
رجوی،13 آبان و طلسم اختناق
2009/11/06
جواد فیروزمند
بیست و هشت سال پیش تئوری "جنگ شهری" و مراحل "شکستن طلسم اختناق" در بین اعضاء مجاهدین آموزش داده می شد.در آن ایام اصلی ترین شاخص استراتژی تدوین شده آقای رجوی برای سرنگونی جمهوری اسلامی در "جنگ شهری"(جنگ چریک شهری)؛ "شکستن طلسم اختناق" بود.رجوی معتقد بود که با اعزام و نفوذ واحد های عملیاتی از عراق به عمق شهرهای بزرگ و زدن پادگان ها و مراکز حساس دولتی و ترور"سرانگشتان و ایادی جمهوری اسلامی" در خیابان ها، مهر ترس و سکوت را شکسته و مردم را در همراهی با عناصر مسلح مجاهدین وارد اعتراضات خیابانی کرده و" طلسم اختناق" را با چند رشته حرکت مسلحانه خیابانی خواهد شکست.با شکستن "طلسم اختناق" مردم بجان آمده همانند قیام 22 بهمن 1357 پادگان ها و مراکز حساس را اشغال کرده و جمهوری اسلامی را در قیام خیابانی سرنگون خواهند کرد.
از سال 1366 و با تشکیل "ارتش آزادیبخش" در عراق این تئوری دستخوش تغییرات جدی شد.فلسفه عملیات موسوم به "فروغ جاویدان" عملکرد تحول یافته این تئوری بود.
در این تئوری جدید که "جنگ آزادیبخش "نام گرفت، عملکرد چریکی و جنگ شهری نفی شده و جمهوری اسلامی را می بایست ارتش آزادیبخش از خاک عراق سرنگون کند.
رجوی با الگوبرداری از برخی کشورهای بلوک شرق سابق و آلمان نازی ، معتقد بود ؛"ارتش آزادیبخش" که در خاک بیگانه تشکیل شده است با آرایش جنگ کلاسیک و با تئوری"جنگ برق آسا" گام به گام خاک خودی را تصرف کرده و با "استفاده از موفقیت"(برگرفته از تئوری تهاجم ارتش صدام)- (یعنی سربازگیری و بکارگیری مردم آزاد شده منطقه در سلسله مراتب ارتش آزادیبخش) به سمت تهران پیشروی کرده و پس از حمله به مراکز نظامی- دولتی و شکست نیروهای جمهوری اسلامی، ایران را آزاد کرده و خانم رجوی را بر دوش خود روی تخت ریاست جمهوری ایران خواهد نشاند.
اولین کاربرد عملی این تئوری در عملیات موسوم به "فروغ جاویدان" با شکست جدی مواجه شد.بیش از 1800 کشته و 3000 زخمی از مجموع نیروی 6500 نفره مجاهدین محصول این آزمایش جنون آمیز بود.چیزی که تکرار آن تحت عنوان "عملیات فروغ جاویدان 2" تا هنگام خلع سلاح شدن آنان توسط نیروهای اشغالگر آمریکایی از رویاهای آقای رجوی خط خورد.
اما اکنون در پیام "13 آبان"* که با زبان لمپنی و بسیار شنیع نگاشته شده ، آقای رجوی با یک کشف جدید روی تئوری های سابق (که تنها راه رهایی مردم ایران قید می شد) خاک پاشیده و دل در گرو حرکت های مردمی درون حاکمیت جمهوری اسلامی نهاده است.بطوریکه با چند رشته حرکت اعتراضی در درون حاکمیت از سوی هواداران آقای موسوی "طلسم اختناق" را شکسته و "اعتلای انقلاب دموکراتیک مردم ایران" را نوید می دهد.
" جهانیان صدای درهم شکستن طلسم ولایت را به وضوح شنیدند و پیام سرنگونی استبداد دینی و پیروزی محتوم ملت ایران را با رود خروشان شهیدانش دریافتند."
