نقش مجاهدین در سی خرداد سال 1360 و درسهایی که آموخته نشد

نگاهی از درون به نقش مجاهدین در سی خرداد سال 1360 و درسهایی که آموخته نشد

رویدادهای خرداد سال ۱۳۶۰، خشونت بارترین روزهای تاریخ ایران است که با جنگ و اشغال چند شهر مرزی توسط ارتش صدام حسین همزمان بود.

این رویدادها همچنین همزمان با طرح عدم کفایت سیاسی ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت بوقوع پیوست.

چند روز پیش از آن، یعنی در روز 28 خرداد ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق ایران با انتشار اطلاعية سياسي ـ نظامي شمارة 25 ،  ورود به فاز مبارزه مسلحانه با حکومت جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرده و به بسیج هواداران خود برای تظاهرات و درگیری در تهران و تعدادی از شهرهای ایران پرداخت.

متن « اطلاعية سياسي ـ نظامي شمارة 25

بسم الله الواحد القهار

مردم قهرمان ايران

مردم مبارز تهران

مزدوران ارتجاع سه شنبه شب 26 خرداد ماه جاري، با حمايت دسته هاي متعدّد اوباش مسلّح و چماقدار، به خانة پدري برادر مجاهد مهدي ابريشمچي يورش برده و پس از ضرب و شتم ساكنان آن، بخشي از اموال و كتب موجود در خانه را به غارت بردند.

همچنين در همين ايّام شاهد دستگيريهاي غيرقانوني اعضاي دفتر رياست جمهوري هستيم؛ كه بعضاً حتّي خبر و اسامي افراد دستگير شده نيز اعلام نمي شود. كما اينكه نقشه هاي وسيعي براي دستگيري كلية شخصيتهاي ترقّيخواه و ضدانحصارطلب كشور در دست آمادگي است. سازمان مجاهدين خلق ايران، ضمن اعتراض به اين قبيل اقدامات ضدانقلابي و خلاف شرع و قانون، بدين وسيله از خلق قهرمان ايران كسب اجازه ميكند تا از اين پس ـ به ياري خدا ـ در قبال حفظ جان اعضاي خود، به ويژه اعضاي مركزي سازمان كه در حقيقت بخشي از مركزيت تمامي خلق و انقلاب محسوب مي شوند، قاطع ترين مقاومت انقلابي را از هر طريق معمول دارد.

بديهي است برا بر اعلامية حاضر، از اين پس مسئوليت هرآنچه كه حين مقاومت انقلابي واقع شود، تنها و تنها بر ذمّة مرتجعين انحصارطلب و اوباش چماقدار آنهاست كه قصد آن كرده اند تا نقشة به پايان نرسيدة شاه خائن و ساواك منفور او را در قلع و قمع مجاهدين به پايان رسانند. از اين حيث برآنيم كه نامبردگان هر كه باشند و در هر لباسي دقيقاً شايستة سخت ترين كيفر و مجازات انقلابي خواهند بود. ضمناً سازمان مجاهدين خلق ايران اين حق را براي خود محفوظ مي دارد تا در هر موردي هم كه كيفر في المجلس جنايتكاران در حين انجام جرم ضدانقلابي ميسّر نباشد، به زودي و به طور مضاعف، آمران و عاملان مربوطه را به جزاي خود برسانند. و ماالنصرالامن عندالله.

مجاهدين خلق ايران ـ 28/خرداد/1360 »

بسیج اعضا و هواداران به  تظاهرات روز سی خرداد 1360 یکی از محصولات اطلاعية سياسي ـ نظامي شمارة 25  مجاهدین خلق و استراتژی آنان علیه حاکمیت آنروز بود که در شهرهای مختلف ایران از جمله در تهران، اصفهان، ارومیه، شیراز، اراک، اهواز، بندرعباس و … به راه افتاد.  اما این تظاهرات منحصر به حضور اعضای سازمان مجاهدین خلق نبود و طیف های گوناگونی از گروه های سیاسی آن روز شرکت داشتند و بزرگترین سهم آن نیز از آن دکتر ابوالحسن بنی صدر بود.

چند روز قبل از ۳۰ خرداد و با انتشار اطلاعية سياسي ـ نظامي شمارة 25 از طرف مجاهدین خلق، اسدالله لاجوردی دستور بازداشت مسعود رجوی و موسی خیابانی را صادر کرده بود. اما نیروهای امنیتی نتوانسته بودند مخفیگاه وی را شناسایی کنند. وی درحالیکه مخفی شده بود همچنان رهبری مجاهدین و میلیشیاهای آموزش دیده خود را بر عهده داشت و اطلاعیه صادر می نمود.

