاع یک متر قرار داشت، محصور شده بود.در فاصله ای کوتاه دورتادور آن نیز با خاکریزهایی به عمق ۶ متر و به ارتفاع ۹ متر ، سیم خاردار ، مین منور و ضد نفر پوشانیده شده بود.

در سال ۱۳۷۴ شمسی این مکان برای استقرار عالی ترین سطح فرماندهی مجاهدین در پادگان اشرف ساخته شد.ارشد ترین فرماندهان مجاهدین اعم از ؛مسعود رجوی،مریم رجوی،مهوش سپهری و … هنگامیه در پادگان اشرف حضور می یافتند در این مکان مستقر می شدند.مکان اولیه آنها در جنوب پادگان اشرف قرار داشت.

مشروع آب شماره ۱

این محل که بر روی خیابان ۱۰۰ و ورودی خیابان ۶۰۰ قرار گرفته، محل پمپاژ آب آشامیدنی پادگان اشرف بود که توسط یک یکان از ارتش صدام حسین طی سال های ۱۳۶۵ شمسی تا ۲۰۰۳ میلادی اداره می شد.دورتادور این محل با توری،سیم خاردار و درخت های بلندی پوشانیده شده بود.روبروی آن در سمت غربی خیان ۶۰۰ نیز محل استقرار ژنراتورهای تولید برق پمپاژ آب آشامیدنی همین مجموعه بود.

دانشکده فروغ و مدیریت های لجستیک

در نیمه های خیابان روبروی مقر فرماندهی مجاهدین به محلی می رسیم که در سال ۱۳۷۱ شمسی به “دانشکده فروغ” شناخته می شد.این مکا ن یکی از محل های تدریس دروس نظامی و فرماندهی ستاد ،توسط مستشاران نظامی عراق

به اعضا و فرماندهان ارشد مجاهدین بود که طی سال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ میلادی انجام می شد.

قبل از آن نیز بخش ها و مدیریت های مهم دیگری در این مجموعه ها مستقر بودند.ستاد فرماندهی لجستیک ،مدیریت زرهی،مدیریت تعمیرات،مدیریت اتوبوس و ترابری،مدیریت تسلیحات و مهمات،مدیریت انبارهای زرهی،نیروی هوایی(هوانیروز مجاهدین) ،مدیریت پذیرش نیروهای جدیدالورود و… هر کدام در قسمتی از این مجموعه و ساختمان ها اقامت داشتند.

حواشی خیابان ۴۰۰

سمت راست این مجموعه از روی خیابان ۴۰۰ عبور میکنیم.مجموعه ها و مقر های بسیار مهمی در این قسمت قرار داشتند که بدلیل بمباران های سال ۲۰۰۳ میلادی،نقشه گوگل عمدا در وضوح آنها خدشه وارد کرده است تا آثار خرابی ها دیده نشود.

در ابتدای خیابان ۴۰۰ ،امداد پزشکی مجاهدین ،در انشعاب یک خیابان شرقی از آن قرار دارد.پس از آن مدیریت مهندسی و تخریب مجاهدین مستقر بود که ساختمان آن بطور کامل نابود شده است.

زندان اصلی اشرف

سمت راست مدیریت مهندسی، در حاشیه ضلع شرقی پادگان اشرف بزرگترین زندان افراد ناراضی درون پادگان اشرف قرار گرفته است(۱۳۸۱-۱۳۶۷ هجری شمسی ).محل دقیق این زندان که با دیوارهای ۷ متری و سیم خاردار محصور شده درست در انتهای خیابان ۱۰۰ و چسبیده به ضلع شرقی پادگان است.این زندان اصلی ترین و مخوف ترین زندان درون پادگان اشرف بود که صدها عضو ناراضی سالیان متمادی در آن محبوس و شکنجه شده اند.

مجموعه های مسکونی

در جنوب این زندان و در تمام حاشیه شرقی پادگان اشرف، از بالا تا پایین یعنی به وسعت ۵ کیلومتر مجموعه های مسکونی قرار داشت.این مجموعه ها که با حروف لاتین آ ،ب ،ث ،د ،ای ،اف ، جی،اچ و… شناخته می شدند در سال ۱۳۶۵ شمسی توسط یکان تاسیسات برای استقرار خانواده های مزدوج درون مجاهدین ساخته شد.از سال ۱۳۶۶ به مدت ۲ سال مورد بهره برداری خانواده ها قرار گرفت .در سال ۱۳۶۸ با ورود به انقلاب دوم ایدئولوژیک و مسئول اول شدن مریم رجوی و با صدور طلاق های اجباری،این خانه های سازمانی برچیده شده و تا سال ۱۳۷۳ تبدیل به انبارهای تجهیزات و تدارکاتی مجاهدین شد.در سال ۱۳۷۳ به مدت ۶ ماه بیش از ۷۰۰ عضو مجاهدین که تاریخ ورود آنان پس از عملیات فروغ جاویدان بود به اتهام نفوذی و جاسوسی برای جمهوری اسلامی در این مکان و یک زندان دیگر،ایزوله،زندانی و شکنجه شدند.در این معرکه به اعتقاد رجوی ، نفوذی های زیادی از طرف جمهوری اسلامی پس از عملیات فروغ جاویدان به پادگان اشرف وارد شده بودند.که دستگاه امنیت مجاهدین در پی کشف آن بیش از ۷۰۰ عضو مجاهد را زندانی و شکنجه کرد که تعدادی نیز کشته و سربه نیست شدند.اما این استدلال امنیتی سرپوشی برای فشار و جلوگیری از نارضایتی و ریزش در درون مجاهدین بود.چرا که افراد بسیار قدیمی و همدوره خود رجوی نیز در این زندان ها اسیر شده و تحت شکنجه قرار گرفتند.دیدبان حقوق بشر گزارش مبسوطی را تحت عنوان “خروج ممنوع” در سال ۲۰۰۵ میلادی راجع به این مسئله منتشر کرد که با انتقاد و اقدامات شدید بین المللی مجاهدین بر علیه شاهدین و سازمان دیدبان حقوق بشر جهانی رو برو شد.

این مجموعه ها از سال ۱۳۷۴ به بعد محل ستاد پذیرش نفرات جدید الورود شده و هر یک بین ۶ ماه تا ۲ سال در این مکان به صورت ایزوله شده از ارتش مجاهدین نگهداری و تحت آموزش های نظامی و ایدئولوژیکی قرار می گرفتند.

زندان جنوب شرقی

در پایین این مجموعه ها یعنی در ضلع جنوب شرقی پادگان اشرف نیز یک زندان دیگر وجود داشت که محل اسارتگاه افراد ناراضی و خواهان جدایی از مجاهدین بود.

 

قسمت سوم 

 

 

بر فراز آسمان اشرف هستیم.گذرمان را از ابتدا و قسمت جنوبی خیابان ۱۰۰ به سمت “انبارهای مسقفات” ادامه می دهیم.

انبارهای مسقفات

پس از عبور از فراز خیابان ۷۰۰ به “انبارهای مسقفات” می رسیم.این انبارها در ۶ ردیف شمالی-جنوبی و با فاصله یکسان از هم قرار گرفته اند.در هر ردیف ۵ انبار وجود دارد.عرض هر انبار ۲۵ متر ، طول آن ۵۰ متر و ارتفاع آن ۷ متر است.اسکلت آهنی و پنل های سقف آن تولید کشور بلژیک و دیوارهای آن از جنس بلوک سیمانی است که در استان دیالی ساخته شده است.هر انبار ۲ درب آهنی شمالی و جنوبی داشته که طول آن ۸ متر و ارتفاع آن ۶ متر می باشد که از وسط به طرفین باز می شود.دور تا دور هر یک از این انبارها را خاکریزی هرمی به عمق ۴ متر و ارتفاع ۶ متر محصور کرده است.بین خاکریز و انبار نیز ۳ تا ۶ متر فضای خالی وجود دارد.

تا اواخر سال ۱۳۶۵ شمسی ، این انبارها همچنان دست ارتش عراق بوده و محل نگهداری تجهیزات و مهمات آنها بود.اما از اوایل سال ۱۳۶۶ شمسی توسط ستاد روابط خارجی (مهدی ابریشمچی و عباس داوری) از ارتش عراق تحویل وبه مدیریت های تسلیحات، مهمات و تجهیزات ارتش مجاهدین سپرده شد.مجاهدین نیز که از پایگاه های خود در شهرهای سلیمانیه،کرکوک،خانقین و کوت کوچ کرده و برای تشکیل “ارتش آزادیبخش” در پادگان اشرف متمرکز شده بودند ، این مکان ها را به انبارهای مهمات ، تسلیحات و تجهیزات ذخیره خود تبدیل کردند که تا سال ۲۰۰۳ میلادی ادامه داشت.این انبارها در سالیان متفاوت مسئولین مختلفی را به خود دیده است که اصلی ترین آنها عبارت بودند از ؛ حمیده شاهرخی (افسانه)،ناهید صراف،زیبا خرسندی،نسرین پارسیان،زینب ذبیحیان،کبری جوکار،علی ولی پور،محمد وثوق اطمینان،احمد باطبی،رعنا جان نثاران و دیگران…

انبارهای مسقفات محل نگهداری گلوله انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین،انواع نارنجک ها،انواع خمپاره ها،انواع توپ ها،انواع موشک ها،انواع تانک ها و مواد منفجره خام بود.بخش های تولید قرص های سیانور و جعل مدارک نیز در این قسمت فعالیت می کردند.تجهیزات نظامی اعم از دوربین ها و عینک های دید در شب ، دید در روز،قطب نما،جلیقه های ضد گلوله،کلاهخود های معمولی و ضد گلوله و انواع لباس های نظامی همراه با انواع سلاح های سبک و نیمه سنگین در این انبارها نگهداری می شد.

برای تخلیه و بارگیری مهمات یا تنظیف و انبارداری آنها چند سال اول از کارگران سودانی و سپس از عراقی های ساکن دهکده ها و شهرهای “الخالص”،”بعقوبه” و حتی “بغداد” استفاده می شد.روزهای عادی بین ۳۰ تا ۵۰ نفر و ایام مانور یا عملیات بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ کارگر عراقی در این انبارها کار می کردند.

مسئولین این قسمت ها در هماهنگی با ستاد روابط خارجی و بر اساس سهمیه مشخصی که تعیین شده بود با کامیون های ۱۰ تا ۲۰ تنی و تریلر های ۳۰ تا ۵۰ تنی هر ماه مقدار مشخصی از انواع مهمات های جنگی را از ارتش عراق تحویل گرفته و در این مکان ها انبار و نگهداری می کردند.مامورین ارتش و افسران سازمان اطلاعات و امنیت عراق هنگام تحویل دهی و تخلیه مهمات حضور و مشارکت مستقیم داشتند.این مهمات و تسلیحات در مانورها و عملیات های ارتش مجاهدین از سال ۱۳۶۶ تا۱۳۸۱ شمسی مورد مصرف و بهره برداری قرار می گرفت.این انبارها علاوه بر انبارهایی بود که یکان ها و لشگرهای نظامی مجاهدین در محل های استقرار خود داشتند.