ایشان قبل از اینکه سکه را بنام خود ضرب کنند ابتدا باید توضیح دهند که "هسته ها و نیروهای انقلاب دموکراتیک" قید شده در کجا تشریف داشته و چگونه و با رهبری چه جریانی و با تفنگ و مسلسل کدامیک از "پیشمرگه های مجاهد خلق" توانسته اند "طلسم اختناق را به نفع "مهر تابان ایران زمین" شکسته و زمینه های جلوس ایشان را در ایران فراهم نمایند!
با مروری بر سیر تحولات انتخابات ریاست جمهوری ایران ، اعتراضات و حرکت های مردمی که در 13 آبان نیز نمود پیدا کرد از دیدگاه رهبران اصلاح طلب (خاتمی،موسوی و کروبی) در درون حاکمیت و پذیرش چارچوب های نظام صورت گرفته است.لذا این یک رفتار ناشیانه و شیادانه است که رهبری مجاهدین با دست شستن از تئوری های "جنگ شهری"و "جنگ آزادیبخش" به گدایی از کیسه مردم نشسته و رویای مالخود کردن تمامیت آن را در سر می پروراند.حسرتی که با نام گذاری پر تمطراق بر روی حرکت های مردمی در اطلاعیه هایی که فقط به زبان فارسی منتشر می شود و همراهی نمایی با مردمی که از آنان منزجر هستند می خواهد دلچسب جلوه دهد.
فارغ از اینکه موضوع حرکت های مردمی در ایران هیچ ربطی به ایشان و سازمان تحت رهبری شان نداشته ،انزجار مردم ایران را در طرد همه جانبه که در سراسر جهان به نمایش گذارده شد از آنان نشان می دهد.
بنابر این آقای رجوی اول نقطه خود را تعیین کنندد.مشخص نمایند که در کجای ارتباطات ، نحوه اداره ،فرماندهی و پیشبرد اینگونه "قیام" ها قرار دارند؟وگرنه یک مشت هارت و پورت نوشتاری و فحش و فضیحت لمپنی که فقط در چاله میدان های ایام "شاه فقید" یافت می شد نیازی به شکسته نفسی ایشان بعنوان "رهبری نوین مردم ایران" نداشته و نخواهد داشت!
اگر حرکت های مردمی در ایران برای آزادی بیشتر، توسعه عدالت و مبارزه با هر گونه استبداد صورت می گیرد،طبعا ایشان و سازمانشان با در نظر گرفتن گذشته مشعشع خود نه تنها مقبولیت ندارند بلکه مورد مواخذه،تحکم و سئوال جدی نیز قرار دارند.ایشان نباید زیاده از حد رومانتیک فکر کنند .چرا که مردم ایران(از سبز ، قهوه ای و از سیاه تا قرمز) خیانت،جنایت و وطن فروشی او و رهبران مجاهدین را فراموش نکرده اند.بنابر این سالیان بسیار زیادی است که مهر ابطال خورده و هیچگونه بختی برای سهیم شدن در توانایی های مردم ایران ندارند.
آقای رجوی با گریزی بر تظاهرات 13 آبان و کیفور شدن از نشئه خیالپردازی های بی ربط به آن و با پس گرفتن تمامی تئوری بافی های سابق خود که هزاران نفر را با همین مزخرفات به کشتن داده یا به قتل رساند،وحشت بسیار زیادی را در پیام خود به نمایش گذاشته است؛
وحشت از فروپاشی مطلق "اشرف نشینان"،وحشت از آینده عراق و سرگردانی نیروها ، وحشت از انزوا و عدم مقبولیت در نزد طرفین معامله و غرب(بطور خاص آمریکا)،وحشت از جداشدگان،وحشت از نفوذ ارکان و عواطف خانواده ها به ساکنان پادگان اشرف،... بگونه ای که انتهای راه طی شده را به زانو زدن در برابر رژیم،بالابردن پرجم ندامت و تسلیم متصور می شود.