تظاهرات و درگیری‌های سی خرداد 1360 شهر تهران نیز اغلب در نقاط مرکزی شهر از جمله خیابان انقلاب، میدان فردوسی، میدان منیریه، خیابان طالقانی، خیابان ولی‌عصر و … روی داد. حکومت نیز با اعلام آیت‌الله خمینی و دیگر روحانیون به سرعت عکس‌العمل نشان دادند. چنانکه طی یک روز تنها در اطراف دانشگاه تهران حدود 16 نفر کشته، 156 نفر مجروح و ۱۰۰۰ نفر دستگیر شدند.

بر خلاف ادعاهای مطرح شده از طرف سازمان مجاهدین خلق که چنین تظاهراتی را بدون اطلاع قبلی گزارش نموده و از آن تحت عنوان « سی خرداد پاسخ به ضرورت تاریخ » یاد کرده اند، این رویداد از پیش طراحی شده و هماهنگی های لازم برای درگیری مسلحانه و حتی کودتای خیابانی در نظر گرفته شده بود. اما نه از طرف بنی صدر بلکه از جانب مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق!

محمد اقبال عضو سازمان مجاهدین خلق و شورا در بخشی از خاطرات خود که روز جمعه, 26 خرداد 1396  تحت عنوان «آتش به اختيار در ۳۰ خرداد ۶۰» در وب سایت متعلق به سازمان مجاهدین یعنی همبستگی ملی منتشر شده از این مسئله پرده بر می دارد؛

برگردم به روز ۳۰ خرداد. رشته تظاهرات تاكتيكي و پراكنده يك باره از ۲۶ خرداد تقريبا قطع شد. مجاهدين خلق و در رأسشان مسعود رجوي تصميم خود را گرفته بودند. تظاهرات تاكتيكي و هر كار ديگري تعطيل… بسيج و آمادگي براي ۳۰ خرداد. «اگر خميني مي‌خواهد پانزده خرداد و يا هفده شهريور ديگري درست كند بگذار شهدايش را مجاهدين تقديم كنند»، «ما به قربانگاه مي‌رويم تا نسل‌هاي آتي لعنت‌مان نكنند».

««از صبح سي خرداد… تمامي پيكر مجاهدين و ميليشيا در تهران مشتاقانه سر از پا نمي‌شناخت و در هر پارك و كوچه و خيابان و خانه‌اي گروه‌ گروه آماده مي‌شد».

آري آن روز رهبر مجاهدين يك شاهكار تاكتيكي و نظامي آفريد. غير ممكن، ممكن شد و تعداد تظاهر كنندگان به پانصد هزارنفر رسيد. خميني دو راه داشت: يا بگذارد تظاهرات ادامه يابد، كه ابتدا به مجلس رژيم و سپس به بيت العنكبوت جماران مي رفت و رژيم را جارو مي كرد و يا حداقل خميني را وادار مي كرد كه ببيند آنچه را كه هرگز تمايل به ديدنش نداشت.

پاسداران ابتدا تلاش كردند با حمله با چوب و چماق به صف پيشاپيش تظاهركنندگان جلوي شروع تظاهرات را بگيرند. دفاع تهاجمي سنگين ميليشيا حمله را در هم شكست و تظاهرات آغاز شد. در اينجا بود كه خميني دستور داد كه سيل رگبار سلاحهاي سبك و نيمه سنگين به سوي تظاهركنندگان سرازير شود.»

مینا انتظاری نیز که از هواداران مجاهدین خلق می باشد طی مقاله ای تحت عنوان «خرداد ۶۰، ماهی که به خون نشست»  که در خرداد ماه ۱۳۸۶ منتشر شده شاهدی بر گویای هدف دار بودن تظاهرات سی خرداد 60 می باشد؛

«ما نیز در یک دسته ۹۰ – ۱۰۰ نفره از بچه های بخش دانش آموزی در میدان مخبرالدوله مدتی پیش از شروع تظاهرات اصلی با سازماندهی قبلی بطور موضعی شروع به تجمع و راه اندازی تظاهرات اعتراضی-افشاگرانه کردیم و با شعارهایی مثل “مرگ بر ارتجاع” و “مرگ بر بهشتی” و “حزب چماق بدستان باید بره گورستان”… راه افتادیم. »

