
جواد فیروزمند
javadfirozmand@yahoo.co.uk
2008/10/10
فحاشی و ترور شخصیت ، محصول کدام ایدئولوژی است!؟
تابلو درخشان "مجاهدین خود پادگان اشرف را برچینند"! آنچنان زیبایی خیره کننده ای از شجاعت کلام فرخ نگهدار در صحنه سیاسی ایران و نیروهای اوپوزیسیون بنماش گذاشت که بعنوان بهترین و مناسب ترین راه کار، برای آزادی افراد دربند پادگان اشرف به ثبت رسانید.
گزینه های این راه کار از جمله دعوت مجاهدین به گفتگو،تعامل و تعمق منطقی و سیاسی برای برچیدن پادگان اشرف و تحول در شیوه های مبارزه ، یک نگرش فلسفی نبوده بلکه یک عمل راهبردی و کلان است.
عملی که خارج از شعر و شعارهای مرسوم، نشان می دهد حیطه بازی مجاهدین پس از مرگ و سقوط صدام حسین کیفا محدود شده و میتواند افراد مبتلابه داستان فاجعه ساز مجاهدین را نجات دهد.
اما واکنش های کودکانه و مغرضانه مجاهدین با نواختن طبل های فحاشی از زبان و قلم مشتی قداره بند سیاسی در برابر این راه کار نشان داد که رهبری سازمان مجاهدین نه تنها متحول شدنی نیست ، بلکه برای اثبات منیت و فردیت سکتاریستی ، لجام گسیخته تر از هر دورانی به هتک حرمت و ترور شخصیت آگاهان و دلسوزان می پردازد.
البته که این حرکت،سابقه دار است و برای ما که سالیان درازی با منش و خوی رجوی از نزدیک آشنا هستیم ، دور از انتظار نبود.
در فحش نامه های آقایان ؛ کریم قصیم،مهدی سامع ،رحمان کریمی و دیگر همراهان رجوی،کمتر پاراگرافی می توان پیدا کرد که رکیک ترین و زشت ترین فحش ها نثار آقای نگهدار نشده باشد.چه بسا که در باغ وحش و فرهنگ پرورده آنان اگر سلاح و بمبی در دسترس بود حتما و الزاما می توانست به ترور و حذف فیزیکی آقای نگهدار نیز بیانجامد.
اینست فرهنگ دیالوگ و منطق رجوی!
اینان، همان الگوهای منتخب دستگاه فرسوده و ایدئولوژی توتالیتری رجوی است .همان هایی که سالیان سال است رجوی کوشیده و می کوشد بشارت آمدنشان را به چشم و گوش مردم بینوا فرو کند.وای بحال مردم!!!
دریدگی نگارندگان و توپ چی های خانه نشین رجوی ، مسلخی را به ساز و برگ آراسته اند که لات های چاله میدان شهر هرت هم باید در قدمگاهشان لونگ بیاندازند.به این جملات نگاه کنید؛
از رحمان کریمی:
"و بدين دليل است که يک آبروباخته سياسي کار مثل «فرخ نگهدار » که، در حمام تبليغاتي رژيم، لخت و پتي و بدون لـُنگ وپوشش به صحنه آمده و با دو مقاله بس وقيحانه آرزوي ديرين رژيم را به قلم آورده است."
"از حيث توضيح حقوق حقه ساکنان شريف و دلاور شهر اشرف و پاسخگويي به «آخوند نگهبان» آقاي دکتر کريم قصيم با قلم تواناي خود پيشقدم شدند و مخلص مسأله را از زاويه ديگر نگاه مي کنم."
"در حال مورد بحث ما، خودباخته يي ست که سياست را براي خود هم حرفه کرده است و هم مشغوليات و هم وسيله جلوه فروشيهاي از ياد نارفتني . اشاره به عنصر معلوم الحال و نمدمال کارگاه احمق پروري امت هنوز در صحنه خارج کشورکه نام «فرخ نگهدار» را که به ميراث برده است آن قدر لوث کرده که بايدش گفت : «آخوند نگهدار» ."
و دیگر...
از مهدی سامع:
"...آيا اين شيوه برخورد با «جنبش مدني» نشان از يک بام و دو هواي فرصت طلبانه و رذيلانه نيست؟"
"طي چند سال گذشته فرخ نگهدار در هر فرصتي که به دست آورده و حتي در مواردي بدون قافيه به لجن پراکني عليه مجاهدين خلق دست زده است و در مقابل و به رغم دروغهايي که سربندي کرده جوابي دريافت نکرده است."
و در ادامه ،جناب چریک خلع سلاح شده در قسمتی علنا اقدام به تهدید فرخ نگهدار کرده و چنین می فرمایند؛
"لابد فرخ نگهدار اين خويشتنداري را حمل بر ضغف کرده که اکنون اين گونه بي محابا و بدون دنده و ترمز به ميدان آمده است."