تا سال ۱۳۶۹ شمسی این مکان مرکز اصلی ذخیره و نگهداری مهمات مجاهدین بود.اما با تغییرات سازماندهی و هدیه گسترده تانک های نظامی از طرف صدام حسین و تبدیل شدن مجاهدین به لشگرهای زرهی، قسمت اعظم محتویات این انبارها به چند انبار زیرزمینی در شمال پادگان اشرف و انبارهای مهمات شهر “دبس” در نزدیکی کرکوک منتقل شد.چرا که نگهداری گلوله ها و خرج های انفجاری انواع تانک ها ، توپ ها و موشک انداز ها در این محل آن را به تهدیدی بالقوه برای انفجار کل پادگان تبدیل کرده بود!

در سال ۱۹۹۱ میلادی زمانیکه صدام حسین کویت را اشغال کرد ،حمله هوایی ارتش آمریکا به مراکز نظامی صدام حسین در عمق خاک عراق باعث شد که تمامی این انبارها تخلیه شده و درب های شمالی و جنوبی آن باز گذاشته شود.

احمد حنیف نژاد به همراه پری بخشایی و تعدادی دیگر… مسئولیت تخلیه این مکان و سرتاسر پادگان اشرف را بعهده داشتند.به فاصله کوتاهی پرچم های سفید بر فراز این انبارها و تمامی ساختمان های پادگان اشرف به اهتزاز در آمد تا ضمن قراردادی که در واشنگتن به اطلاع پنتاگون رسیده بود زیر بمباران و تهاجم نیروی هوایی ارتش آمریکا قرار نگیرد.و چنین نیز شد!

از سال ۱۹۹۱ میلادی به بعد تنها تعداد ۱۰ انبار که در ۲ ردیف جنوبی این محوطه قرار داشتند به محل نگهداری مهمات فشنگی و تجهیزات اختصاص داشت.۲۰ انبار دیگر به سایر مدیریت ها و یکان های مجاهدین واگذار شد.تعدادی محل تعمیر ، سرویس و نگهداری انواع خودروها شد،تعدادی محل نگهداری خودروهای وارداتی و خریداری بود، تعدادی به انبارهای نگهداری قطعات زرهی و خودرو اختصاص داشت و تعدادی دیگر محل نگهداری ذخیره پوشاک و مواد غذایی مجاهدین بود که تا هم اکنون ادامه دارد…

دورتا دور محوطه بیرونی این انبارها به ارتفاع ۲ متر، توری فلزی و سیم خاردار حلقوی احاطه کرده بود.این مجموعه ۳ درب ورودی –خروجی داشت.درب شمال غرب.درب جنوب شرق و درب شرقی.از درب شمال غرب به خیابان ۷۰۰ و سپس ۱۰۰ ،از جنوب غرب به محل دپو و استقرار یک لشگر نظامی و از درب شرق به خیابان منتهی به تیپ جلیل مشرف بود.

از درب شرقی انبارهای مسقفات خارج می شویم.یک خیابان فرعی آسفالته تا خیابان ۶۰۰ ادامه دارد.در قسمت شمالی این خیابان ۲ لشگر زرهی مجاهدین مستقر بودند.اولین محل در عملیات فروغ جاویدان به محل استقرار “تیپ جلیل” معروف بود.بعد ها این محل بطور موقت تعطیل شده و قسمت شمالی آن به زندان زنان اختصاص داشت.بخشی از زنان معترض و خواهان جدایی در این مکان نگهداری و زندانی می شدند.محل استقرار بعدی نیز به “تیپ جواد ” اختصاص داشت.

زندان اسرا

این مکان از سال ۱۳۶۶ شمسی توسط یکان تاسیسات مجاهدین در پادگان اشرف ساخته شد و تا سال ۲۰۰۳ میلادی زندانی داشت.این محل اسارتگاه نظامیان ارتش جمهوری اسلامی بود که در عملیات های مرزی توسط یکان های نظامی مجاهدین اسیر شده و به پادگان اشرف منتقل می گردیدند.۲ لایه دیوار حفاظتی به ارتفاع ۷ متر با سیخک های عمودی یک متری و سیم های خاردار حلقوی بالای دیوار ، مجموعه زندان را که در وسط آن قرار گرفته بود محصور می کردند.این زندان با ۴ پست دیدبانی مسلح در ۴ گوشه محوطه به ارتفاع ۱۲ متر و ۲ پست نگهبانی در محل درب ورودی از آن حفاظت می شد.بجز مسئولین زندان ورود و خروج به این محل تقریبا غیر ممکن بود.مسئولیت آن با مدیریت پرسنلی و بخش زندان ها بود که توسط سید صادق صادات دربندی ،حسن نظام الملکی،سهیلا صادق،بتول رجایی و دیگران … اداره می شد.

در قسمت دیگری از جنوب این خیابان ۲ لشگر نظامی مجاهدین مستقر بود.که بزرگترین قسمت آن در عملیات فروغ جاویدان “تیپ سوسن”(عذرا علوی طالقانی) نام داشت.عذرا علوی طالقانی(سوسن) زمانی در جایگاه جانشینی فرمانده کل قوا(جانشین مسعود رجوی) ارتش نظامی مجاهدین را از این مکان هدایت و فرماندهی می کرد.

در جنوب زندان اسرا نیز ، یک لشکر نظامی مجاهدین مستقر بود.که ساختمان استقرار،پارکینگ خودروها و زرهی در اطراف آن مشاهده می شود.پس از آن نیز محل استقرار ۲ لشگر

نظامی مجاهدین بعلاوه تعمیرگاه زرهی ارتش مجاهدین قرار داشت که در قسمتی دیگر به آن خواهیم پرداخت.

 

قسمت چهارم 

 

تعمیرگاه زرهی

در حاشیه جنوب غرب پادگان اشرف مجموعه ای از ۶ انبار به ابعاد ۷*۷۵*۲۵ متر مشاهده می شود که دور تا دور آن با خاکریز،توری و سیم خاردار پوشانیده شده بود.(یکی از این انبارها که جای خالی آن مشاهده می شود در سال ۲۰۰۳ از جا کنده شده و به محل دیگری منتقل شده بود.) این محل تعمیرگاه زرهی ارتش آزادیبخش نام داشت.

در اواخر سال ۱۳۶۵ شمسی این مکان به بخشی از انبارهای نگهداری مهمات و تسلیحات مجاهدین اختصاص داشت.اما از اواخر سال ۱۳۶۶ شمسی به محل تعمیرو نگهداری تسلیحات سبک و نیمه سنگین سازمان مجاهدین تبدیل شد.در همین زمان بود که بدستور ” استخبارات صدام” اولین گروه از مستشاران نظامی عراق وارد پادگان اشرف شده و از جمله در این مکان خدمات تعمیر و نگهداری وسایل نظامی ارتش مجاهدین را انجام می دادند.


تعمیرگاه زرهی

هشتم فروردین ماه ۱۳۶۷ شمسی پس از پیروزی در “عملیات آفتاب”( که مجاهدین با پشتیبانی کامل ارتش عراق و ۱۲۳ کشته و مجروح تعداد ۳۵۰۰ تن از اعضای یکان های لشگر ۷۷ خراسان و ژاندارمری منطقه شوش را در غافلگیری به قتل رساندند) ،کمک های نظامی قابل توجهی از طرف صدام حسین به پادگان اشرف سرازیر شد.ارتش مجاهدین برای رسیدن به توان یک تیپ کلاسیک به زرهی های “کاسکاول برزیلی”،”ام.تی.ال.بی روسی”،”بی.ام.پی.وان روسی” و پدافند هوایی ۱۴٫۵ م.م،۲۳ م.م و موشک سام ۷ و توپ زمین به زمین ۱۲۲ م.م بلژیکی،موشک انداز ۱۰۷ م.م و تفنگ ۱۰۶ م.م مسلح شد.سرویس و نگهداری و آموزش تمامی این وسایل از طرف مستشاران نظامی صدام حسین در تعمیرگاه زرهی و ۲ قسمت دیگر پادگان اشرف انجام می شد.

برای انجام “عملیات چلچراغ” که در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ شمسی با ۶۸ کشته از طرف مجاهدین و ۸۰۰۰ کشته از طرف ارتش جمهوری اسلامی منجر به تسخیر موقت شهر مهران شد ، مجاهدین نیازمند رسیدن به توان یک تیپ کلاسیک پشتیبانی شده داشتند. برای رسیدن به این خواسته ،درخواست ادوات نظامی به استعداد چند تیپ کلاسیک را از صدام حسین کرده بودند.۳ بار ملاقات مسعود رجوی با صدام حسین در این دوران و چانه زدن برای دریافت تجهیزات بیشتر او را به خواسته هایش رساند.

پس از عملیات چلچراغ این مکان بطور موقت به محل نگهداری غنائم جنگی تبدیل شد.اما هنوز زمانی از آن نگذشته بود که آماده سازی برای انجام “عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)” شروع شد.

از ۵ تیر تا یکم مرداد ۱۳۶۷ شمسی ۴ تیپ رزمی ارتش صدام حسین وارد پادگان اشرف شده و تمامی سلاح ها،زرهی ها ،خودروها و ادوات نظامی خود را در زمین های سراسر پادگان اشرف و از جمله تعمیرگاه زرهی ، تحویل مجاهدین داده و با سند هایی که از آنها گرفتند به محل های استقرار خود بازگشتند.

تعمیرگاه زرهی و سایر تعمیرگاه های مجاهدین در این دوران روزهای بسیار شلوغی را از سر گذراندند.بیش از ۸۰۰ مستشار نظامی عراقی همراه با مجاهدین در مدتی کمتر از یک ماه تعمیرات ،و سرویس نگهداری این ادوات را برای رفتن به “عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)” در این محل و سرتاسر پادگان اشرف انجام دادند.در این ایام بیش از ۱۰۰۰ کارگر عراقی همراه با ۷۰۰۰ عضو سازمان مجاهدین بصورت شبانه روزی کار آماده سازی عملیات را انجام می دادند.

پس از شکست مجاهدین در “عملیات فروغ جاویدان(مرصاد)” که منجر به ۱۸۰۰ کشته و ۱۵۰۰ زخمی از طرف مجاهدین شد تا یک سال پس از آن هیچ عملیاتی در دستور کار قرار نگرفت.در همین ایام نشست های انقلاب ایدئولوژیک با مسئول اول شدن مریم رجوی و طلاق های اجباری شروع شد.

اما یک سال پس از آن که صدام حسین رویای کشورگشایی سرزمین های عربی را در سر می پروراند ،مجاهدین را به تانک های “تی۵۵”،”تی۶۲”،”تی۷۲”،”چیفتن”،”توپ های خود کششی”،موشک اندازهای ۱۲۲م.م کاتیوشا”،پدافند ضد هوایی شلیکا” و … مجهز و مسلح کرد.در سال ۱۳۶۹ شمسی سازمان مجاهدین با بیش از ۵۲۰۰ عضو، ۱۸۰۰ تانک و نفربرزرهی و ۲۴۰۰ خودرو نظامی و شخصی در پادگان اشرف مسلح و مستقر بود.