او در قسمتی از همین نوشته عنوان کرده است که بخش زیادی از دستگیر شدگان خرداد ۱۳۶۰ از زندان آزاد شده و به سازمان مجاهدین خلق پیوسته و در عملیات های سازمان مجاهدین در کنار صدام حسین علیه ایران شرکت داشته اند؛

«بسیاری از بچه های دستگیری خردادماه شصت بعد از تحمل سالها حبس و رهایی از زندان به ارتش آزادیبخش ملی پیوستند و تعدادی از آنان در عملیات مختلف آزادیبخش جاودانه شدند. فقط بعنوان نمونه از یار عزیزم “مرضیه اعتمادی” یاد میکنم که بعد از سه سال تحمل رنج زندان برای ادامه مبارزه در خط مقدم عازم منطقه شد و سرانجام در عملیات فروغ به شهادت رسید. »

« دفاع تهاجمی » مورد ذکر خاطره نویسان که در مقابل شکستن تظاهرات با چوب و چماق پلیس ها که در هر کشوری امکان و احتمال آن در برابر موارد مشابه وجود دارد، معنایی جز از پیش آمادگی برای درگیری و عمل مسلحانه نمی باشد. با توجه به اینکه در هیچ کشوری منجر به شروع فاز نظامی و ترور های خیابانی نمی شود.

اما جالب ترین بخش از سناریوی از پیش تدوین شده مسعود رجوی برای ایجاد درگیری و هرج و مرج در سی خرداد ۱۳۶۰ و روزها و ماه های پیش و پس از آن را باید از درون ساختار تشکیلات شنید.

آنطور که در خاطر نگارنده باقیمانده، در یکی از روزهای فروردین ماه ۱۳۸۰ و مدتی قبل از اینکه از تشکیلات سازمان مجاهدین فرار کنم، در یک گفتگو با رضا صادقی که از مترجمین عرب زبان تشکیلات مجاهدین در روابط با امنیت صدام حسین بود، از مسائل مهمی پرده برداشت.

او می گفت اکثر درگیری های خیابانی که تحت عنوان درگیری با عناصر حزب اللهی یاد می شود از طرف سازمان مجاهدین سازماندهی می شد.

به این شکل که سازمان برای نفوذ در سپاه و کمیته ها، گروه هایی را تشکیل داده بود که در همه تظاهرات های مجاهدین از جمله در تظاهرات میلیشای تهران، امجدیه، ترمینال خزانه، حمله به مرکز امداد، تظاهرات مادران در اردیبهشت ماه و تظاهرات سی خرداد شصت حضور داشتند. هدف اصلی این گروه ها که خود از اعضای با تجربه مجاهدین بودند اما کارت کمیته و بسیج در جیب داشتند، ایجاد درگیری و آشوب در خیابان ها بود.

او می گفت که در آن ایام همه اعضای گروه ریش می گذاشتند، تسبیح به دست می گرفتند و شلوار سربازی می پوشیدند تا همانند یک بسیجی بنظر برسند تا راحت و زودتر از بسیجی ها آغاز گر درگیری های خیابانی علیه سازمان باشند.

او می گفت با برادرش و تعدادی دیگر که در همان ایام کشته شدند، از سردمداران این جریان بودند. او می گفت شناختن ما کار ساده ای نبود و گاها خود ما هم قاطی می کردیم. کسی نمی دانست که ما مجاهد هستیم. این یک ماموریت مخفی بود که فرماندهی آن را ضابطی بعهده داشت. ما همانند بسیجی ها بودیم و اکثر درگیری ها را خود ما ایجاد می کردیم تا سازمان در آنزمان مظلوم نمایی کند. درست است که بسیجی ها نیز با ما مخالف بوده و در اکثر درگیری ها شرکت داشتند اما این ما بودیم که حاضر و آماده همیشه از درون تظاهرات سازمان بیرون می زدیم که حتی اگرحزب اللهی ها قصد اخلال و درگیری در تظاهرات سازمان را نداشتند، ما به این شکل جبران می کردیم.

پیش از آن نیز مدتی با مهدی کتیرایی از فرماندهان عملیاتی تهران بودم. روزهای منتهی به عملیات موسوم به آفتاب که هر دو در بخش لجستیک مشغول بودیم، او تعریف می  کرد که چگونه تیم های عملیاتی و گروه های تحت فرمانش در تنش و ایجاد درگیری نقش داشتند.

