12 شهريور 1389














 

 

افشای توطئه کثیف فرماندهی اوورسوراوواز در مورد جداشدگان و ایرانیان آزاده مقیم اروپا-3

اعضاء جدا شده از مجاهدین

2009/05/14

 

افشای توطئه کثیف فرماندهی اوورسوراوواز

 در مورد جداشدگان و ایرانیان آزاده مقیم اروپا

PART-3 

لینک به قسمت اول: http://www.ariairan.com/fa/?mod=view&id=10113 

لینک به قسمت دوم: http://www.ariairan.com/fa/?mod=view&id=10118  

 

در یوتیوب: http://www.youtube.com/watch?v=JmT0XTa5fFY 

 

در تاینی پیک

http://tinypic.com/player.php?v=wlq3kp&s=5 


در یاهو

 

 

متن مکالمه

* حروف پر رنگ مشکی – علیرضا نصر اللهی

*حروف کم رنگ مشکی و پر رنگ قرمز اعظم فراهانی (لیلا جزائری)

 ...............................................................................................

خب... حالا ببین علی،تو بیا این کارو کن!...

من کی بیام ببینمت؟

شما هر موقع که دوست دارین بیایین.

مثلا سه شنبه بیام؟

سه شنبه این هفته؟تشریف بیارین.

کجایی تو؟... یه جایی همدیگرو ببینیم که نزدیک باشه.وسط...یه کافی شاپی ،چیزی !

نمیدونم .پاریس رو بلدی که .

Excuse me

بله....بذا بگم کجا ببینمت....

شما Gare du Nord  میایین یا Gare de l'est   ؟

Gare du nord

اوکی

آهان راست میگی .مثلا من بیام ... بعد اونجا چیز کنیم....که بریم یه جایی بشینیم.

آره ... می تونم بیام اونجا ببینمت.میتونم بیام دنبالت.کاری نداره.ساعت ورودت رو بده.... از تونل مانش میایین دیگه.

آره.آره.

اوکی

پس یه کاری میکنیم.تو که تلفن منو داشتی.

والله تلفن ات پاک شده .ندارم نه!

چرا؟...خب بنویس...

صبر کن

قلم داری... آره...

یه لحظه.... من فقط .... خب!... بله...

0044.....7.....9...

ببین فکر کنم ظهر برسم.غروب برسم....ببین بهت قبل از اینکه حرکت کنم زنگ میزنم.

آره تو زنگ بزن ساعت قطار ات رو بهم بده....چه ساعتی میرسی!؟ ...بعد...

علیرضا چرا صدا می پیچه تو چیزت؟

صدای من می پیچه؟

نه یک صدایی می پیچه تو تلفن...تو میشنوی؟یه صدایی نمی شنوی؟...

چه صدایی ؟...من چیزی نمی شنوم.

آهان.تلفن ات مال خودته دیگه .یعنی اوکیه؟

آره تلفن خودمه.

خب حالا حواس ات جمع باشه.من... صدات داره می پیچه.احساس میکنم که یکی ...

هر چی باشه از سمت خودته.

نه...آخه نبود.یه دفعه شد.

یه دفعه شد؟پس از سمت من نیست.چون من الان تو اطاقمم.تنها هم هستم و دارم با تو صحبت میکنم.

اوکی.ببین ..پس چیز میکنیم.پس من میام می بینمت سه شنبه باشه؟

قبل از اینکه بیایی زنگ بزن.

فقط ببین علی جان.کسی اومد؟

تنها میایی؟

کسی اومد پیش ات؟

پیش من؟

الان گفتی ... خیلی خب...این صدا خیلی می پیچه...حالا  من یه ذره ...

میگم که تنها میایی؟

آره ... شاید ... رو هم بیارم.

آره خوبه بیارش .دوتایی بیایین.

دوتامون با هم میاییم.ببین اونوقت فقط یه چیزی بهت بگم علیرضا !... اگر اینا اومدن سراغ ات باید بگی نیومدن من کاری ندارم باهاشون،درست .بهشون گفتم کاری باشما ندارم.ولی ممکنه الان اینا بیان سراغ ات.

الان؟

حالا!...تا سه شنبه که من بیام.

...یعنی سریع خبردار میشن؟

نه...نه اینکه من به تو زنگ زدم.تو که نمیری به اونا بگی که ...

من اصلا کاری باهاشون ندارم.

بارکالله ...من اینو نمی گم.ولی الان بعد از اینکه این صحبت ها شد و علی پاک این افشاگری ها رو کرده ، اینا الان خیلی هار شده رژیم .

اهههم!

و سراغ خیلی ها میره.تو حواس ات باشه...

امیدوارم سراغ من نیاد...

اگر اومد چیکار میکنی؟

ببین سراغ من که نمیآد .چون من خیلی وقته ...

اگر اومدن علی جان چیکار میکنی؟

من...قبلا یک بار در زندگیم اشتباه کردم .دیگه اشتباه نمیکنم.نه اینکه سراغ ام بیان ها.از اینکه میدونن من دنبال زندگیم هستم و هیچ کاری با هیچ کسی هم ندارم .

اهمم.

اگه اومدن تو محکم جلوشون وایستا بگو کارتون ندارم.تا  من بیام ببینمت!

باشه…. خدا حافظ

پایان بخش اول

 

ادامه دارد... 

 ............................................................................................................

 

                                               شما را به ملاحظه بخش دوم که در آینده نزدیک منتشر می شود دعوت میکنیم

                                      در حاشیه یک ملاقات سری - پاریس Gare du Nord  

Face à la Gare du Nord - 25, Rue de Dunkerque

Quick Restaurant

75010 Paris

 عکس ها چه می گویند!؟

 

 

 

 


  14-05-2009
 
AriaIran.com(C) 2008