درست در همین ایام بود که این مکان بطور کامل در خدمت مدیریت زرهی ارتش آزادیبخش قرار گرفته و با بیش از ۳۰۰ پرسنل نظامی عراق، کار تعمیرات انواع زرهی ها ، تانک ها و … را تا سال ۱۳۸۲ شمسی و زمان سقوط صدام حسین انجام می دادند.

این تعمیرگاه که تحت مسئولیت مدیریت تعمیرات و زرهی قرار داشت از زیرشاخه های سیستم لجستیک ارتش آزادیبخش بوده و در طی ۲۲ سال همراه با مستشاران نظامی عراق ،مسئولین و فرماندهان بسیار زیادی از مجاهدین را به خود دیده است که مهمترین آنها عبارت بودند از ؛”آزاده رضایی،منیژه کریمی،لیلا نباهت،افسانه طاهریان،علی اکبر انباز،کبری رحیمی،زهرا بخشایی،رضا درودی،زهره اخیانی،حسین مدنی،افشین علوی،بهزاد نظیری،حمید اسدیان،علیرضا حبیب زاده،محبوب صباحتی،بهنام عالیوندی،احمد علوی،وحید باطبی،مریم تدینی نوایی،کبری طهماسبی،علی اصغر قدیری،علیرضا صادقی،حسین دادخواه، حسین فرصت،لعیا خیابانی ،مهین انجمن آراء،فروغ زرکش،ابراهیم دوست رزمگاه،احمد افشار،مهدی افتخاری،حمید باطبی،معصومه بلورچی،احمد بوستانی،رباب بوستانی،بدری پورطباخ،صدیقه تقی آبادی،علاءالدین توران،ناهید حاجی سید صادقی،زهره حسنی پور،فائزه خیاط حصاری،عباس داوری،مهدی ابریشمچی،لیلا دشتی،فاطمه رمضانی،محسن سیاه کلاه،حوریه السادات سیدی کمجانی،سعیده صبوری،محمد رضا طامهی،محبوبه عالی ایولی،گیتی گیوه چینیان زاده،عیسی آزاده،افشین ابراهیمی فخار،محمد صادق پشم فروش،معصومه احتشام،میترا باقرزاده،حسن حسن زاده محصل،سیما دادجو،میترا رفیعی،جمیله فیضی،مرضیه نوری مهربان،بیژن آقازاده نائینی،نسرین برنجی،لعیا بنازاده امیرخیزی،محمد علی تسلیمی،اکرم تیمور،سروناز چیت ساز،علی اصغر دارایی،کامران دلیر،غلامرضا رخشانی،حمید ساکن سعادت،محمد طاهر سعیدی،فرامرز صفا،حسن طهماسبی،محمد ابراهیم مشیری و …”

تیپ محمود قائمشهر-زندان شماره ۲ افراد معترض در سال ۱۳۷۳ شمسی

این محل در “عملیات فروغ جاویدان” به استقرار تیپ محمود قائمشهر اختصاص داشت که معاونت او را علی قربانی(فرمانده بهمن) عهده دار بود.بعدها هم محل استقرار یک لشگر زرهی مجاهدین بود.اما در سال ۱۳۷۳ به مدت چند ماه به زندان بخشی از اعضای ناراضی مجاهدین تبدیل شد.بیش از ۴۰۰ عضو ناراضی که تاریخ ورود آنها به سازمان مجاهدین بعد از عملیات فروغ جاویدان بود به اتهام نفوذ و جاسوسی بین ۴ تا ۶ ماه در این محل زندانی و شکنجه شدند.


تیپ محمود قائمشهر – زندان شماره ۲ سال ۱۳۷۳ شمسی

بنگالستان

این مکان که محوطه ای پر از اطاقک و ساختمان های پیش ساخته پنلی بود در قسمت شمالی تیپ محمود قائمشهر قرار داشته و محل استقرار ستادهای زیر مجموعه فرماندهی ارتش آزادیبخش بود.ستادهای مالی،امنیت،اطلاعات و ضد اطلاعات،رادیو و تلویزیون ،تبلیغات،پشتیبانی و لجستیک،آموزش،تخصصی ،مهندسی،هوایی و … برای اولین بار از سال ۱۳۶۶ شمسی در این مکان از پادگان اشرف مستقر شدند.از سال ۱۳۷۴ شمسی زمانیکه اقامتگاه جدیدی برای رجوی در پادگان اشرف ساخته شد این مکان به محل استقرار یک لشگر زرهی مجاهدین اختصاص یافت.

 
بنگالستان

تیپ آذر

از عملیات چلچراغ در سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۷۳ شمسی این مکان ابتدا محل استقرار تیپ و بعد ها لشگر زرهی محبوبه جمشیدی(آذر) بود.محبوبه جمشیدی (آذر) پس از بازگشت پیروزمندانه از عملیات چلچراغ و فتح مهران ،سالیان زیادی را از این مکان در موقعیت “رئیس ستاد ارتش آزادیبخش” بعلاوه فرمانده یک لشگر زرهی ، ماشین جنگی سازمان مجاهدین خلق را در عملیات های مختلف فرماندهی و هدایت می کرد.تا پیش از سال ۱۳۸۲ فرمانده حفاظت رجوی در عراق و پس از سقوط صدام حسین ، فرمانده حفاظت مریم رجوی بوده و در اورسوراواز-فرانسه مستقر می باشد.او هم اکنون حفاظت شخصی مریم رجوی را در سفر به کشورهای اروپایی بعهده دارد.

مقر ستاد ارتش آزادیبخش-شماره ۱

از اواخر سال ۱۳۶۵ شمسی این مکان ، محل استقرار فرماندهان ارشد سازمان مجاهدین بود.پس از تشکیل ارتش آزادیبخش در سال ۱۳۶۶ تا اوایل سال ۱۳۷۴ شمسی این مکان مقر اصلی ستاد ارتش آزادیبخش در پادگان اشرف بود.فرماندهان ارشد سازمان مجاهدین خلق که تحت مسئولیت مستقیم مسعود و مریم رجوی قرار داشتند در این مکان مستقر بودند.


ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش در جنوب و اقامتگاه رجوی در شمال عکس

اقامتگاه مسعود و مریم رجوی –شماره ۱

این مکان اصلی ترین محل اقامت مسعود و مریم رجوی از اواخر سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۴ شمسی در پادگان اشرف بود.از قسمت جنوب به مقر ستاد ارتش آزادیبخش ، از غرب به تیپ آذر ، از شرق به خیابان ۴۰۰ و زمین صبحگاه و از شمال به یک خیابان حفاظت شده محدود می شد.دور تادور آن را خاکریزی به ارتفاع ۷ متر با سیم خاردار حلقوی و مین های ضد نفر و منور پوشانده بود.در محوطه شرقی آن نیز سنگر های ضد اتمی برای شرایط اضطراری رهبری و اعضای ارشد سازمان مجاهدین ساخته شده بود.

 

قسمت پنجم 

 

 

 

در آسمان اشرف هستیم.برای آشنایی با فواصل و قسمت های مهم پادگان اشرف،مجددا از درب اصلی و ابتدای ورود به خیابان ۱۰۰ شروع میکنیم.

پس از عبور از میدان قلم،میدان اشرف،میدان گل ها و مشروع آب به “میدان منشور” می رسیم.این مکان در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱ میلادی برای سان دیدن مسعود و مریم رجوی از زرهی ها و ادوات نظامی ارتش آزادیبخش ساخته شده و مورد بهره برداری قرار گرفت.بعبارتی مسعود و مریم رجوی۱۹ اکتبر ۱۹۹۱ میلادی همراه با فهیمه اروانی وابراهیم ذاکری با مشایعت “محبوبه جمشیدی و مهوش سپهری رژه ارتش آزادیبخش را از این مکان شروع به سان دیدن کردند.

مسعود و مریم رجوی در رژه سال ۱۹۹۱ میلادی – پادگان اشرف

مریم رجوی و فهیمه اروانی -۱۹ اکتبر ۱۹۹۱ – میدان منشور – پادگان اشرف

زمین صبحگاه پادگان اشرف

زندان مخفی

دراواخر خیابان ۱۰۰ نرسیده به میدان منشور و حدفاصل بین خیابان ۴۰۰ و میدان منشور مکانی وجود دارد که سابقا پرسنلی و بعدها محل استقرار”ستاد تبلیغات” بود.این مکان که در شمال “خیابان امداد” و پشت “بیمارستان ذبیحی” قرار گرفته از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۷۳ شمسی زندان “افراد خروجی” و مدتی بعد”زندان مخفی زنان معترض”بود.

برخی مردان و زنان جداشده از مجاهدین زندانیان این محل در پادگان اشرف بوده اند.

خیابان امداد

سومین انشعاب اصلی از خیابان ۱۰۰ به سمت شرق و جنوب پادگان،خیابان ۴۰۰ نام دارد.این خیابان ناحیه شرقی پادگان اشرف را از دیگر قسمت ها جدا کرده و از ساختمان امداد شروع شده و به “سالن اجتماعات” منتهی می شود.

اولین خیابان فرعی سمت شرق خیابان ۴۰۰ ،”خیابان امداد” نام دارد.ابتدای این خیابان محل استقرار “امداد پزشکی مجاهدین”است.

این مکان از سال ۱۳۶۶ شمسی تا کنون محل امداد پزشکی سازمان مجاهدین خلق است.تنها بیمارستان پادگان اشرف که نام آن “بیمارستان ذبیحی” است در این نقطه قرار دارد.”زهره بنی جمالی” عضو شورای رهبری مجاهدین و “محمود عضدانلو” از مسئولین ارشد و برجسته امداد پزشکی مجاهدین در پادگان اشرف هستند.

با توجه به کمبود پزشک در سازمان مجاهدین ، از سال ۱۳۷۱ شمسی برخی پزشکان عراقی که از بغداد و بعقوبه اعزام می شدند در برخی روزهای هفته بیماران مجاهد را در این مکان ویزیت و تحت معالجه قرار می دادند.

روبروی امداد پزشکی مجاهدین ، پارکینگ زرهی یک لشکر نظامی مجاهدین بچشم می خورد.در قسمت شرقی این پارکینگ ، محل استقرار “مهندسی رزمی” ارتش آزادیبخش قرار داشت.که بعدها تبدیل به محل یک لشگر زرهی ارتش مجاهدین شد.زهرا رجبی،محسن سیاه کلاه،قباد سعید پور،محمد علی تسلیمی، ابراهیم خدابنده،بیژن آقازاده،فرهاد الفت،عباس صنوبری،وحید باطبی،لیلا دشتی،حوریه سیدی کمجانی،مهدی فیروزیان،گیتی گیوه چین یان زاده،سهیلا شعبانی،سیما دادجو،ابراهیم کماری،سرگرد مصطفی و … در مقاطعی از مسئولین و فرماندهان این قسمت ها طی سال های ۱۳۶۹ الی ۱۳۷۳ شمسی بودند.

مهندسی رزمی ارتش مجاهدین از اواخر سال ۱۳۶۱ شمسی در کردستان عراق فعالیت گسترده عملیات های مین گذاری در جاده ها و بمب گذاری در محل ها را بعهده داشت. طی سال های پس از تشکیل ارتش آزادیبخش مسئولیت ماشین آلات مهندسی ،تولید انواع بمب و مین،تخریب و انفجار ساختمان ها و مراکز دولتی و ارتش جمهوری اسلامی ایران طی عملیات های مختلف در نوار مرزی و داخل شهرهای بزرگ ایران را تا سال ۱۳۸۱ شمسی انجام می دادند.