مهدی کتیرایی می گفت که فرمانده عملیاتی اولین صحنه های درگیری در میدان مصدق و پس از آن در میدان فردوسی تهران بوده است. او می گفت تیم های تحت فرمانش در روز سی خرداد ۱۳۶۰ همگی مسلح بودند و قرار بود با اولین درگیری که بچه های سازمان ایجاد میکنند وارد عمل شده و تظاهرات را تبدیل به عملیات مسلحانه کنند که کردند.

مدتی پس از آن و قبل از عملیات موسوم به فروغ از فرمانده بهمن که آنموقع معاون محمود قائمشهر بود نیز موارد مشابهی را شنیدم. او که در سی خرداد و پس از آن در تظاهرات مسلحانه ۵ مهر چندین تیم عملیاتی و مسلح تحت مسئولیت اش بودند تعریف می کرد که اولین تیراندازی روز سی خرداد ۶۰ در میدان مصدق را خود او شروع کرده بود. او می گفت که شلیک در تظاهرات سی خرداد برایش همانند مانور بوده و تعداد کمی را به قتل رسانده است. اما بعدها در تظاهرات مسلحانه ۵ مهر ده ها تن از اعضای بسیج و سپاه را در خیابان های تهران ترور کرده و به قتل رسانده است.

در طرف دیگر ماجرا، محمود دلخواسته که خود از شرکت کنندگان در تظاهرات سی خرداد ۶۰ بوده و از طرفداران بنی صدر می باشد درباره وقایع سی خرداد 60  نوشته است؛

«از طرف دیگر، مجاهدین خلق هستند که آنها نیز سعی در مصادره به مطلوب این تظاهرات کرده اند و سخن از اینکه نیم میلیون طرفدار مجاهدین در این روز به تظاهرات پرداخته اند. آنها هم به تناقضهای این دروغ دقت نکرده اند و از جمله اینکه اگر شما فقط در تهران نیم میلیون طرفدار داشتید و در عرض یکروز توانستید آنها را بسیج کنید، چگونه شد که با به قتل رسیدن و زخمی شدن کم و بیش 100 نفر از هم پاشیدید و بعد از آنهم دیگر هیچوقت توانا به انجام تظاهرات حتی بسیار کوچکتر از آن نشدید؟ اگر تعداد هوادارن شما در تهران را مبنا قرار دهیم، از این قرار شما می باید در ایران حدود 7 میلیون هوادار فعال می داشتید، چه شد که در عراق و در اوج قدرت خود و حمایت صدام و در عملیات فروغ جاویدان خود تعداد شما از 6-7 هزار نفر بالاتر نرفت؟»

محمود دلخواسته که از ابتدای شکل گیری تظاهرات حضور داشته می گوید که این تظاهرات فقط ۴۰ دقیقه طول کشیده و هسته مرکزی آن را که مجاهدین و فداییان اقلیت تشکیل می دادند فقط چند صد نفر بوده و بقیه جمعیت طرفدار دکتر بنی صدر بودند.

از درون حاکمیت نیز می توان به این وقایع پرداخت. عزت شاهی که از بنیان گذاران کمیته های انقلاب بوده در کتاب خاطرات خود نوشته است؛

«گاهی برخی از آنها (اعضای مجاهدین خلق) را كه در خيابانها و پارك ها شلوغ می‌‌كردند به كميته می‌آوردند، در حالی كه هيچ ‌كس و هيچ جا حتی دادستانی هم حاضر نبودند آنها را از ما تحويل بگيرند، لذا روی دستمان می‌ماندند. پس به بچه‌ها گفته بوديم كه آنها را در ميانه راه ولشان كنيد كه بروند؛ ما نمی‌توانيم با آنها برخورد كنيم. سعی كنيد آنها را به كميته نياوريد.