" هدف از لجن پراکنی و سانسور در تلویزیون حکومتی عراق علیه مجاهدان اشرف، هدف از دروغپردازیهای دیوانهوار یک دوجین مشاور و مقام امنیتی، هدف از بهکار گرفتن بریده مزدوران برای زمینه سازی و توجیه کشتار اشرفیان، هدف از تحت فشار قراردادن و تهدید و تطمیع و گروگان گرفتن خانوادهها برای اینکه به سبّ و لعن فرزندان و خویشاوندان خود تن بدهند و مخصوصاً هدف از هرگونه جابهجایی مجاهدان شرف در داخل عراق، هیچ چیز جز سرکوب و انهدام نیروی محوری اپوزیسیون ایران و جز زدن و بستن و استرداد و کشتن مجاهدین نبوده و نیست. مگر اینکه مجاهدین در برابر این رژیم زانو بزنند و پرچم ندامت و تسلیم بالا ببرند."
اما ذلت آقای رجوی "استکبار ستیز"! در پیام موسوم به 13 آبان وعجز و لابه او در برابر نیروهای آمریکایی وقتی به اوج می رسد که ملتمسانه می گوید؛" تنها راه مؤثر، حفاظت بينالمللى و بهرسميت شناختن يك موقعيت حقوقى خاص و موقت براى اشرف است تا از اساس ميدانى براى فشارها و دخالتها و جنايتهاى ديكتاتورى سياه حاكم بر ايران باز نباشد."
چگونه می شود با آن همه قدرت و توانایی رزمی،پشتیبانی و مال و ثروتی که آقای رجوی در اطلاعیه اخیر از آن نام برده و داعیه فرا گیر بودن مجاهدین و جلوس قریب الوقوع خود بر تخت رهبری ایران را بشارت می دهد ، اینچنین با تاخت و تاز به خانواده های طالب دیدار در تنگنای سردرگمی و ناتوانی دست به دامان غرب ، بازمانده های حزب بعث و نیروهای آمریکایی می برد تا از آنان حفاظت و حمایت نمایند!؟
پیام 13 آبان آقای رجوی که با مبارک باد نا معلوم ایشان برای پیروزی پیاپی در عرصه های داخلی و بین المللی مجاهدین مزین شده، از یک طرف نشانگر پیوند ناگسستنی با عناصر ضد ایرانی حزب بعث و از طرف دیگر وحشت روزافزون در رسیدن به انتهای راه در عراق و اروپا است.
سخن از پذیرش یا عدم پذیرش نیروهای مجاهدین در کشورهای اتحادیه اروپا یا آمریکا نیز اقرار به خیانت و شکست تمامی اعمال و سیاست های 30 سال گذشته آنان در ایران،عراق و سراسر جهان است.
بنابر این با پیشکش کردن سرنگونی ، آقای رجوی به چند سئوال تاریخی باید پاسخ دهند:
1.چرا با چنین اقرار به شکستی گذشته خود را نقد نمی کنید؟
2.چرا اعلام نمی کنید که رفتن به عراق خطا و خیانت بوده و در کنار صدام زائده ای از جنگ عراق و ایران بوده اید؟
3.چرا اعلام نمیکنید که استراتژی جنگی مجاهدین در عراق، از 7 سال پیش با سقوط صدام به آخر خط رسیده و شکست خورده است؟
4.مجاهدین پس از خلع سلاح در عراق چه میکنند؟
5.رابطه شما و سازمانتان با ارگان های جاسوسی بین المللی بطور خاص اسرائیل و آمریکا چیست؟
6.عراق به شما چه؟
7.چرا سازمان مجاهدین خلق ایران را منحل اعلام نمیکنید؟
.............................................................
* پیام 13 آبان رجوی
http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=423:----13------&catid=9:2009-09-22-08-59-17&Itemid=52
http://www.iran.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=48796