محسن سیاه کلاه ، قباد سعید پور و محمد علی تسلیمی که از مسئولین قدیمی مهندسی رزمی مجاهدین هستند، از سال ۱۳۶۰ شمسی مسئول ساخت، تهیه و توزیع بمب و انواع مواد منفجره میان واحد های عملیاتی مجاهدین در تهران و شهرهای بزرگ ایران بودند.محسن سیاه کلاه متخصص بخش”انفجار و تخریب” سازمان مجاهدین که آنموقع تحت مسئولیت مستقیم”موسی خیابانی” فعالیت می کرد همراه با بخش ارتش مجاهدین و تعدادی دیگر در عملیات های بسیار بزرگی در تهران مشارکت داشتند…….! …

محسن سیاهکلاه(نفر اول از سمت راست)+ موسی خیابانی (نفر دوم از سمت راست)-بر روی خودرو

مقرچند لشگر زرهی مجاهدین و لجستیک

حدفاصل خیابان امداد و دومین خیابان فرعی منشعب شده از خیابان ۴۰۰ به سمت شرق پادگان اشرف محل استقرار ۳ لشگر زرهی مجاهدین بود.در ابتدای خیابان “لشگر ژیلا دیهیم” و در انتهای آن یک لشگر نظامی دیگر بچشم می خورد.این محل ها سابقا در عملیات فروغ جاویدان محل استقرار چند تیپ رزمی مجاهدین بود.تیپ های “محمود اعمی قوچانی”،”فاطمه رمضانی” و “پرویز کریمیان” در این محدوده ها مستقر بودند.

در حاشیه سومین خیابان فرعی منشعب شده از خیابان ۴۰۰ به سمت شرق پادگان اشرف نیز محل استقرار ۲ لشگر زرهی مجاهدین قرار داشت.

چهارمین و پنجمین خیابان شرقی منشعب شده از خیابان ۴۰۰ نیز به مقرستادها و مدیریت های وابسته به سیستم لجستیک مجاهدین اختصاص داشت.

قسمت ششم 

در آسمان جنوب شرقی پادگان اشرف ،به چهارمین انشعاب شرقی از خیابان ۴۰۰ می رسیم.

زمین صبحگاه

زمین صبحگاه اصلی پادگان اشرف در ابتدای چهارمین انشعاب شرقی از خیابان ۴۰۰ قرار دارد.زمینی آسفالت شده و درست در طرف مقابل خیابان منتهی به اولین اقامتگاه رجوی در پادگان اشرف است.از سال ۱۳۶۶ شمسی در مناسبت های مختلف مجاهدین، از این مکان بعنوان زمین صبحگاه یا شامگاه نیروهای مسلح استفاده میشد.از سال ۱۳۷۳ شمسی این مکان همچنین شاهد برگزاری بسیاری از برنامه های جمعی و نمایشی مجاهدین بطور خاص در ۲۶ مهر ماه هر سال بود.

مشعل فروغ

در ابتدای همین خیابان و درست روبروی زمین صبحگاه ، بنای کوچکی از بلوک و سیمان به رنگ سفید تحت عنوان یادبود عملیات فروغ جاویدان در سال ۱۳۶۸ شمسی توسط مدیریت تاسیسات ساخته شد.اما کارآیی آن فقط برای این عملیات خاص نبود.در تمامی مراسم های رسمی مجاهدین شعله گازی این مشعل روشن می شد.

ستاد لجستیک-هشت پر

ساختمان ستاد لجستیک که به تبعیت از طرح ساختمان پنتاگون در واشنگتن ساخته شده بود،”هشت پر” نام داشت.این مکان محل استقرار فرماندهی ستاد لجستیک در پادگان اشرف بود.پشتیبانی ارتش مجاهدین از این مکان فرماندهی،تامین و تدارک میشد.این ساختمان که در اواسط فرعی چهارم قرار داشت،مسئولین و فرماندهان بسیار زیادی از مجاهدین را به خود دیده است که شناخته شده ترین این افراد عبارت بودند از ؛هاجر ریحانی مقدم،مهوش سپهری،فروغ زرکش،فائزه خیاط حصاری ،ابراهیم ذاکری،زهرا بخشایی و زهره اخیانی که در سالیان متفاوتی فرماندهی لجستیک ارتش مجاهدین را بعهده داشتند.

مدیریت ها و رسته های مختلف پشتیبانی از ارتش مجاهدین تحت مسئولیت ستاد لجستیک قرار داشتند.مکان استقرار این مدیریت ها نیز در حواشی ستاد لجستیک بود.مهم ترین مدیریت های زیر مجموعه ستاد لجستیک عبارت بودند از ؛مدیریت ترابری و حمل و نقل،مدیریت تاسیسات،مدیریت آشپزخانه،مدیریت تهیه و خرید،مدیریت تعمیرات،مدیریت مالی و مدیریت آموزش.

فرماندهان ارشد برجسته ای از مجاهدین مسئولیت هدایت و کنترل این مدیریت ها را طی سال های متفاوتی بعهده داشتند که عبارت بودند از؛مهدی افتخاری،عیسی آزاده،معصومه بلورچی،زهره بنی جمالی،حجت الله بنی عامری،رباب بوستانی،بدری پورطباخ،عفت جوادی اصل،ناهید حاجی سید صادقی،زیبا خرسندی آشتیانی،زهره حسنی پور،نیکو خائفی اشکذری،فائزه خیاط حصاری،مریم اکبر زادگان،عباس داوری،آزاده رضایی،ژیلا دیهیم،حسین ربوبی،محمد جواد دبیران،افشین علوی،طاهر سعیدی،مهین انجمن آرا،لعیا خیابانی،بتول رجایی،فرشته دشتی،لیلا دشتی،سودابه رحمانیان،کبری رحیمی قره تپه،زهرا رجبی،فاطمه رمضانی،حوریه السادات سیدی کمجانی،حمیده شاهرخی،زهره شفایی،اکرم شهرابی،مهناز شهنازی،ثریا شهری،سعیده صبوری،محمد رضا طامهی،کبری طهماسبی،زینب ذبیحی،محبوبه عالی ایولی،علی فیضی شبگاهی،محسن امینی،زهرا گرابیان،گیتی گیوه چین یان زاده،زهرا مریخی،شهره مقدس جعفری،هایده ناصر حجتی رودسری،محسن نیکنامی،فرشته یگانه،بتول یوسفی،معصومه احتشام،میترا باقرزاده،نسرین پارسیان،زهرا تیفتکچی،زهرا توکلی،ام کلثوم پیچگاه،مریم تدینی نوایی،سیما دادجو،میترا رفیعی،اصغر شریفی،محبوب صباحتی،سروناز چیت ساز،ژیلا طلوع،جمیله فیضی،حسین فیلی،منیژه کریمی،علی اصغر قدیری،حسین مدنی،رقیه ملک محمدی،جواد برائی،محمد وثوق ایمانی،علی ولی پور،افسانه اسعدی،مینا وطنی،میترا وطنی،لیلا نباهت،افسانه طاهریان و رعنا جان نثاران،هادی افشار.

این مسئولین از فرماندهان و معاونین مدیریت های مختلف وابسته به ستاد لجستیک بوده که هر یک چند سالی را در سیستم پشتیبانی مجاهدین اشتغال داشتند.

از سال ۱۳۷۱ و بطور خاص از سال ۱۳۷۴ شمسی بسیاری از مسئولین و فرماندهان مدیریت های مختلف لجستیک به بخش های نظامی مجاهدین منتقل شده و مسئولیت برخی از عملیات های “واحد های عملیاتی” اعزامی به شهرهای ایران را برای خمپاره زنی ،بمب گذاری و ترور، هدایت و فرماندهی می کردند.که برجسته ترین آنها عبارت بودند از؛مهین افشار،مریم اکبر زادگان،عیسی آزاده،محسن امینی،معصومه بلورچی،حجت الله بنی عامری،بدری پورطباخ،نیکوخائفی اشکذری،لیلا دشتی،فرشته دشتی،ژیلا دیهیم،کبری رحیمی قره تپه،افشین علوی،لعیا خیابانی،طاهر سعیدی؛سروناز چیت ساز،سیما دادجو،میترا باقرزاده،محمد جواد دبیران،جمیله فیضی،حسین مدنی،هادی افشار،زهرا گرابیان،گیتی گیوه چین یان زاده،مریم اکبرزادگان،محسن نیکنامی،اصغر شریفی،افسانه اسعدی و …

سازماندهی لجستیک مجاهدین

ساختمان تعدادی از مدیریت ها

در سمت راست ساختمان لجستیک تعدادی از مدیریت های وابسته به آن مستقر بودند که عبارت بودند از؛مدیریت تعمیرات،مدیریت تهیه و خرید،مدیریت تاسیسات و مدیریت آموزش و مدرسه اداری.

باغ وحش

در کنار مدیریت آموزش نیز محل کوچکی قرار داشت که باغ وحش پادگان مجاهدین طی سال های ۱۳۶۵ الی ۱۳۶۸ شمسی بود.در این مکان تعداد اندکی از حیوانات برای بازدید بچه های مدرسه نگهداری می شدند که عبارت بودند از ؛گورخر،مرغ و خروس،میمون،بوغلمون،شتر مرغ،کبوتر و …

ورودی مجموعه اسکان و زندان ها

در کنار باغ وحش خیابان فرعی و کوچکی وجود داشت که به ورودی اصلی مجموعه اسکان و چند زندان در همان مجموعه منتهی می شد.

ورودی به مجموعه اسکان و تعدادی از زندان های شرق پادگان اشرف

کارواش قرارگاه

محلی برای شستشوی خودروهای ارتش مجاهدین بود که طی تمامی روزها بجز جمعه ها عصر از ساعت ۰۸۳۰ الی ۱۷۳۰ مشغول سرویس دهی بود.

انشعاب پنجم از خیابان ۴۰۰

مدیریت ترابری و حمل و نقل

این مکان محل استقرار نیروها و امکانات بزرگترین مدیریت لجستیک مجاهدین بود.مسئولیت این مدیریت،سرویس و نگهداری خودروهای چرخدار،خرید خودرو،حمل و نقل پرسنل و …. بود.

انبار خودروها

انبار خودروها محل نگهداری بخشی از خودروهای نظامی و شخصی مدیریت ترابری بود که بین ارتش مجاهدین توزیع نشده و بصورت انبار شده نگهداری و حفظ می شدند.این مکان یکی از انبارهای کوچک سیستم ترابری مجاهدین بود.انبارهای بسیار بزرگتری در سایر نقاط پادگان اشرف و قرارگاه هایی در بغداد و … وجود داشت که تحت مسئولیت این قسمت نگهداری می شدند.