نظرم اين بود كه نبايد به آنها آزادی عمل داده می‌شد، بايد سرانشان را دستگير و مدتی در زندان نگه داريم كه حقايق بر طرفدارانشان مشخص شود. »

«در 30 خرداد 1360 آنها راه‌پيمايی بزرگی در خيابان انقلاب صورت دادند. جمعيت نسبتاً زيادی هم به ميدان آوردند، شعارهای تند و احساسی می‌دادند و اعلان جنگ مسلحانه كردند.  اعلاميه “اعلان جنگ مسلحانه” آنها دو روز جلوتر پخش شد. ما راه‌پيمايی و اجتماع آنها را غير قانونی اعلام كرديم. از اين زمان به بعد ديگر من به تنهايی نبودم، من به عنوان كميته و انتظامات شهر و لاجوردی و بهشتی و قدوسی به عنوان دادستان هم بودند.

اول ها دادستانی می گفت: شما نسبت به اينها عقده داريد، چون اينها شما را در زندان اذيت كرده‌اند، شما نسبت به آنها عقده‌ای شده‌ايد، و الآن اين‌طور با آنها برخورد بدی می‌كنيد، ما بايد جاذبه داشته باشيم و اين افراد را جذب كنيم، حرفها و برخورد‌های امثال شما دافعه ايجاد می‌كند»

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی نیز در کتاب خاطرات منتشر شده اش که عبور از بحران نام دارد، به روزهای منتهی به سی خرداد سال ۱۳۶۰ و پس از آن به تفصیل اشاره داشته است:

«گروهک‌های مجاهدین خلق و پیکار و رنجبران و اقلیت فدایی و… تدارک وسیعی برای ایجاد آشوب و جلوگیری از کار مجلس دیده بودند و به نحوی اعلان مبارزه مسلحانه کرده‌اند. از ساعت چهار بعد از ظهر به خیابان‌ها ریختند و تخریب و قتل و غارت و آشوب را در تهران و بسیاری از شهرستان‌ها آغاز کردند. کم کم نیروهای سپاه و کمیته‌ها و حزب‌اللهی‌ها به مقابله برخاستند. من در مجلس بودم. صدای تیراندازی از چندین نقطه شهر به گوش می‌رسید. خبر از جراحت و شهادت عده‌ای نیز می‌رسید… نزدیک غروب آقای زواره‌ای، مسئول ستاد امنیت آمد و نوار ضبط شده از ارتباطات تلفنی مرکز فرماندهی مجاهدین خلق با رابط‌های آشوب خیابانی را آورد که برنامه وسیع تخریب و آشوب آنها را مشخص می‌کرد. اوایل شب آشوبگران شکست خوردند و متفرق شدند، بدون اینکه کار مهمی از پیش ببرند، به جز تخریب چند ماشین و مرگ و جرح چند نفر از طرفین.

شنبه ۳۰ خرداد: طرح عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر در دستور بود… جمعیت عظیمی از حزب اللهی ها در بیرون مجلس جمع شده بودند و خواستار سرعت کار بودند… گروهک های مجاهدین خلق و پیکار و رنجبران و اقلیت فدایی و… تدارک وسیعی برای ایجاد آشوب و جلوگیری از کار مجلس دیده بودند و به نحوی اعلان مبارزه مسلحانه کرده اند. از ساعت چهار بعد از ظهر به خیابان ها ریختند و تخریب و قتل و غارت و آشوب را در تهران و بسیاری از شهرستان ها آغاز کردند. کم کم نیروهای سپاه و کمیته ها و حزب اللهی ها به مقابله برخاستند. من در مجلس بودم. صدای تیراندازی از چندین نقطه شهر به گوش می رسید. خبر از جراحت و شهادت عده ای نیز می رسید… نزدیک غروب آقای زواره ای، مسئول ستاد امنیت آمد و نوار ضبط شده از ارتباطات تلفنی مرکز فرماندهی مجاهدین خلق با رابط های آشوب خیابانی را آورد که برنامه وسیع تخریب و آشوب آنها را مشخص می کرد. اوایل شب آشوبگران شکست خوردند و متفرق شدند، بدون اینکه کار مهمی از پیش ببرند، به جز تخریب چند ماشین و مرگ و جرح چند نفر از طرفین. شب را در مجلس ماندم. اولین جلسه شورای ریاست جمهوری، به خاطر عدم دسترسی به رئیس جمهور که متواری است با حضور آقایان بهشتی و رجایی و من در دفتر من تشکیل شد. برای امضای آئین نامه مصوب مجلس و ضمنا در مورد مسائل جاری و آینده ریاست جمهوری هم تبادل نظر کردیم… خبر رسید که خانم بنی صدر را هم بازداشت کرده اند. نظر دادیم ایشان را آزاد کنند و در خانه تحت نظر داشته باشند.

