خاطره ای از مسعود رجوی در نشست اعضای شورا در بغداد

قابل توجه لاشخورهای شورای به اصطلاح مقاومت فرقۀ رجوی
قبل ازهرنکته باید یادآوری کنم که این کلمۀ لاشخور اصطلاحی است که رجوی در بعضی از نشستها از آن برای شورایی های خود استفاده می کرد که در زیر به آن اشاره خواهم کرد.
اگر اشتباه نکنم سال 74 بود که با تعدادی ازبچه ها برای انجام مأموریتی سازمانی به بغداد رفته بودیم. وقتی که به مجموعه پایگاههای سازمان در بغداد رسیدیم به ما گفتند بروید به سالن بهارستان (سالنی در یکی از پایگاههای سازمان در بغداد) و در آنجا خودتان را به «خواهر» مهری حاجی نژاد که از مسئولین فرقۀ رجوی و عضو شورای رهبری فرقه بود معرفی کنید.
وقتی ما به آنجا رسیدیم مهری گفت: «مسعود با شوراییها جلسه دارد و در طی این چند روز باید مسائل صنفی (تدارکاتی) اینها را انجام بدهیم». مسئولیت داخل سالن با تعدادی زن بود و ما هم تعدادی بودیم که از قرارگاههای مختلف آمده بودیم که ازصبح تا شب کارمان پذیرایی بود و مهری هر یک از ماها را مسئول انجام کاری کرده و توجیهات لازم را داده بود از جمله اینکه هیچکس از ما حق نداریم از مواد غذایی و شیرینی ها و میوه ها استفاده کنیم چون اینها مخصوص اعضای شورا می باشند. این مواد غذایی بسیار با کیفیتی بالا بودند که در پادگان اشرف برای افراد سازمان و به اصطلاح «ارتش آزادیبخش» مطلقا چنین خوردنی هایی وجود نداشت.
خلاصه بعداز چند روز که اجلاس به اصطلاح شوار دایر بود جلسات به مرحله پایانی رسید و نزدیک غروب بود که ما در داخل سالن آماده سازی بودیم. همۀ افرادی که برای پذیرایی از اشرف آمده بودیم یعنی در حقیقت آورده بودندمان از این همه بیکاری به شدت خسته شده بودیم که یکدفعه سروکلۀ شخص رجوی پیدا شد. مهری حاجی نژاد هم همان جلوی درب سالن ایستاده بود که مسعود با دیدن او و نفرات با صدای بلند گفت: «ای داد ای داد! وای برمن وای برمن! خواهر شورای رهبری مجاهدین باید بیاید برای این لاشخورها (اعضای شورا) از صبح تا شب جان بکند؟!!… پولشان را بده بیارشان بغداد آن وقت طلبکار هم هستند!!… البته اگر شماها نباشید همۀ اینها توی دهان اطلاعات رژیم هستند وو….»!!.
خلاصه این دورویی فرهنگ بسیار کثیف رجوی بود که حتی با نزدیکان خودش هم صادق و روراست نبود، البته همه می دانستند که این شورا چیزی جز برای فریب افکار عمومی و دادن پز دموکراتیک واستفاده سیاسی از آن به عنوان ویترینی بیرونی و دنیا پسند برای فرقۀ رجوی نبوده و نیست و همه در تشکیلات سازمان و در پادگان اشرف می دانستند که همۀ این اعضای به اصطلاح شورا بازیچۀ رجوی هستند و این را خودشان بهتر از هر کسی می دانند و رجوی این چند نفر باقی ماندۀ آنها را هم فقط با پول و تأمین رفاه و زندگی خارجه نشینی شان و افزایش جیره و مواجبشان با خود یدک می کشید.

غفور فتاحیان
انجمن نجات از فرقه ها