آشپزخانه مرکزی

مرکز پخت غذای کل ارتش مجاهدین تا سال ۱۳۶۸ شمسی بود.پس از تغییرات سازماندهی به هر یک از لشگر های مجاهدین یک آشپزخانه مجزی اختصاص یافت واین مکان فقط برای مدیریت های لجستیک ،بخش روابط خارجی،ف.اشرف،ستاد زرهی،مجموعه زندان ها،پرسنلی و برخی مدیریت های کوچک دیگر پخت و توزیع غذا را انجام می داد.این آشپزخانه در ۲ نوبت ظهر و عصر ،ناهار و شام پرسنل مدیریت ها را تامین می کرد.

نانوایی ، شیرینی پزی و نوشابه سازی

این مجموعه آماده سازی و پخت انواع نان ، شیرینی و نوشابه های غیر الکلی مناسبت های کل پادگان اشرف را بعهده داشت.بعبارتی تنها نانوایی داخل پادگان اشرف بود.از سال ۱۳۷۵ شمسی به هر یک از قرارگاه های مستقر در شهر بصره،کوت،العماره،جلولا و سعید محسن یک نانوایی جداگانه اختصاص یافت که در همان محل پخت نان و شیرینی را برای پرسنل همان قرارگاه انجام می دادند.

کاخ سفید

این مکان از سال ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۷۹ شمسی یکی از اصلی ترین محل های ملاقات فرماندهان مجاهدین با افسران اطلاعات و امنیت و ارتش صدام حسین در پادگان اشرف بود.دو مکان دیگر نیز وجود داشت که در دیگر قسمت های پادگان قرار گرفته بود.میزبانان اصلی افسران عراقی در این مکان عبارت بودند از مهدی ابریشمچی و عباس داوری.نام این محل توسط مهدی ابریشمچی با الگو برداری از کاخ سفید دولت آمریکا نامگذاری شده بود.

تعمیرگاه خودروهای بنزینی

یک یکان از مدیریت تعمیرات در این مکان مستقر بوده و تعمیرات خودروهای غیر نظامی مجاهدین را انجام می دادند.

مرکز تلفن پادگان

این مکان از ابتدای تحویل دهی پادگان اشرف به مجاهدین ، محل استقرار سیستم اصلی تلفن پادگان اشرف بود.خطوط اصلی ورودی و خروجی تلفن در این مکان توسط یک گروه از اداره مخابرات ارتش صدام حسین برای مجاهدین تامین و کنترل می شد.

انبارهای تدارکات،تاسیسات و مواد غذایی

این مجموعه از انبارها به پوشاک و وسایل تدارکاتی،تاسیساتی و مواد غذایی ارتش مجاهدین اختصاص داشت.از این مجموعه ۴ انبار به تدارکات،یک انبار به مواد غذایی و یک انبار دیگر به تاسیسات پادگان اشرف اختصاص داشت.

سالن اجتماعات

این مکان محل برگزاری جلسات عمومی مسعود و مریم رجوی با کل پرسنل مجاهدین در پادگان اشرف بود.تمامی نشست های عمومی رجوی با کل پرسنل مجاهدین از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۰ شمسی در این مکان برگزار می شد.نشست عمومی و توجیه عملیات فروغ جاویدان در این محل انجام گرفت.محل دیگری نیز برای نشست های عمومی مسعود و مریم رجوی وجود داشت که در قرارگاهی بنام باقرزاده در جاده بغداد-رمادی بود.نشست های رجوی با لایه های فرماندهی و مسئولین مجاهدین در اماکن دیگری برگزار می شد.

این مجموعه شامل ۸ سالن بزرگ سوله ای بود.۴ سالن جنوبی به محل برگزاری نشست اختصاص داشت.۲ سالن به محل مواد غذایی و ۲ سالن دیگر محل بازرسی پرسنل برای ورود به جلسه بود.

مراسم ها و مناسبت های دیگری نیز در این محل برگزار می شد.مراسم تحویل سال عید نوروز،مراسم سوگند افراد جدیدالورود و … در این مکان انجام می گرفت.

قسمت هفتم 

زندان های پادگان اشرف

مقدمه

هنوز برای افراد یا گروه های علاقمند به مسائل سازمان مجاهدین خلق صحبت کردن از زندان،زندانبان و زندانی حکایتی تلخ و تقریبا غیر قابل هضم است.پس از گزارش رسمی “دیدبان حقوق بشر” در سال ۲۰۰۵ میلادی و انتشار کتابی تحت عنوان”خروج ممنوع”،ناباوری ها به باور و یقین تبدیل شد.تا قبل از آن با اینکه برخی افراد جداشده در اروپا دست به افشاگری زده و از شکنجه و زندانی بودن خود در پایگاه های مجاهدین سخن گفته بودند اما کسی یقین نمی کرد سازمان مجاهدین طی بیش از ۲۵ سال اقامت در عراق زندان،زندانی و شکنجه داشته باشد.حضور افراد جداشده در اروپا و شهادت آنها در مراجع بین المللی ،شایعات منتشره از طرف جمهوری اسلامی مبنی بر شکنجه و زندان در پایگاه های مجاهدین خلق را قوت بخشید.خاطرات منتشر شده از سوی افراد جداشده نیز به این مسئله سندیت داد.در این رابطه طی سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ میلادی تحقیقات مستقل،گسترده و بسیار دقیقی از طرف برخی دولت های اروپایی،اف.بی.آی و وزارت امور خارجه آمریکا انجام شد.گزارشات منتشر شده از طرف وزارت امور خارجه آمریکا،موسسه راند و بسیاری از سازمان های دولتی در اروپا ، این مسئله را بعنوان نقض جدی حقوق بشر در سازمان مجاهدین به ثبت جهانی رسانید.طوریکه تلاش های رهبری سازمان مجاهدین خلق برای خنثی کردن آن به نتیجه ای نرسید.

از سال ۱۳۶۷ شمسی بنا به اظهارات برخی افراد جداشده از مجاهدین در اروپا گزارشاتی ارائه شد که نشان می داد سازمان مجاهدین خلق، اعضای معترض خود را زندانی و شکنجه کرده اند.اما سازمان مجاهدین این مسئله را انکار کرده و وجود زندان و شکنجه گاه در پایگاه های خود را نفی می کرد.در همین رابطه به مناسبت های مختلف چندین بار صلیب سرخ عراق را برای بازدید از پایگاه های خود دعوت کرد تا از طریق اسرای پیوسته به مجاهدین اثبات کند هیچ زندان و زندانی در پایگاه های مجاهدین وجود ندارد.و این در شرایطی بود که مسعود رجوی در نشست  جمعبندی عملیات فروغ جاویدان(سال ۱۳۶۸)با حضور مریم رجوی ،مهدی ابریشمچی،محمد سید المحدثین،ابوالقاسم رضایی و بسیاری از فرماندهان ارشد مجاهدین گفت؛”بله زندان داریم و خواهیم داشت و این مسئله به کسی مربوط نیست.”این جمله یک بار دیگر در سال ۱۳۷۱ شمسی پس از عملیات موسوم به مروارید و در حضور مریم رجوی و فرماندهان و اعضای مجاهدین توسط مسعود رجوی تکرار شد.در همان جلسه که به نشست جمعبندی عملیات مروارید معروف است کینه خود را نسبت به افشاگری های اعضای جداشده نشان داده و حکم تاریخی خود را در برابر تمامی اعضای مجاهدین نسبت به افراد جداشده صادر کرد؛

“از رهبر عقیدتی و فرماندهی کل ارتش آزادیبخش به اعضای مجاهدین :اگر در برابر رژیم جمهوری اسلامی پیروز شدیم که خود دانیم چه خواهیم کرد با خائنین و افرادی که تحت عنوان عضو جداشده به شما پشت کردند.شاید ببخشاییم شاید نه!و اگر شکست خوردیم فرمان می دهم در هر کجای دنیا باشند بروید، بجویید و پیدا کنید تک به تک خائنین را و به سزای اعمالشان برسانید.اگر اسلحه و نارنجک هم نداشتید با چنگ و ناخن و دندان هم که شده سینه اش را بشکافید.از زندان هم نترسید.زندان های اروپا برای شما هتل است.اعدام که ندارند.مدتی می مانید و بعد آزاد می شوید.”مشابه این پاراگراف فرامین دیگری در سال های ۱۳۶۷ ،۱۳۶۸ ،۱۳۷۳ ،۱۳۷۴،۱۳۷۶ ،۱۳۸۰ ،۱۳۸۳ ،۱۳۸۵ ،۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ شمسی نسبت به افراد جداشده و معترض توسط مسعود رجوی صادر شده است.خلاصه و یاد آوری فرامین تهدیدآمیز در جدید ترین نوار ویدئویی مسعود رجوی تحت عنوان “جنگ صد برابر،عزم حداکثر” به تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹ شمسی با صدای خود او وجود دارد که می گوید؛

“دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.قبلا هم گفتیم اگر عمر خودمون هم کفاف نداد وصیت میکنیم و وصیت می کنم…در این مورد با احدی شوخی نداریم.قیمت اش رو می دونیم،دادیم و باز هم خواهیم داد.”

تشریح زندان و زندانی در سازمان مجاهدین خلق

بر میگردیم به مسئله زندان و زندانی در پایگاه های سازمان مجاهدین در عراق.زندان های سازمان مجاهدین به پادگان اشرف محدود نمی شد.مجاهدین در نوار مرزی کردستان ایران،سلیمانیه،کرکوک،جلولا،کوت،عماره ، بصره و بغداد نیز زندان و زندانی داشتند.عمده زندانیان مجاهدین را کسانی تشکیل می دادند که در مقاطع مختلف تصمیم گیری های سازمانی با آن مخالفت کرده و نسبت به دستورهای تشکیلاتی صادر شده سرپیچی نموده بودند.برخی نیز از روش و منش مجاهدین بریده و خواستار برگشت به زندگی عادی و اجتماعی بودند.اسرای جنگی پیوسته از اردوگاه های نظامی ارتش صدام به مجاهدین نیز بخشی دیگر از زندانیان را تشکیل می دادند.تعداد زیادی نیز در طی ۲۵سال عملیات های مجاهدین در نوار مرزی از ارتش جمهوری اسلامی به اسارت مجاهدین درآمده و در زندان های مجاهدین بسر می بردند.بر اساس اعلامیه های رسمی مجاهدین در نشریات مجاهد،ایران زمین و اتحادیه دانشجویان مسلمان از سال ۱۳۶۵تا ۱۳۸۰ شمسی بیش از ۱۲۰۰ ارتشی در عملیات های پیرانشهر، آفتاب،چلچراغ،فروغ جاویدان،مروارید و عملیات های راهگشایی به اسارت مجاهدین در آمده و سالیان بسیار زیادی را در زندان های سلیمانیه،کرکوک،دبس و پادگان اشرف گذرانده اند.برخی از این زندانیان هرگز در نزد صلیب سرخ جهانی ثبت نشده و از طرف مجاهدین نیز اسامی آنان بصورت اعلام و منتشر نگردید.