یکشنبه ۳۱ خرداد: در خیلی از شهرها هم آشوب مختصری توسط گروهک ها ایجاد شده بود که با دخالت مردم سرکوب گردید. در تهران ۱۶ نفر کشته و ۱۵۶ نفر مجروح از حوادث دیروز گزارش شده است. جلسه علنی در ساعت هفت و نیم صبح شروع شد و بحث عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور ادامه یافت. امروز موافقان طرح خیلی خوب صحبت کردند، مخصوصا آقایان موسوی خوئینی ها و سید علی خامنه ای. مخالف ها بعضی منصرف شدند و بعضی غیبت داشتند و بعضی در موافقت صحبت کردند و رئیس جمهور هم که مخفی است، برای دفاع نیامد. بعد از ظهر رأی گرفتیم. عده حاضر ۱۹۰ نفر، رأی در موافقت با عدم کفایت سیاسی ۱۷۷ و مخالف یک رأی متعلق به آقای صلاح الدین بیانی، نماینده خاف و ممتنع ۱۲ رأی… امروز علیرغم تهدیدهایی که از طرف گروهک ها شده بود که در صورت عزل بنی صدر شهر را به آتش می کشند، کوچکترین حرکتی نکردند. شاید به علت قاطعیت دادگاه انقلاب که امروز صبح ۱۵ نفر از عوامل آشوب را سریعا محاکمه و مجازات کرده است؛ و به علت حضور حزب الله.

دوشنبه اول تیر: خبر اعدام ۸ نفر از گروهک های ضد انقلاب وحشتی در قلب مخالفان انداخته است… مقاومت های پراکنده کم اثری از طرف مخالفان به نام حمایت از آقای بنی صدر می شود، ولی خیلی ضعیف است و مردم جواب می دهند. امام سریعا به نامه مجلس جواب دادند و بنی صدر را عزل کردند.»

با گذشت 36 سال از وقایع آن روز، مجاهدین خلق می گویند که تظاهرات مسالمت آمیز و بدون برنامه ریزی سی خرداد 60  به فراخوان مسعود رجوی شکل گرفته و پانصد هزار تن از اعضا و هواداران مجاهدین در آن شرکت داشته اند. همانگونه که نشریه مجاهدین نیز در آن روزها پانصد هزار تیراژ داشته است.

آنها معتقدند که سالروز «۳۰ خرداد 1360 » در پاسخ به یک ضرورت تاریخی بوده، مسالمت آمیز و با دست خالی انجام شده که رژیم آن را بخون کشیده است. به همین دلیل این روز از نظر آنان، روز شهدای انقلاب نوین، روز زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران است.

گذشته از آمار و ارقام تخیلی رهبران سازمان مجاهدین و دروغ هایی که از هر رویدادی تحویل تاریخ داده اند، سی خرداد یا وقایع پیش و پس از آن ماجرایی یک طرفه نبود. نقش آنان بعنوان یک سازمان و تشکیلات منسجم در ایجاد خشونت و به بن بست کشاندن فضای سیاسی جامعه آنروز آشکار و محرز است. همانگونه که قبل و پس از گرویدن به ارتش خصوصی صدام حسین در عراق با  ترور های خیابانی، عملیات های انتحاری و بمب گذاری ها شعله ور تر شده  و در به مسلخ کشاندن یک نسل از هیچ کوششی فروگذار نکردند.

وقایع سی خرداد سال 1360 و سال های سیاه پس از آن نتیجه ای از پیش تعیین شده داشت. شخص مسعود رجوی به دلیل تمامیت خواهی، در شکل گیری و انحراف عمدی آن نقش بسزایی ایفا کرده است. او با کیش شخصیت که بعدها در درون سازمان مجاهدین با شاخص انقلاب مریم رجوی معرفی گردید، در قالب یک فرقه تمام عیار ظهور نمود.

سی خرداد سازمان مجاهدین، زخمی تاریخی و خیانتی فراتر از همکاری و همراهی با صدام حسین دشمن آب و خاک مردم ایران است. درسی که آموخته نشد و تجربه ای که همچنان در عرصه های دیگر تکرار می شود!

 

سی خرداد 1396 برابر با 20 ژوئن 2017

جواد فیروزمند

 

فیلمی در رابطه با درگیری های روز سی خرداد 1360 در تهران که از مدتی پیش در شبکه یو تیوب قرار گفته است