
رویاهای یک مجاهد فرانسوی!
2
2009/10/18
جواد فیروزمند
ارائه لقب "مقاومت" یا "تنها مقاومت مردمی" به فرقه ای که با هزینه اقتصادی-امنیتی مردم فرانسه و ... در" اوور" جا خوش کرده اند رونمایی از مشتی آرزوی برباد رفته بیش نیست.
اگر اکازیون 15 ساله آقای ایو بونه مسیری رو به رشد داشت ، امروزه می بایست شاهد پیشرفت و بالارفتن سرمایه گذاری روی مجاهدین می بودیم که چنین نبوده و نیست و نخواهد بود!
خود آقای ایوبونه نیز در چند ماه اخیر شاهد تحولات ایران بوده و هستند.و دیدند که در همین خارجه و در همین جا که بالارفتن از دیوار دموکراسی برای هر فردی امکانپذیر است ، مجاهدین در بین مردم حضور نداشته و در صورت حضور نیز با نفرین و طرد همراه بودند.لذا جای تعجبی باقی نمی ماند که ایشان ذکر گویان چیزی باشد که بالابلندتر از او مجاهدین گفته و از گذشته ای نه چندان دور بسیار تکرار کرده اند!
اما سئوال اینجاست که آیا آقای ایوبونه از روی عدم هشیاری به رویا سازی های مجاهد گونه می پردازد؟یا از روی خیر و مصلحت اندیشی برای مردم ایران است؟این را باید خود ایشان پاسخ دهند ولی چیزی که ما می بینیم و استنباط می کنیم شباهت زیادی به لجاجت یک قمار باخته دارد.و این دقیقا وجه مشترک ایشان با آقا و خانم رجوی در قبال مسائل سیاسی و اجتماعی ایران است.چیزی دور تر از آنچه که ما ایرانیان آن را هزیان گویی می نامیم.
اما بر می گردیم به اصل مطلب، آقای ایو بونه در سخنرانی اخیرش می گوید؛
"واقعهيى كه در اشرف رخ داد بهطور ترديد ناپذيرى شوراى ملى مقاومت ايران را در صف مقدم قرار داد و آنرا بهعنوان ارگان متحدكننده تمامى اين مقاومت بارز كرد."
بیایید انگشت اتهام را به سوی مردم ایران،جنبش و سیاسیون ایرانی بگیریم.چرا که جملات ذکر شده فوق نه تنها قابل هضم نبوده بلکه منجر به گم کردن نقطه و ایستگاه خود ایشان می شود.
رهبران مجاهدین انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کردند اما 40.000.000 رای دهنده در ایران وسراسر جهان پای صندوق ها رفتند. تمام جهان به عدم حضور و عدم جایگاه مجاهدین در این تحولات پی بردند ولی اینکه چگونه می شود ایشان "شورای ملی مقاومت" را "جلودار حرکت های مردمی" و "متحد کننده" آن دیده حتما استدلالی از "غیر" داشته است.همان "غیر"ی که رجوی نیز در همیشه تاریخ به آن پناه می برد.بنابر این آقای ایوبونه باید پاسخگوی انتظارات شنوندگان نیز بوده و تنها نزد قاضی نروند و بعبارتی باید بگویند که چنین تقدمی را در صف مبارزات مردمی کجا دیده و آن را چگونه و با چه نرخ مردم پسندی بیان می کنند!؟
بهتر است مسائل مربوط به انتخابات ریاست جمهوری ایران و هزینه تعامل یا تعارض آن را به مردم ایران و ایرانیان متعهد واگذار کرد!چرا که خواب نما شدن برخی خوش نشین لاف زن تاثیری در روند حرکت اجتماعی مردم ایران ندارد.
اما در این میان بنظر نمی رسد که 15 سال سابقه همکاری آقای ایوبونه با مشتی دروغگوی عوامفریب، راهی بیش از این طی کند.چه بسا که پس از این همه تحولات آزادیخواهانه در ایران انتظاری غیر از این از ایشان می رفت.