سازمان مجاهدین طی سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۹ شمسی بر اساس کلیاتی که ارائه می دهد مدعی است قریب به صد و پنجاه هزار زندانی سیاسی و معمولی در زندان های سراسر ایران زندانی هستند.جدا از صحت  و سقم مسئله اگر مقطع سال ۱۳۸۹ شمسی را با همین آمار و ارقام در نظر بگیریم از هفتاد و پنج میلیون ایرانی صد و پنجاه هزار تن زندانی می باشند.بر اساس آمارهای بین المللی بخش کوچکی از این مجموعه را زندانیان سیاسی تشکیل می دهند.بنابر برخی گزارشات ارائه شده تعداد زندانیان واقعی سیاسی زیر ۵۰۰۰ نفر می باشند که این مسئله نیز تایید نشده است.

جدا از گرایش های مختلف زندانیان و شرایط زیستی،آنان دادگاه،محاکمه،وکیل،ملاقاتی،هواخوری،کار و … در زندان ها دارند.خانواده های همان افراد می دانند که چه عضوی از آنان زندانی است و چه مواقعی می توانند به ملاقات اش رفته و حتی با گذاشتن وثیقه برایش مرخصی بگیرند.بنابر این هر چقدر هم که از طرف جمهوری اسلامی سخت گرفته شده باشد،نرم های معمول زندان و زندانی رعایت شده است.با اینحال از طرف سازمان حقوق بشر جهانی و عفو بین الملل زیر تیغ انتقاد بوده و ملزم به رعایت بسیاری از مسائل قانونی و بین المللی است.یعنی یک تعهد نسبی بین زندانبان و زندانی و خانواده های آنان وجود دارد که گردش امور را بغرنج و غیر قابل تحمل نمیکند.

اما در سازمان مجاهدین خلق چنین مسائلی وجود ندارد.وقتی یک عضو سازمان بهر دلیلی زندانی می شود،کاملا با دنیای خارج از خودش قطع است.هیچ ارتباطی بین زندانی و خانواده او و حتی برخی دوستانش در همان پادگان وجود ندارد.هیچ محکمه و قانونی بین سازمان و زندانی برقرار نیست.نه محاکمه ای وجود دارد و نه وکیل مدافعی.نه کسی مطلع می شود نه اجازه داده می شود که به کسی اطلاع داده شود.مدت زندان برای زندانی مشخص نیست.زندانی هیچ حکمی در دست ندارد.چیزی به او ابلاغ نمی شود.زندانی فقط این را میداند که باید در زندان باشد.شکنجه شود و اعتراف کند.هیچ آینده ای برای زندانی سازمان مجاهدین متصور نیست.او نمی داند که مدت زندان اش کی به اتمام رسیده و پس از آن با او چه خواهند کرد.هیچ ملاقاتی ندارد.هیچ دفاعی از خود نمی تواند بکند.هواخوری ندارد.کار ندارد.درآمد و پول ندارد.همه چیز توسط تشکیلات ،مدیریت پرسنلی و بخش زندان ها برایش بریده و دوخته می شود.و در نهایت اینکه هیچ سازمان بین المللی از او حمایت نمی کند.مجاهدین تاکنون بیلان زندانیان خود را به هیچ مرجع عراقی یا بین المللی گزارش نکرده اند.در درون تشکیلات مجاهدین نیز تا آنجا که امکانپذیر باشد افراد را از اخبار و اطلاعات زندان و زندانی دور نگه می دارند.

حال بر اساس آمار و ارقامی که مجاهدین تا کنون بصورت کلی از اسرا منتشر کرده و آمار و ارقامی که افراد جداشده از زندانیان درون تشکیلات منتشر کرده اند چند حساب نسبی را انجام می دهیم.

مجاهدین طی سال های ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۰ شمسی بیش از ۱۲۰۰ ارتشی را اسیر کرده و سالیان زیادی را در زندان های خود زندانی نموده اند.

از اواخر سال ۱۳۶۳ تا اواسط ۱۳۶۴ شمسی در منطقه ماوت و جلیلی بیش از ۲۰۰ زندانی انقلاب ایدئولوژیک داشتند.

 از سال ۱۳۶۵ تا سال ۱۳۶۸ شمسی نزدیک به ۱۲۰ زندانی در پایگاه های مجاهدین زندانی بودند.

از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۳ شمسی نزدیک به ۳۰۰ زندانی انقلاب ایدئولوژیک و معترض به کردکشی سال ۱۹۹۱ میلادی داشتند.

از اواخر سال ۱۳۷۳ تا اوایل سال ۱۳۷۴ شمسی به مدت ۴ ماه نزدیک به ۷۰۰ زندانی در پادگان اشرف داشتند.

از سال ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۸۰ شمسی نزدیک به ۳۰۰ زندانی در زندان های مختلف پادگان اشرف و سایر پایگاه  های مجاهدین در سراسر عراق داشتند.

بخش مربوط به ابوغریب،رمادی و حله حساب نشده است.

مجموع زندانیان تشکیلاتی مجاهدین در طی سال های ۱۳۶۳ تا سال ۱۳۸۱ شمسی ۱۶۲۰ نفر می شود.که این تعداد بجز ۱۲۰۰ ارتشی است که توسط مجاهدین در عملیات های مختلف اسیر شده و در زندان های مجاهدین بسر می بردند.

کل نفرات سازمان مجاهدین خلق در عراق طی سال های ۱۳۶۳ تا ۱۳۸۱ شمسی در مجموع کمتر از ۷۵۰۰ نفر بوده است.بعبارتی سازمان مجاهدین از ۷۵۰۰ نفر ۱۶۲۰ نفر زندانی داشته است.یعنی از هر ۱۰ نفر ۱۶/۲ نفر زندانی بوده اند.در صورتیکه بر اساس آمار اعلام شده توسط سازمان مجاهدین از هر ۱۰۰۰ ایرانی فقط ۲ نفر در ایران زندانی بوده اند.براساس آمار سازمان جهانی عفو بین الملل از هر ۱۰۰۰ نفر در کشور آمریکا ۷ نفر زندانی،در روسیه ۷-۵ نفر،آفریقای جنوبی ۵-۳ نفر،کشورهای اروپای شرقی ۳-۵/۱ نفر،اسرائیل،اسپانیا و ایتالیا ۲-۵/۱ نفر، کانادا ۵/۱-۱ نفر،فرانسه وآلمان نیز ۱-۵/۰ نفر از هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت خود زندانی دارند.

اگر اجبارهای تشکیلاتی به زور نگه داشته شدن افراد در درون مجاهدین را در نظر نگیریم در قیاس و نسبت، آمار زندانیان درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق در طی ۲۵ سال گذشته چند صد برابر بیش از کشوری مانند آمریکا است که بیشترین آمار زندانیان جهان را بخود اختصاص داده  است.چیزی که تاکنون نسبت به آن سکوت کرده و علاقه ای به بحث یا شکافتن مسائل حقوق بشری حول آن را ندارد.

زندان های پادگان اشرف

همانطور که قبلا گفتیم در پادگان اشرف ۱۳ زندان ثابت و موقت وجود داشت.این زندان ها مختص پادگان اشرف بوده و علاوه بر پایگاه های مجاهدین در شهرهای دیگر عراق بود.

برای تشریح و آشنایی بیشتر با زندان های سازمان مجاهدین در پادگان اشرف آن را به سه دسته تقسیم کرده ایم.

زندان موقت: به زندان هایی اطلاق می شود که کمتر از ۳ سال زندانی داشته اند.بعبارتی این گونه زندان های کوچک و پراکنده اساسا برای زندانی کردن افراد ساخته نشده بود.بلکه اماکنی بود که در مقاطع زمانی مشخص بعنوان زندان استفاده شده است.

زندان ثابت:اینگونه زندان ها بر اساس طرح و پروژه مشخصی که دستور آن از طرف فرماندهی کل صادر گردیده  ساخته شده است که زندانی طویل المدت و بیش از ۳ سال داشته باشد.

زندان های سال ۱۳۷۳ :این زندان ها مخصوص یک واقعه مشخص در سال ۱۳۷۳ شمسی بود.مکان استفاده شده ساختار زندان نداشته است.اماکن مربوط به یکان های نظامی بوده که برای اجرای پروژه مشخصی با تغییرات کوچکی به خدمت بخش زندان ها و مدیریت پرسنلی مجاهدین درآمد.

*شماره گذاری ها و تقسیم بندی ها از طرف نگارنده است.

حال به تشریح و موقعیت زندان های درون پادگان اشرف می پردازیم.

زندان موقت -۱

این زندان در قسمت شرقی مقر “ف.اشرف”و نزدیک به محوطه پمپ بنزین پادگان قرار داشت.پیش از آن نیز خوابگاه بخشی از زنان مجاهدین بود.این زندان در مقاطعی از سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۳ شمسی به زنان ناراضی اختصاص داشته، فعال بوده و زندانی داشت.از سال ۱۳۷۳ شمسی به بعد مجددا به خوابگاه زنان تبدیل شد.

زندان ثابت-۲ -مهمانسرا

این مکان در سال ۱۳۶۵ شمسی،محل پذیرایی از پیمانکاران عراقی بود که برای کارهای خدماتی به پادگان اشرف مراجعه می کردند.اما پس از چندی به زندان و محل نگهداری اعضای ناراضی و خواهان جدایی از سازمان تبدیل شد.ناراضیانی در این محل نگهداری می شدند که برای مجاهدین خطرناک نبوده و میل به کار و هواداری برای مجاهدین در اروپا داشته اند.”زندان مهمانسرا” اولین زندان درون سازمان مجاهدین از سال ۱۳۶۵ شمسی در پادگان اشرف بود که بر روی خیابان ۱۰۰ قرار داشت.تمام اعضای مجاهدین در اشرف یا سایر پایگاه های مجاهدین می دانستند که این مکان زندان و بازداشتگاه افراد ناراضی است.و با اکراه به آن نگاه می کردند.این زندان کاملا ایزوله بوده و کسی حق ورود به آن را نداشت.

زندان ثابت-۳

در قسمت شمالی “مشروع آب شماره ۲” یکی از زندان های ثابت و دائمی سازمان مجاهدین قرار داشت.این زندان مخوف تر از زندان قبلی بوده و تقریبا افرادی که از نظر مجاهدین در حد متوسط –خطرناک قرار داشتند در این محل نگهداری و زندانی میشدند.اکثر افراد پادگان می دانستند که این مکان یکی از زندان های سازمان است و تلاش می کردند که حتی در رفت و آمد های معمولی گذرشان به این مکان نیافتد. این زندان کاملا ایزوله بوده و کسی حق ورود به آن را نداشت.

زندان موقت-۴

این مکان یکی از زندان های متعلق به زنان ناراضی مجاهدین بود.سابقه تشکیل آن به پس از عملیات “فروغ جاویدان” بر می گردد.اما پس از آن نیز در انقلاب ایدئولوژیک سال ۱۳۶۸ شمسی بطور فعال از این مکان برای زندانی کردن زنان ناراضی و خواهان جدایی استفاده شد.این محل در قسمت جنوبی “میدان گل ها” و ساختمان محل استقرار یکی از لشگرهای رزمی مجاهدین قرار داشت. کل این  مجموعه با ساختمان ها و انبارهای بزرگ حواشی آن از سال ۱۳۷۳ شمسی به مقر اصلی مدیریت مخابرات”ارتش  مجاهدین” تبدیل شد.

