چند جمله ای بعد از خارج شدنم ازفرقه

میخواستم اول این را بگویم که من از هیچ کس و هیچ ارگانی پول دریافت نمیکنم و فقط کمیساریا غذا و خانه برای من داده و مقداری پول که دوستانم به من داده اند و امروز فرقه به من مارک مزدوری میزند.

و امروز که این را میگویم بخاطر این است که فرقه مرا در خیابان ول کرد و هیچ پولی بعد از ۳۰ سال به من نداد و من هم گفتم بخاطر اینکار شما را تنبیه میکنم که دیگر با نفرات دیگر این کار را نکنید و شما را افشا خواهم کرد.

در ادامه مسائلی که با آن روبرو بودم را به اطلاع هموطنان چه در خارج و چه در ایران میرسانم. البته که خیلی زیاد است ولی من در چند خط مینویسم .

فرقه رجوی و گماشته هایش موقعی که من اعلام کردم میخواهم جدا شوم قول و وعده کمک های مالی به من میدادند اما در یک روز احمد واقف یکی از سران فرقه و چند مهره شناخته شده مرا صدا کردند و با تهمت و ناسزا و مارک زدن به من که تو مزدور دولت ایران هستی.

جالب است آدمی با سابقه نزدیک به ۲۶ سال میشود مزدور و با کلمات تحقیر آمیزی که در ادبیات مسعود رجوی بود من را با آنها حواله میکردند و من را بیرون گذاشتند چون من بارها از آنها تقاضای رفتن را کرده بودم که این طور میخواستند از دست من راحت بشوند که در جنگ سیاسی چیزی داشته باشند که بتوانند علیه من استفاده کنند و من که به دنیای بیرون پا گذاشتم هیچ کمکی به من نکردند و حتی یک لقمه نان هم نداشتم و ندادند. در دل میگفتم مگر میشود بعد از نزدیک به ۳۰ سال یک دلار هم به من ندهند؟ یعنی ارزش این را هم ندارم؟ ولی خدا را شکر دوستانی در بیرون داشتم که من را نجات دادند از گرسنگی. بله هنوز شرافتهایی است در نفرات بیرونی که از سازمان آمده اند و خودشان هم در مضیقه هستند ولی آن شرافتهایشان نمرده است.

بله بعد از بیرون آمدن توانستم با دو دوست و تفنگدار قدیمی که از بچگی با هم بزرک شدیم بپیوندم و همدیگر را در بغل فشردیم که بعد از این همه سال آزاد شده ایم و در چند روزی که با هم بودیم تا صبح بیدار مینشستیم و خاطرات را با هم مرور میکردیم و کلی میخندیدم . چون در فرقه که حق صحبت نداشتی چه برسد تا صبح. و بعد هم به محلهای تفریحی میرفتیم ولی هنوز باور نداشتم که آزاد هستم و بعد از سالیان آزاد شده ام. درست است که این دنیا سختی فراوانی دارد مخصوصا ما که پول هم نداریم. ولی مهمتر از همه چیز آزادی است که ما داریم ومیتوانیم برای خودمان تصمیم بگیریم . و این را به خودم قول دادم که تمام خاطرات گذشته که کم نیست را به تمام مردم بگویم و از هیچکس هم نمیترسم و دنیای آزاد است و هر اتفاقی هم برای من بیفتد مقصر اصلی فرقه است با تشکر

سعدالله سیفی، تیرانا، آلبانی، ایران اینترلینک