"...وي نه يک مدافع و پايبند به قوانين مدرن در جهت مبارزه مدني، بلکه سياست بازيست که براي اهداف خود حاضر است تعهد به ميثاقهاي بين المللي در دفاع از حقوق انسانها را زير پا بگذارد و هم چون عمله و اکره ولايت خامنه اي، اين قانون شکني و اين عدم تعهد به تلاشهاي چند نسل از انسانهاي پيشرو را به سخره بگيرد."
"...براي همين به باندهاي درون رژيم پيام مي دهد که تحت هيچ شرايطي از ضديت و خصومت با مجاهدين کوتاه نخواهد آمد. بديهي است که اين خط مشي هيچ ربطي به اصلاح طلبي و طرفداري از رفرم و مبارزه مدني و مدرن نداشته و تنها در نقش يک پادوي دست چندم براي حاکميت کاربرد دارد."
و دیگر...
از کریم قصیم:
"...دفعتاً این « َرجُل»، بارکش غول بیابان شده و درجهت معکوس به شعارها و خواسته های رژیم کولی می دهد..."
"...دراین بین ناگهان یک موضعگیری خاص بیرون زد، که نمی توان محتوای آن را به سکوت و مسامحه پشت گوش انداخت و به حساب اختلاف سیاسی و فکری گذاشت و گذشت. نویسنده ( فرخ نگهدار) زیرنقاب خاتمی گونه "عدم خشونت"، صاف و پوست کنده ساز رژیم را کوک کرده شعار « انحلال اشرف » را جار می زند!"
"همین جا بگویم که هرآینه این نوشته درکیهان رژیم و مثلاً به امضای حسین شریعتمداری درمی آمد، باری، به جهت پلشتی و ناکسی (دریک کلام رذالتی) که درآن موج می زند، ظرف و مظروف را متناسب و درخور می یافتم."
"فرخ نگهدارهم که بارها خود را یک َرجُل سیاسی پنداشته ، به بوش و این و آن « نامه» نگاشته و اظهارلحیه کرده، باید بداند سوای این ادا و اطوارها، اشخاص و مدعاهایشان درست سرهمین بزنگاههای حساس محک می خورند. او با همین ُرقعه رذالت که در«کاراکثریت،20 سپتامبر» به چاپ رسانده ، آشکارا نشان داده نه یک َرُجل، که حتی « ُرجَیل سیاسی » هم به حساب نمی آید."
و دیگر...
اگر به چهره ، سن و سال و اسم و رسم این اشخاص نگاه نکنید ، فکر میکنید که با تعدادی بچه سرتق دهن دریده لات و سوسول چاله میدان مواجهید.در صورتیکه هر کدام از این "زیبا رویان"،مدعی،مبشر و خود فراخوانده هایی هستند که برای رهایی مردم ایران از سلطه جمهوری اسلامی بوق و کرنا سر می دهند.
اما جرا!؟
موضوع پیچیده ای روی میز قرار ندارد.
فرخ نگهداربا اندیشه ای ژرف ، واقع بینانه و آینده نگر،راه حلی ارائه کرده است که رهبری مجاهدین را از ادامه بازی های سیاسی سرجان بیش از 3000 عضو مجاهدین در پادگان اشرف خلع سلاح نموده است.او می گوید تا دیر نشده ؛ " ارتش آزادیبخش را منحل کرده" و "خود پادگان اشرف را برچینید!"
رهبری مجاهدین برای نباختن قافیه و ادامه بازی با جان افراد و نپذیرفتن هیچ راه حل و ابتکار جدیدی از طرف دگر اندیشان ، شخصیت های سیاسی مستقل و آینده نگر، فرخ نگهدار را دم تیغ فحاشی و تهدید قداره بندان سیاسی قرار داده است تا میدان را خالی کند.
البته در حرکتی عمیق تر باید گفت که راه حل فرخ نگهدار و خود فرخ نگهدار برای رهبری مجاهدین بهانه است.آنها با ترور شخصیت و فرهنگ فحاشی و دریدگی زبان ، می خواهند مانع از تشکل یک کمپین مردمی و ورود سایر شخصیت ها، احزاب،سازمان ها و تشکلات حقوق بشری به این میدان شوند.چرا که راهبرد فکر و ایدئولوژی رجوی و مجانین خانه نشین ایشان در این است که "هر که با ما نیست بر ماست!" پس نابود باد!
باید دید در چنین میدانی که ورود هیچ عنصر آگاه،آزاد،دلسوز،مستقل و آینده نگر به آن مجاز نیست، رهبری مجاهدین می تواند قربانگاه دیگری برای اعضاء دربند خود خلق کند!؟
مطالبه ایدئولوژی رجوی و فرهنگ قداره بندی او و همراهانش ،چنین تابلویی است.
راه حل:
باید وارد این میدان شد!مجاهدین و اوورسوراووآز نشیان را وادار به ترک اعتیاد کرده و افراد دربند پادگان اشرف را نجات داد.