زندان موقت-۵

این محل که برج دیدبانی نام داشت در سال ۱۳۶۹ شمسی برای رسد و آموزش های نظامی اعضای مجاهدین توسط مستشاران و افسران عراقی ساخته شد.محل دقیق آن در چند صد متری شمال مشروع آب شماره ۲ و شرق گورستان مجاهدین(مزار) قرار داشت.مستشاران عراقی از بالای این محل تمرینات نظامی یکان های مجاهدین را رسد و کنترل می کردند.مسئولین اصلی این قسمت عبارت بودند از محسن سیاه کلاه،جواد قدیری،محسن نیک نامی و قباد سعید پور.پس از انتقال تمرینات نظامی مجاهدین به محوطه بیرون پادگان اشرف و “زمین حمرین” ،این مکان به مدیریت پرسنلی و بخش زندان های پادگان اشرف تحویل داده شد.از سال ۱۳۷۳ تا سال ۱۳۷۶ شمسی این مکان بطور موقت به محل زندان افراد ناراضی اختصاص یافت.در این مکان افرادی زندانی می شدند که سرنوشت بعدی آنان نامشخص بود.از سال ۱۳۷۶ شمسی به بعد این مکان به محل تمرین و نگهداری تعدادی از واحد های عملیاتی و تروریستی اعزامی به شهرهای ایران تبدیل شد.

زندان موقت-۶

عقب نشینی مجاهدین از شهرهای سلیمانیه و کرکوک به پادگان اشرف در سال ۱۳۶۵ شمسی اتفاق افتاد. تا آنموقع بخش اصلی و عمده کارهای تدارکاتی مجاهدین در ایران بعهده مجموعه ای از قاچاقچی های مرز غربی ایران بود.پایگاه “جزی” در سلیمانیه عراق قرارگاه اختصاصی قاچاقچی های مجاهدین بود.پس از برچیده شدن آن پایگاه،از “زندان مهمانسرا” و این مکان بعنوان محل نگهداری و پذیرایی موقت قاچاقچی ها استفاده می شد.در این محل از قاچاقچی هایی پذیرایی می شد که مشکل قانونی با دولت عراق داشتند.مجاهدین در کنار روابط عادی با افسران اطلاعاتی صدام ،کارهایی دور از چشم آنان نیز انجام می دادند.بعد ها و در فواصل مختلف زمانی تا سال ۱۳۷۰ شمسی از این مکان بعنوان محل زندان برخی افراد ناراضی مجاهدین که به صورت قاچاق می بایست جابجا شوند استفاده می شد.محل این زندان کوچک در قسمت شمال شرقی پادگان اشرف و درست در زیر یکی از برج های مراقبت ضلع شمال شرقی قرار داشت.

زندان موقت-۷

دراواخر خیابان ۱۰۰ نرسیده به میدان منشور و حدفاصل بین خیابان ۴۰۰ و میدان منشور مکانی وجود دارد که سابقا پرسنلی و بعدها محل استقرار”ستاد تبلیغات” بود.این مکان که در شمال “خیابان امداد” و پشت “بیمارستان ذبیحی” قرار گرفته از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۷۳ شمسی زندان “افراد خروجی” و مدتی بعد”زندان مخفی زنان معترض”بود. برخی مردان و زنان جداشده از مجاهدین زندانیان این محل در پادگان اشرف بوده اند.

زندان ثابت-۸ (زندان اصلی)

این زندان در شمال “مجموعه اسکان” و نزدیک به درب شرقی پادگان اشرف قرار داشت.این محل بزرگترین و اصلی ترین زندان پادگان اشرف و افراد ناراضی درون مجاهدین بود.مسئولیت پروژه ساخت آن با مهدی فتح الله نژاد(بهروز) و جواد برائی(جواد آقا) بود که در اواخر سال ۱۳۶۶ شمسی کلید خورد.در سال ۱۳۶۷ شمسی ساخت آن تکمیل شده و مورد بهره برداری قرار گرفت.این زندان تا سال ۱۳۸۱ شمسی زندانی داشت.دارای ۲ حیاط بزرگ محصور کننده با دیوارهای ۷ متری و بالای آن سیم خاردار حلقوی و ۴ برج دیده بانی در اطراف آن بود.دیوارها و سلولهای انفرادی درون آن با بلوک سیمانی خیلی قوی و محکم ساخته شده بود.ورودی آن یک کیوسک نگهبانی با درب بزرگ آهنی بود که همیشه بسته بود.درخت های زیادی اطراف آن را احاطه کرده بودند.در این مکان سلول یا زندان عمومی وجود نداشت.تمامی سلول ها انفرادی بوده و ابعاد بزرگترین سلول آن حدودا ۲*۳ متر بود.در تمامی سلول ها یک توالت وجود داشت.اما در بسیاری از آنها از حمام خبری نبود.هر یک از سلول های انفرادی یک درب ۲  جداره فلزی قطور با ورق آهنی ۱۲ میلیمتری داشت که به داخل سلول باز می شد.درب سلولها از بیرون با یک کلون فلزی کشویی و ۲ قفل بسته می شد.در ارتفاع ۱٫۵ متری درب ،دریچه ای وجود داشت که نگهبان زندان از آن برای دادن غذای زندانی استفاده می کرد.هر کدام از این سلول های انفرادی دارای یک پنجره جوشکاری شده به حیاط کوچکی بود که دور تا دور آن را مجددا دیوار های بلوکی به ارتفاع ۴ متر محصور کرده بود.داخل هر کدام از این حیاط ها چند درختچه کوچک “گل خرزهره” کاشته شده بود.هیچ وقت برای زندانی هوا خوری وجود نداشت.حتی امکان رفتن به حیاط و تنفس هوای آزاد از زندانی سلب شده بود.تمامی ترددات زندانی از سلول به شکنجه گاه ومحل اعتراف گیری یا بازجویی با ۳ زندانبان مسلح انجام می شد.زندانی از درون سلول با کیسه ای بر روی سر یا چشم بند و دست هایی که از پشت با دستبند قفل شده بود به شکنجه گاه و محل بازجویی یا اعتراف گیری اعزام میشد.در این مسیر که زندانی تا ۱۰۰ متر طی می کرد از چندین راهرو و درب عبور میکرد.با اینکه چپ و راست او را ۲ زندانبان گرفته بودند در هر تردد چند بار زمین می خورد.چشم زندانی در داخل اطاق بازجویی یا شکنجه گاه باز می شد.گاها هم پس از مشت و لگد ، ضربه های ناگهانی و شکنجه اولیه.این زندان اصلی ترین و مخوف ترین زندان درون پادگان اشرف بود که صدها عضو ناراضی سالیان متمادی در آن محبوس و شکنجه شده اند.هیچ صدایی از پادگان اشرف به آن نقطه نفوذ نمی کرد.اما از درون و محوطه اطراف سلول ها صبح ها صدای ناله و شب ها صداهای گوشتخراش فریاد و درد بگوش می رسید.در هیچ سلولی پریز برق یا وسیله برقی در دسترس وجود نداشت.یک لامپ آویز از سقف تنها روشنایی هر سلول بود که شب ها تا صبح روشن بود و طی روز خاموش می شد.ارتفاع سقف سلول بیش از ۳٫۵ متر بود و دسترسی به آن غیر ممکن.روزهای اول زندان ۲ وعده مختصر غذایی در بشقاب پلاستیکی یک بار مصرف تحویل زندانی می شد.بعدها اگر زندانی آرام بود و بلایی سر خود و زندانبان نیاورده بود به ۳ وعده غذایی افزایش پیدا می کرد.برای افراد سیگاری پس از درخواست های فراوان ابتدا روزی یک نخ و سپس روزی سه نخ سیگار می دادند.سیگار را همراه با وعده غذایی بهز ندانی تحویل داده می شد.به زندانی کبریت یا فندک داده نمی شد.به همین دلیل زندانی مجبور بود که با شکم خالی قبل از وعده غذا سیگارش را با فندک یا کبریک زندانبان که جلو دریچه گرفته  می شد روشن کند.هیچ خدمات پزشکی به ز ندانی ارائه نمی شد.برای افرادی مانند من که از کتک و شکنجه درد داشتند و همزمان درد استخوان شکسته قفسه سینه و میگرن نیز بالا می رفت حتی یک قرص سردرد معمولی یا آرامبخش تحویل داده نمی  شد.هر بار هم که به زندانبان میگفتی پشت گوش می انداخت و در مراجعه بعدی با فحش پاسخ درخواست قرص را می داد.زندانبانان بصورت خیلی زننده و آشکار می گفتند که می خواهیم شاهد بجا ماندن پوست و استخوانت باشیم.برای چی باید قرص بدهیم خائن بریده مزدور….اگر خواهر مریم تاکید نکرده بود حتی غذا هم نمی دادیم.پس از قول زندانیان متشکریم “خواهر مریم”!

من خود چند ماه  در این زندان،زندانی و شکنجه شده ام.مهدی ابریشمچی ،حسن نظام الملکی ، مهوش سپهری،بتول رجایی،فهیمه اروانی و گیتی گیوه چین یان زاده از شکنجه گران من در این زندان بودند.اینها بودند که با چشم بند ضربه ها ی ناگهانی و شوک وارد می کردند.اینها بودند که در برابر آدم اسیر و تنهایی مانند من زیر مشت و لگدشان آرزوی مرگ می کردم.اینها بودند که از روی پلک هایم خودکار و مداد را فرو می کردند تا چشم هایم را از دست بدهم.اینها بودند که روی چشم ام با مشت می کوبیدند.اینها بودند که همزمان لابلای تمام انگشت هایم خودکار گذاشته و آنقدر می فشردند که خون ا زانگشت های له شده ام بیرون بزند.و …. .زندانبانان من نیز عبارت بودند از ؛سید صادق سادات دربندی(عادل)،مجید عالمیان،علی خلخال،حسن عزتی (نریمان) و بهرام جنت سرایی (مختار).

زندان ثابت -۹

این زندان در سال ۱۳۶۸ شمسی ساخته شده و تا سال ۱۳۸۱ شمسی در دست بهره برداری بود.از نظر ابعاد و سلول بندی شباهت زیادی به “زندان ثابت-۸” دارد.با این تفاوت که این مکان ابتدا به زنان ناراضی و خواهان جدایی اختصاص داشت و سپس به محل اسارتگاه ناراضیان جوان و نفراتی که سابقه تشکیلاتی کم داشتند تعلق گرفت.پس از انقلاب ایدئولوژیک از این مکان بعنوان زندان افراد معترض به انقلاب ایدئولوژیک استفاده شد.از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۳ شمسی تعداد زیادی از افراد خواهان جدایی که به کردکشی مجاهدین اعتراض کرده بودند در این مکان زندانی بودند.محل دقیق این زندان در ضلع جنوب شرقی پادگان اشرف و در جنوبی ترین قسمت مجموعه اسکان است.ظرفیت این مکان بین ۳۰۰-۲۰۰ زندانی بود.

زندان موقت-۱۰

این مکان در جنوب “انبارهای مسقفات” و ضلع جنوب غربی پادگان اشرف قرار گرفته بود.شکل آن به اماکن استقرار نفرات شباهت زیادی داشت.از این مکان طی سال های ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۷۲ شمسی برای ایزولاسیون و نگهداری “اسرای پیوسته به مجاهدین” استفاده می شد.پس از آن تبدیل به محل استقرار یک لشگر رزمی مجاهدین شد.