اگر اشتباه نکنیم آقای ایوبونه بعنوان یک فرانسوی طالب دموکراسی و امنیت جوی چیره دست که بین یک فرقه کلاسیک وفرقه رجوی نمیتواند تشابهاتی قائل شود، طبیعی است که بسیاری از پارامترهای سیاسی –اجتماعی در ارتباط با مردم ایران را عمدا یا سهوا از قلم انداخته و تلاشی برای فهم بیرون از خود ندارد.همانگونه که افتراق و تناقضات سخنرانی خود را فراموش کرده وبرای دلخوشی "خانم"، وجود بحران و ناتوانی مجاهدین را به گردن غیر انداخته و در یک فرافکنی آشکار از فعالیت و حضور جداشدگان در فرانسه گله و شکایت میکند؛
"در فرانسه زياد شنيدهام كه افراد ناباب سخن از سكت و تروريسم و استبداد در رابطه با شما مىگويند من فقط سوأل دارم كه كدام سازمان مقاومت مىتوانست 30سال تمام دوام بياورد ..."
http://www.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=47615
آقای ایو بونه در فرانسه نه تنها از زبان مجاهدین شنیده اند، بلکه از زبان مجاهدین و اطلاعیه هایی که آنان برعلیه دگر اندیشان صادر کرده اند کتاب نیز نوشته اند.بنابر این حرف های تکراری و سیاه ایشان برای جداشدگان آشناست و چنین نگارش های عمدی یا سهوی برای نخواستن و لاپوشانی حقایق است.
اما باید اذعان داشت که کلید حقیقت دور از دسترس ایشان بوده و اعتراف آشکار او به حضور افراد "ناباب"(طیف جداشدگان) نشان از اوج درماندگی مجاهدین برای چنین پدیده ای در فرانسه وتمام کشورهای اروپایی است!وزنه ای که درتعارض ناشیانه آقای ایوبونه ، سوزش عمیق مجاهدین و رهبری آن را نسبت به حضور و فعالیت جداشدگان نشان می دهد!
اگر پاسخ آقای ایوبونه به مسائل مطرح شده ،نه!باشد بایستی چند مسئله را روشن کنند؛
آقای ایوبونه جداشدگان را از کجا می شناسند؟
شناخت و اطلاعات ایشان از روی چه منابعی است؟
هدف آقای ایوبونه از نوشتن چنین اتهاماتی بر علیه جداشدگان و برخی ایرانیان شریف و آزاده چه بوده؟
اگر چنین اطلاعاتی برای آقای ایوبونه واقعی و محرز است چرا آنان را به دست عدالت نمی سپارد؟
بدور از شانتاژهای اطلاعاتی مجاهدین که اساسا برای سیاه نمایی "غیر"استفاده می شود،آیا با یکی از آنان ملاقات کرده و روی استنادات آنان تحقیق کرده اند؟
بجز جدا شدگان به کدام یک از نیروهای سهیم در اوپوزیسیون می توانند مارک تقبل بزنند!؟
آیا چنین نیرو، یا افرادی را بجز حاشیه مجاهدین و شورای به اصطلاح مقاومت آنان سراغ دارند؟
باید گفت که تنها جداشدگان نیستند که به مجاهدین توتالیتر، سکت و تروریست می گویند.قبل از آنان مردم فرانسه،دولت مردان فرانسوی و دیگر کشورهای اروپایی و بالاخص دولت آمریکا است که به آنان چنین رویکردی داشته و دارد.
اگر آقای ایوبونه باز هم می گوید نه!از آقای "برنارد کوشنر بپرسند!از آقای سارکوزی بپرسند.از همین مردمی که در بین آنان زندگی می کنند بپرسند.از دیگر سیاسیون ایرانی بپرسند.
استنادات جداشدگان بر اساس اسناد و مدارک واقعی و حقیقی است.ایو بونه و مجاهدین چه اسنادی برای تحکیم و تحکم دارند؟
وقایع ایران ،حرکت های مردمی،سرکوب،زندان، ...و تمام تبلیغات مثبت و منفی ، نمی تواند عاملی برای روسفید کردن یک عمر جنایت مجاهدین و رهبری فریبکار آنان شود. وقتی فردی مانند ایوبونه در درک روش های سکتاریستی مجاهدین عاجز است، طبیعی است که ساده تر از دیگران در چاله مجاهدین گیر می کند.ایشان باید بیاموزند که مجاهدین در این زمینه استاد تر از آن-ی هستند که معیارهای اروپایی اجازه فهم آن را می دهد!
آیا آقای ایوبونه می تواند با تجارب 15 ساله ، حرف های مجاهدین را تکرار نکرده و خود حرفی برای گفتن داشته باشد!؟