زندان ثابت اسرا-۱۱

این مکان که در اواسط خیابان ۶۰۰ و روبروی “مشروع آب شماره ۳” واقع شده بود، از سال ۱۳۶۶ شمسی توسط یکان تاسیسات مجاهدین در پادگان اشرف ساخته شد و تا سال ۲۰۰۳ میلادی زندانی داشت.این محل اسارتگاه نظامیان ارتش جمهوری اسلامی بود که در عملیات های مرزی توسط یکان های نظامی مجاهدین اسیر شده و به پادگان اشرف منتقل می گردیدند.۲ لایه دیوار حفاظتی به ارتفاع ۷ متر با سیخک های عمودی یک متری و سیم های خاردار حلقوی بالای دیوار ، مجموعه زندان را  که در وسط آن قرار گرفته بود محصور می کردند.این زندان با ۴ پست دیدبانی مسلح در ۴ گوشه محوطه به ارتفاع ۱۲ متر و ۲  پست نگهبانی در محل درب ورودی از آن حفاظت می شد.بجز مسئولین زندان ورود و خروج به این محل تقریبا غیر ممکن بود.مسئولیت آن با مدیریت پرسنلی و بخش زندان ها بود که توسط سید صادق صادات دربندی ،حسن نظام الملکی،نادر رفیعی نژاد،حسن حسن زاده محصل،سهیلا صادق،بتول رجایی و دیگران … فرماندهی،کنترل و اداره می شد.سلول ها ،ساختمان اصلی ،برج های نگهبانی و دیوارهای بسیار بلند آن در سال ۲۰۰۳ میلادی قبل از ورود نیروهای آمریکایی به پادگان اشرف توسط لودرها و بولدوزرهای یکان مهندسی تخریب شد تا هر گونه آثاری از گذشته این مکان از بین رفته باشد.این زندان بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ زندانی ظرفیت داشت.

زندان موقت-۱۲

این مکان زندان مخفی زنان معترض و جدایی خواه بود.محل دقیق آن روبروی ضلع شرقی “انبارهای مسقفات”در انتهای “لشگر جلیل” بود.دیوارهای بلند که روی آن سیم خاردار حلقوی تعبیه شده بود همراه با درخت های بسیار بلندی که دورتادور آن را احاطه کرده بودند مکان فراموش شده ای را برای زندانی کردن افراد معترض درون مجاهدین تدارک دیده بود.طی سال های ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۰ شمسی این مکان زندانی داشت.این زندان در ۱۰۰ متری شمال “لشگر جلیل” قرار داشته و دور از اماکن و مسیر تردد معمول بود.

زندان های معروف سال ۱۳۷۳ شمسی

مجموعه اسکان –زندان سال ۱۳۷۳-۱

مقر لشگر ۱۱ – زندان سال ۱۳۷۳-۲

قلعه محمود قائمشهر-زندان سال ۱۳۷۳-۳

سازمان مجاهدین از اواخر آذ رماه ۱۳۷۳ شمسی بر اساس یک طرح بزرگ اقدام به جمع آوری و زندانی کردن افرادی نمود که از سال ۱۳۶۷ شمسی وارد عراق و پادگان اشرف شده بودند.بر اساس آمار و ارقامی که تا کنون افراد جداشده گزارش کرده اند در این دوران نزدیک به ۷۰۰ نفر با بهانه تدارک برای عملیات نهایی از یکا نهای نظامی و پشتیبانی جدا شده و به مجموعه اسکان ،مقر لشگر ۱۱ و قلعه محمود قائمشهر منتقل گردیدند.

پیش از این اطلاعیه ای به همین دلیل از طرف ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش در تمامی یکا نهای مجاهدین برای اعضاء و فرماندهان قرائت شد.تیتر اطلاعیه اینچنین بود؛” افرادی که از سال ۱۳۶۷ شمسی به بعد وارد سازمان شده اند برای عملیات یا پشتیبانی از عملیات در داخل ایران درخواست کتبی داده و تقاضا نامه رسمی پر کنند.”

چند روز بعد مجددا بخشنامه ای قرائت شد که برای رد یابی و بررسی تقاضا نامه ها کلیه افراد به محل دیگری منتقل می شوند.در زمانی کمتر از یک هفته نزدیک به ۷۰۰ نفر به “مجموعه اسکان” ، “مقر لشگر ۱۱” و “قلعه محمود قائمشهر” منتقل شدند.

این افراد از طرف مسئولین پیشبرد پروژه و در بدو ورود، مورد اتهام نفوذی و جاسوسی برای جمهوری اسلامی قرار گرفته و پس از بازجویی های اولیه زندانی شدند .بدون استثنا تمامی افراد  نزدیک به ۴ ماه در این زندان ها زیر شکنجه های شدید قرار گرفتند.پرویز احمدی و تعدادی دیگر در این دوران و زیر شکنجه به قتل رسیدند.تعدادی از افراد جداشده که در همان سالها زندانی همین زندان ها بودند پس ازورود به اروپا راجع به این مسئله گواهی و شهادت میدهند.برخی از این افراد صحنه کشته شدن پرویز احمدی ،قربانعلی ترابی و … را در سلول خونین  مشاهده کرده اند.

از ۲۵ فروردن ۱۳۷۴ تا اواسط اردیبهشت ۱۳۷۴ شمسی دسته دسته از این زندانی ها را سوار خودرو نظامی کرده و از پادگان اشرف به پایگاه پارسیان واقع در جاده ابوغریب نزد مسعود رجوی بردند.مسعود رجوی طی چند روز نشست با هر کدام از این گروه ها ضمن تاکید بر اینکه نفوذی های زیادی در طی این مدت شناسایی و دستگیر شده اند که با اسلحه کمری و بمب قصد کشتن او راد اشته اند.پس از آن نیز با گرفتن تعهد کتبی از تک به تک افراد آنها را به یکان های رزمی یا پشتیبانی مجاهدین واقع در پادگان اشرف منتقل می کنند.تعداد معدودی از این افراد که خواهان بازگشت به پادگان اشرف نبودند همانجا تصفیه شده و به دست نیروهای امنیتی صدام حسین سپرده می شوند که تا کنون از سرنوشت آنان خبری در دست نیست.

بعدها سازمان مجاهدین خلق طی گزارش عملیات های مرزی در نشریات مختلف مجاهد اعلام می دارد که این افراد طی درگیری با ماموران جمهوری اسلامی کشته شده اند.مجاهدین تا کنون راجع به زندان های سال ۱۳۷۳ شمسی سکوت کرده و آن را رد یا تایید  نکرده اند.همچنین محل دفن این قربانیان نیز پنهان بوده و تاکنون اعلام نگردیده است.

بر اساس گزارشات افراد جداشده از سازمان افرادی که مستقیما در این پروژه دست داشته و اقدام به شکنجه یا بازجویی از زندانیان نموده اند عبارتند از؛”سید صادق سادات دربندی، مجید عالمیان،علی خلخالی،حسن عزتی،بهرام جنت سرایی ،حمید یوسفی،حسن رودباری،علی اصغر قدیری،فاضل موسوی،حسن حسن زاده محصل ،نادررفیعی نژاد،محسن امینی،محمد رضا محدث،فهیمه اروانی،سپیده ابراهیمی،پرویز کریمیان،محبوبه جمشیدی،معصومه ملک محمدی،رقیه عباسی،سعیده شاهرخی،حمیده شاهرخی(افسانه)،مهری حاجی نژاد،گیتی گیوه چین یان زاده،محمد شعبانی(باقر)،عذرا علوی طالقانی(سوسن)،لیلا دشتی، زهرا توکلی(نصرت)،فریدون سلیمی ، حسین فرزانه سا… و تعدادی دیگر.”

در بین مجاهدین و افراد جدا شده از سازمان،این مجموعه از زندان ها که در سه نقطه پادگان اشرف قرار داشت  به مجموعه زندان های سال ۱۳۷۳ شمسی معروف است.

*لازم به یادآوری است که علاوه بر مورد فوق،مجموعه اسکان بین سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ شمسی زندان افراد معترض به انقلاب ایدئولوژیک و کردکشی مجاهدین نیز بود.چند صد نفر از اعضای مجاهدین در این مجموعه ها طی همان سال ها زندانی و ایزوله شده بودند که بعد ها بخشی از آنان به ابوغریب،رمادی و زندان اصلی سازمان در پادگان اشرف منتقل شدند.

مسئولین،زندانبانان و شکنجه گران زندان های پادگان اشرف

مسئولین مستقیم و زندانبانان اصلی پادگان اشرف عبارت بودند از؛”سهیلا صادق”،”ابوالقاسم رضایی(محسن)”،” سید صادق سادات دربندی (کاک عادل)”،”مجید عالمیان”،”علی خلخالی”،”حسن عزتی(نریمان)”، بهرام جنت سرایی(مختار) وعلی امامی”.

اما در کنار کادر اصلی زندان،افرادی از فرماندهان و مسئولین قسمت های مختلف مجاهدین بودند که در بازجویی،شکنجه و اداره زندان ها همکاری مشترک و نزدیک داشتند. این افراد عبارت بودند از؛” بتول رجایی”،”جلال منتظمی(کاک جعفر)”،” محمد حیاتی(کاک سیاوش)”،”مهدی فتح الله نژاد(کاک بهروز)”،”مهدی برائی(کاک احمد واقف)”،”ابراهیم ذاکری(کاک صالح)”،”حسین ابریشمچی”،”مهدی ابریشمچی(شریف)”،”محسن سیاه کلاه(کاک صمد)”،”مهوش سپهری(نسرین)”،”حسین ربوبی”،”محمد علی جابرزاده انصاری”،”نادر رفیعی نژاد”،”فرهاد الفت(کاک منوچهر)”،”امید برومند(ناجی)”،”احمد حنیف نژاد(کاک یونس)”،”حسن حسن زاده محصل(کاک جلال)”،”قدرت الله  حیدری(کاک قدرت)”،”علی خدایی صفت(ادیب)”،” محمد رضا منافی(کاک فرهاد)”فرید کاسه چی(یحیی)”،حسن نظام الملکی و …

پایان

 

 

لینک ویدئوها در یوتیوب

Gozary bar Asmane Ashraf – Part .1

http://www.youtube.com/watch?v=dSmvSLXC06c&feature=plcp

Gozary bar Asmane Ashraf – Part .2

http://www.youtube.com/watch?v=Rtmb383YaEU&feature=plcp

Gozary bar Asmane Ashraf – Part .3

http://www.youtube.com/watch?v=CpYhRSBlBMM&feature=plcp

Gozary bar Asmane Ashraf – Part .4

http://www.youtube.com/watch?v=6sSKo_le4qQ&feature=plcp

Gozary bar Asmane Ashraf – Part .5

http://www.youtube.com/watch?v=72uLfpZSjQ0&feature=plcp

Gozary bar Asmane Ashraf – Part .6

http://www.youtube.com/watch?v=ptoHRyTKS8w&feature=plcp

Gozary bar Asmane Ashraf – Part .7

http://www.youtube.com/watch?v=bqzpdn_08qg